ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢١ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه شريفه يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء و شان نزول آن
بر ايشان مشتبه شده، بلكه حقيقت امر را مىدانند و عالما عامدا به خدا دروغ مىبندند.
بحث روايتى [رواياتى در ذيل آيه شريفه(يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ ...) و شان نزول آن]
در تفسير الدر المنثور است كه وى يعنى ابن جرير از سدى نقل كرده كه در ذيل آيه:
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ ...) نقل كرده كه گفت: رسول خدا ص ايشان را- يعنى واردين از نصاراى نجران را- دعوت كرد و فرمود: اى اهل كتاب بيائيد به سوى كلمهاى كه ... [١].
مؤلف قدس سره: در آن كتاب[٢] همين معنا را از ابن جرير از محمد بن جعفر بن زبير نقل كرده و ظاهر روايت اين است كه آيه در باره نصاراى نجران نازل شده، ما نيز قبلا يعنى در آغاز سوره روايتى را آورديم كه دلالت مىكرد بر اينكه اول سوره مورد بحث تا هشتاد و چند آيهاش كه آيه مورد بحث يكى از آنها است، در باره نصاراى نجران نازل شده، چون آيه مورد بحث قبل از تمام شدن اين عدد قرار دارد.
و در بعضى[٣] از روايات آمده كه رسول خدا ص يهوديان مدينه را به سوى كلمه سواء خواند تا آنكه جزيه را پذيرفتند و اين روايت منافات ندارد با اينكه آيه مورد بحث در باره واردين نصاراى نجران نازل شده باشد.
و صحيح بخارى به سند خود از ابن عباس از ابى سفيان روايت كرده كه در حديثى طولانى كه نامه رسول خدا ص به هرقل امپراطور روم را نقل كرده، گفته است:
سپس هرقل آن را خواست- يعنى نامه رسول خدا ص را- و آن را خواند، ناگهان در آن نامه به اين عبارت برخورد: بسم اللَّه الرحمن الرحيم، از محمد رسول خدا ص به سوى هرقل عظيم روم: سلام بر هر كسى كه هدايت را پيروى كند. اما بعد، من تو را به تبليغ اسلام در ميان قومت مىخوانم، اسلام بياور و تسليم فرمان خدا شو، تا سالم باشى، و خداى تعالى اجرت را دو چندان دهد، و گرنه اگر روى بگردانى گناه تمام (طبقات پائين اجتماع روم كه چشمشان به دست و دهان شما طبقه بالاى روم است، مانند) كشاورزان به گردن تو خواهد بود، و( يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ)- تا جمله-(اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ )[٤].
[١] ( ١ و ٢ و ٣) الدر المنثور ج ٢ ص ٤٠.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) الدر المنثور ج ٢ ص ٤٠.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) الدر المنثور ج ٢ ص ٤٠.
[٤] صحيح بخارى ج ٤ ص ٥٧.