ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦ - بررسى معناى تاويل در آيات قرآنى و اقوالى كه در اين باره گفته شده است
وجه فسادش اين است كه اگر معناى تاويل اين باشد، تنها آياتى تاويل خواهد داشت كه در باره صفات خدا و بعضى از افعال او و پارهاى از حوادث قيامت باشد، و اما آيات مربوط به احكام و تشريع، اينها از آنجا كه همه از باب انشا يعنى امر و نهى است، ديگر مطابق و غير مطابق ندارد، تا مطابقتش با حوادث قيامت تاويل خوانده شود.
و همچنين است آيات ارشادى كه بشر را به فضايل اخلاقى امر، و از رذايل اخلاقى نهى مىكند، چون تاويل اينگونه آيات و فلسفه احكامش همراه خودش هست، و نيز آياتى كه قصص انبيا و امتهاى گذشته را شرح مىدهند كه تاويل آنها به اين معنايى كه براى تاويل گفتهاند، در سابق گذشته و ديگر در قيامت تاويل ندارد، علاوه بر اين كه در آيه شريفه، كلمه تاويل را اضافه به همه كتاب كرده، نه به يك قسم خاصى از آياتش.
و نظير آيه مورد بحث، آيه شريفه (وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى) ...(أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ) ...(بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ) [١]. است، بطورى كه ملاحظه مىفرماييد تمامى قرآن را داراى تاويل مىداند، چون مىفرمايد: با اينكه هنوز تاويل قرآن نيامده .
و به همين جهت است كه بعضى از مفسرين گفتهاند: تاويل عبارت است از امر عينى خارجى كه گفتار تاويل دار بر آن امر خارجى اتكا دارد، و معلوم است كه اين امر خارجى در هر موردى معناى خاص به خود را دارد مثلا تاويل در مورد اخبار عبارت است از همان چيزى كه از آن خبر داده شده، و حادثهاى كه در خارج واقع شده، مانند قصص انبيا و امتهاى گذشته، و يا واقع مىشود، مانند آياتى كه از صفات خدا و اسماى او و عدههايش و همه حوادثى كه در قيامت رخ مىدهد.
و تاويل در مورد انشاء (يعنى امر و نهى و امثال آن) عبارت است از مصلحتى كه آمر را واداشته تا براى به دست آوردن آن مصلحت، امر كند، و مفسدهاى كه براى جلوگيرى از آن، نهى نمايد، مثلا تاويل در آيه:(وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا)[٢] همين است كه با برقرارى وزن عادلانه در هر كالاى كشيدنى و پيمان كردنى، امر اجتماع بشرى، استقامت يابد.
اين بود آن معنايى كه اين گروه از مفسرين براى تاويل همه قرآن كردند، و ليكن اين
[١] سوره يونس آيه ٣٩.
[٢] سوره اسراء آيه ٣٥.