ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠ - روايتى متضمن محاجه و مباحثه رسول الله
كه كتاب و فرقان نازل مىكند، و همو است كه كفار را با بلاهاى آسمانى و زمينى خود عذاب مىنمايد، و آن خدا اگر هدايت مىكند، و يا كتاب مىفرستد، و يا گروهى را عذاب مىكند، از روى حكمت و عزتش مىباشد.
بحث روايتى
[روايتى متضمن محاجه و مباحثه رسول اللَّه ٦ با سران نصاراى نجران]
در مجمع البيان، از كلبى و محمد بن اسحاق و ربيع بن انس روايت كرده كه گفتهاند: اوايل اين سوره تا حدود هشتاد و چند آيه در مورد هيات اعزامى از نجران نازل شده، كه شصت نفر سواره بودند، و نزد رسول خدا ٦ آمدند، در حالى كه چهارده نفرشان از اشراف، و در بين آن چهارده نفر سه نفر پيشوا وجود داشت[١].
يكى به نام عاقب كه امير آن قوم و طرف مشورتشان بود، وى كسى بود كه بدون رأيش هيچ كارى انجام نمىدادند. و نامش عبد المسيح بود.
دومى مردى ثروتمند بنام ايهم سيد و بزرگ قوم بود، كه با پول او اين سفر را كرده بودند.
سومى مردى بنام حارثة بن علقمه كشيش و عالم دينى آنان و امام و مدرس مدارس آنان بود، و در ميان قوم نجران شرافت و احترام خاصى داشت، كتب دينى را او به ايشان درس مىداد، و پادشاهان روم، او را به رياست دينى برگزيده و پاس حرمتش مىداشتند، و به احترام او كليساها بنا نهاده بودند، چون مردى فاضل و مجتهد در دين بود.
اين هيات با داشتن چنين مردانى در مدينه به رسول خدا ٦ وارد شده، و داخل مسجد آن جناب گشتند در حالى كه آن حضرت نماز عصر را خوانده بود، هيات اعزامى همه، لباس رسمى كشيشها در تن داشتند، جبههايى قيمتى و رداهايى زيبا.
بعضى از صحابه رسول خدا ٦ همين كه اين هيات را ديدند گفتند:
ما تا كنون مردانى به اين وقار نديده بوديم، اتفاقا وقتى وارد مسجد شدند هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود ناقوسى نواخته و برخاستند و در مسجد رسول خدا ٦ به نماز ايستادند.
صحابه عرض كردند: يا رسول اللَّه اينها دارند در مسجد تو نماز مىخوانند!!.
[١] مجمع البيان ج ١ ص ٤٠٦ ط بيروت- لبنان.