ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٩ - نقش مهم انبياء(ع) در اصلاح و رفع نواقص نظامهاى حكومتى
ملك از اعتبارات ضروريه زندگى اجتماعى انسانها است.
و اين اعتبار نظير ساير موضوعات اعتبارى است كه همواره اجتماع بشر در صدد تكميل و اصلاح و رفع نواقص آن و زدودن آثار ناسازگار با سعادت انسانيت آن برآمده است.
كه البته مقام نبوت در اين اصلاح سهم كاملترى را داشته، چون اين مساله در علم الاجتماع مسلم است كه هر سخن و نظريهاى كه بين عامه و خاصه مردم انتشار يابد، در صورتى كه از غريزه خود انسانها سرچشمه گرفته باشد، و قريحه آن را بپسندد، و نفوس، منتظر چنين سخن و نظريهاى باشند، اين سخن قوىترين سبب و عامل براى يكسان كردن تمايلات متفرقه است، و بهتر از هر عامل ديگر مىتواند جمعيتهاى متشتت و پراكنده را متحد، و يك دست كند، بطورى كه قبض و بسطها يكى شود، ارادهها يكى گردد، و هيچ عاملى و هيچ دشمنى نتواند در برابر آن اتحاد مقاومت كند. اين نيز ضرورى و بديهى است كه نبوت از قديمترين عهد تاريخ ظهورش، مردم را به سوى عدل مىخوانده و از ظلم منعشان مىكرده، و به سوى بندگى خدا و تسليم در برابر او تشويق مىنموده، و از پيروى فراعنه طاغى و مستكبرين قدرت طلب نهى مىكرده، و اين دعوت از قرون متمادى، قرنى بعد از قرن ديگر، و در امتى بعد از امت ديگر ادامه داشته، هر چند كه از نظر وسعت و ضيق دعوت در امتهاى مختلف و زمانهاى متفاوت اختلاف داشته، و محال است كه مثل چنين عاملى قوى، قرنهاى متمادى در بين اجتماعات بشرى وجود داشته باشد، و در عين حال هيچ اثرى به جاى نگذارد.
با اينكه مىبينيم قرآن كريم در اين باره قسمت عمدهاى از وحىهايى كه به انبيا (ع) شده، حكايت نموده، مثلا از نوح حكايت كرده كه در شكوه به پروردگارش مىگفت:(رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً، وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ)[١].
و نيز جدال بين آن جناب و بزرگان و قومش را حكايت نموده، مىفرمايد:(قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ؟ قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ، إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ)[٢].
[١] پروردگارا ايشان نافرمانيم نموده، كسى را پيروى كردند كه مال و فرزندش جز زيان برايش نيفزود، و با من مكرى بس بزرگ كردند، و گفتند خدايانتان را بى ياور نگذاريد( سوره نوح آيه ٢٣).
[٢] گفتند آيا به تو ايمان آوريم در حالى كه مشتى مردم فقير و بى سر و پا از تو پيروى كردهاند؟
گفت: من چه اطلاعى دارم كه اينان چه عملى دارند، اگر شما شعور داشته باشيد خواهيد فهميد كه حساب آنان جز به دست پروردگار من نيست( سوره شعرا آيه ١١٣).