ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٤ - مالك الملك و مليك الملوك بودن خداى عز و جل
است، براى اينكه او شارع هر قانون است، و در نتيجه به حكم خودش در آنچه كه ملك مردم است تصرف قانونى مىكند، هم چنان كه يك مليك بشرى در آنچه كه در دست رعاياى خود هست تصرف مىكند، و قرآن كريم هم او را مليك مردم خوانده و فرمود:(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ)[١] و در اينكه آنچه در اختيار مردم است، مال خدا است، و خدا به ايشان داده و فرموده:(وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ، وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)[٢].
و نيز مىفرمايد:(وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ).[٣] و نيز فرموده:(وَ ما لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).[٤] و باز فرموده:(لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ)[٥]، بنا بر اين خداى تعالى آنچه را در دست انسانهاى قبل از ما بود مالك بود، و آنچه در دست ما است، مالك است، و بزودى وارث ما نيز خواهد شد.
از دقت در آنچه گذشت روشن مىگردد كه آيه شريفه:(اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ...) داراى اين زمينه است كه اولا بيان كند ملك (بكسره ميم) خدا نسبت به ملك (بضمه ميم) را و مالكيتش نسبت به ملك (بضمه ميم) را كه ملك بر روى ملك (بضمه ميم) است. در نتيجه او ملك همه ملوك است، كه ملك را به هر ملكى كه بخواهد مىدهد، هم چنان كه فرمود:(أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ)[٦] و نيز فرمود:(وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً).[٧] و ثانيا با جلوتر آوردن اسم جلاله (اللَّه) مىخواهد سبب مالك الملك بودن و ملك الملوك بودن خدا را برساند، و آن اين است كه خدا (اللَّه است) كه كبريائيش ما فوق همه بزرگىها است، و اين دلالت روشن و واضحى است.
و ثالثا مىخواهد بفهماند كه مراد از ملك در آيه شريفه (و خدا داناتر است) اعم است از ملك حقيقى و اعتبارى، براى اينكه امرى كه در آيه اول آورد، و فرمود: بگو بار الها تويى
[١] سوره ناس آيه ٢.
[٢] سوره ابراهيم آيه ٣٤.
[٣] انفاق كنيد، از آنچه خدا از ديگران گرفته به شما داده سوره حديد آيه ٧.
[٤] شما را چه وا مىدارد كه در راه خدا انفاق نكنيد با اينكه ميراث آسمانها و زمين از آن خدا است.
سوره حديد آيه ١٠.
[٥] امروز ملك از آن كيست؟ از آن خداى واحد قهار سوره مؤمن آيه ١٦.
[٦] سوره بقره آيه ٢٥٨.
[٧] ما به ايشان سلطنتى عظيم داديم سوره نساء آيه ٥٤.