ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨١ - رد اين توهم كه آيه مباهله ناظر بر اجتماع و ملاعنه دو رفيق اهل حق و اهل باطل مىباشد
و يا منظور همان اجتماع كوچكى است كه در مدينه از دو طايفه كوچك يعنى از چهارده نفر نجرانى و چند نفر مسلمان كه در نزد پيامبر حاضر بودند تشكيل شده بود، اگر آيه شريفه چنين اجتماعى را در نظر دارد گو اينكه تشكيل آن امرى بود شدنى، و ليكن اشكال خود اين مفسر به اين وجه وارد است كه گفته بود در آيه شركت زنان و فرزندان را از دو طرف لازم دانسته و حال آنكه روايات اتفاق دارد بر اينكه نجرانيان زن و بچه همراه خود نداشتند بلكه اشكالى كه به اين وجه وارد شده از اشكال آن دو وجه ديگر از اين نظر شديدتر است كه آن دو وجه صرف فرض بود، ولى اين اشكال در خارج واقع شده.
٥- اينكه گفته: اما ايمان و يقين رسول خدا ص و مؤمنين نسبت به اعتقادى كه در باره عيسى ع داشتند مسلم است و براى دلالت بر اين معنا جمله:(مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ) كافى است، چون علم در اينگونه مسائل يعنى مسائل اعتقادى چيزى جز يقين نمىتواند باشد گو اينكه علم در اين مسائل به معناى يقين است و در آن حرفى نيست، ليكن اين جمله دلالت كند بر اينكه مؤمنين در امر عيسى ع يقين داشتهاند صرف ادعا است و ما نمىدانيم از كجا مىتواند آن را اثبات كند و لفظ آيه شريفه يعنى عبارت(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ ...)، تنها متعرض حال رسول خدا ص است و مقام مخاطبه هم دلالتى بر اينكه آيه شامل غير آن جناب نيز مىشود ندارد، براى اينكه واردين از نجران محاجه و بگومگويى با مؤمنين نداشتند، اصلا آمدنشان به مدينه براى ديدن مؤمنين نبوده و حتى يك كلمه هم با مؤمنين حرف نزدهاند، مؤمنين نيز با ايشان سخنى نگفتند.
بله اگر آيه دلالتى داشته باشد بر عالم بودن كسى، به جز رسول خدا ص تنها دلالت دارد بر علم كسانى كه آن جناب ايشان را براى مباهله آورده بود و ما اين دلالت را در سابق از جمله:(عَلَى الْكاذِبِينَ) استفاده كرديم.
بلكه قرآن كريم دلالت دارد بر علم نداشتن و يقين نداشتن جميع مؤمنين، چون مىفرمايد:(وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ)[١]، چون در اين آيه مردم را به شرك توصيف كرده و چگونه شرك با يقين جمع مىشود؟ و اگر همه مؤمنين صاحب يقين بودند، چگونه خداى تعالى مىفرمايد:(وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً)[٢]، و مىفرمايد:
[١] اكثريت مردم ايمان به خدا ندارند مگر توأم با شرك سوره يوسف، آيه ١٠٦ .
[٢] و آن زمان كه منافقين و بيماردلان گفتند وعدهاى كه خدا و رسولش به ما داده، غرور و فريبى بيش نيست سوره احزاب، آيه ١٢ .