ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٢ - كلام راغب اصفهانى در بيان مراد از محكم و متشابه و اقسامى كه براى محكم و متشابه قائل است
٤- آنكه تشابهش از جهت مكان و يا امورى باشد كه آيه در شان آن امور نازل شده باشد، مانند آيه:(وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها)[١]، كه در آيه معين نشده مقصود از پشت خانه كجا است، و مانند آيه(إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ)[٢] كه تشخيص معناى نسىء ، براى كسى كه عادت عرب جاهليت را نمىداند، مشكل است.
٥- آنكه تشابهش از جهت شروطى باشد كه در صحت و فساد عمل دخالت دارند، مانند شروط نماز و نكاح.
با در نظر گرفتن اين مطالب معلوم مىشود هيچ يك از وجوهى كه مفسرين در معناى متشابه ذكر كردهاند خالى از اين وجوه و تقسيمها نيست، حتى آنكه گفته متشابه عبارت است از حروف مقطعه، و يا قتاده كه گفته است متشابه عبارت است از منسوخ، و محكم عبارت است، از ناسخ، و يا اصم كه گفته: محكم آياتى است كه در تفسيرش اتفاق نظر باشد، و متشابه آيات مورد اختلاف است.
و از سوى ديگر مىتوان تمامى انحا و اقسام متشابه را در سه قسمت خلاصه كرد: اول، متشابهى است كه اطلاع بر تاويلش براى كسى جز خدا ممكن نيست، مانند وقت قيامت، و روزى كه ظهور مىكند، و كيفيت آن و امثال اينها ...
دوم، متشابهى است كه پىبردن به تاويل و معرفت آن براى انسانها ممكن است، مانند الفاظ غريب و نامانوس، و احكام مغلق و دقيق.
سوم، متشابهى است مردد بين دو قسم قبلى، هم احتمال دهيم همه انسانها مىتوانند به حقيقت معناى آن آگاه شوند، و هم احتمال دهيم مختص به راسخين در علم است، و ديگران دسترسى به آن ندارند.
و اين قسم سوم همان است كه رسول خدا ٦ در دعاى خود در باره على (ع) به آن اشاره نموده و عرضه مىدارد: اللهم فقهه فى الدين و علمه التاويل [٣] (بار الها او را در دين فقيه ساز و تاويلش بياموز)، و نظير آن را در باره ابن عباس فرموده است، اين بود گفتار راغب در معناى محكم و متشابه، و گفتار وى عمومىترين گفتار در اين بحث است، كه در آن بين عدهاى از اقوال گذشته را جمع كرده است[٤].
[١] سوره بقره آيه ١٨٩.
[٢] سوره توبه آيه ٣٧.
[٣] در صحيح بخارى در باره ابن عباس نقل كرده ج ١ ص ٤٨.
[٤] در مفردات راغب ص ٢٥٥ در باره على ع هم نقل شده است.