ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٧ - استخدام دو جانبه يك كلام، از عجائب لطائف قرآن كريم است
و نظير آيه زير كه مىفرمايد:(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ)[١] و باز نظير آيه(وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ...)[٢] كه به جاى كلمه بر در دومى، و به جاى كلمه قلب سليم در اولى صاحب آن دو را آورده است و نظير آيه(مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ ...)[٣] همچنين غالب مثالهاى وارده در قرآن كريم كه در آنها استخدام شده است.
خواننده عزيز براى آگاهى بيشتر خوب است به تفسير يك يك آياتى كه به عنوان مثال آورديم، مراجعه نموده وجه استخدام در هر آيه را از نظر بگذراند و بنا بر اين، آهنگ اين آيه كه مىفرمايد:( فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ) ...(عَنِ الْعالَمِينَ ) در تردد بين انشاء و اخبار آهنگ مانند آيه زير است كه مىفرمايد:(وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ)[٤].
ملاحظه فرموديد كه اين آيه مانند آيه مورد بحث، مطالب را به صورت جملههاى خبرى و انشايى بيان مىكند. بدون اينكه بين اين دو قسم جمله فاصلهاى بيندازد.
و اين بيانى كه ما كرديم، غير از بيان ديگران است كه جملات دوم و سوم آيه را بدل از جمله اول گرفتند كه بيان تفاوت آن گذشت. و به فرض كه بخواهيم حتما آن جملات را بدل
[١] روزى كه مال و فرزندان سودى نمىدهد، مگر كسى كه با قلب سليم نزد خدا آيد. سوره شعراء، آيه ٨٩ .
[٢] ليكن نيكوكار كسى است كه ايمان بياورد به خدا ... سوره بقره، آيه ١٧٧ .
[٣] مثل كسانى كه كافر شدند مانند مثل كسى است كه صدايش كنند به چيزى كه نمىشنود ...
سوره بقره، آيه ١٧١ .
[٤] بنده ما ايوب را بياد آر، آن زمان كه به درگاه پروردگارش ندا داد: كه شيطان مرا سخت عذاب و رنج رسانيده.( به او خطاب كرديم) پاى به زمين بزن( همين كه پا به زمين زد، چشمه آبى پيدا شد) اين آب خنك و گوارايى است، خود را بشوى، و از آن بياشام،( تا از هر درد و المى آسوده شوى) و ما اهل و فرزندان قبليش را كه از او مرده بودند، و به تعداد همانان فرزندانى ديگر به او عطا كرديم و اين رحمتى از ما و مايه تذكرى براى صاحبان خرد بود.( و آن گاه خطابش كرديم به خاطر اينكه سوگند خوردهاى همسرت را صد چوب بزنى) دستهاى تركه نازك( به تعدادى كه سوگند خوردهاى) به دست بگير( و يك بار به همسرت بزن) تا سوگندت را نشكسته باشى. ايوب را خويشتندار و بندهاى خوب يافتيم، كه بسيار به درگاه ما رجوع مىكرد.
سوره ص، آيه ٤٤ .