ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٢ - بطلان و فساد مبناى دعوت مسيحى، موجب درگيرى و مشاجره بين مدارس مسيحى و سپس مراقبت كليسا و تفتيش عقائد گرديد
و تفسير قرار دادند. و همين خود اولين اشكال و اولين ضعفى است كه متوجه بحثهاى دينى آنان مىشود. و اولين دليل بر سستى اين تعليمات است. براى اينكه استحكام هر بنائى به استحكام بنيان آنست و گرنه خود بنا و لو به هر جا كه رسيده باشد، همچنين و لو دانه دانههاى خشتش از سرب ريخته شده باشد. مع ذلك سستى و ضعف اساس خود را جبران نمىكند، و اساس مسيحيت[١] غير معقول بودن پايهاى كه اين دين روى آن ساخته شده، يعنى پايه تثليث (يكى بودن سه تا و سه بودن يكى) و مساله دار، و فداء شدن را معقول نمىسازد.
عدهاى از دانشمندان مسيحى مذهب هم به اين معنا اعتراف نمودهاند كه امرى غير معقول است. ولى در آخر آن را اينطور توجيه كردهاند كه مسائل دينى را بايد تعبدا قبول كرد، و اين اختصاص به مسائل نامبرده در مسيحيت ندارد، چه بسا از مسائل ساير اديان نيز هست كه عقل آنها را محال مىداند، و در عين حال مردم به آنها معتقدند.
ليكن اين توجيه، پندار فاسدى است كه باز از همان اصل فاسد منشا گرفته، چگونه تصور مىشود كه يك دين بر حق باشد، و در عين حال اساس و پايهاش باطل و محال باشد؟ ما و هر عاقل ديگر اگر دينى را مىپذيريم و تشخيص مىدهيم كه دين حق است، با عقل خود تشخيص مىدهيم و عقل اين معنا را ممكن نمىداند كه عقيدهاى حق باشد، و در عين حال اصول آن باطل و محال باشد. و اين خود تناقضى است صريح كه از محالات اوليه عقل است.
بلى، ممكن است دينى مشتمل بر امرى باشد ممكن و غير عادى، يعنى خارق العاده و خارج از سنت طبيعى و اما اشتمال آن بر محال ذاتى به هيچ وجه ممكن نيست.
و همين طريقه بحثى كه ذكر كرديم باعث شد كه از همان اوائل انتشار دعوت نصرانيت و رو آوردن محصلين به ابحاث دينى در مدارس روم و اسكندريه و ساير مدارس مسيحيت، درگيرى و مشاجره رخ دهد، كليسا روز بروز مراقبت خود را در جلوگيرى از اين درگيريها و حفظ وحدت كلمه بيشتر نمود و مجمعى تشكيل داد كه تا هر وقت از ناحيه بطريق و يا اسقفى حرف تازه و ناسازگارى پيدا شود، و در آن مجمع، يا آن بطريق و اسقف را قانع سازد و يا با چماق تكفير و تبعيد و حتى قتل، او را سر جاى خود بنشاند. (و به ديگران بفهماند كه فضولى كردن در دين چه عواقبى را در بر دارد.) اولين مجمعى كه باين منظور تشكيل شد، انجمن نيقيه بود كه عليه اريوس
[١]( با اينهمه كليسا، و آن همه ثروت تمركز يافته در كليساها، و آن همه مبلغ و كشيش و آن همه كتاب و جزوه، و آن همه هزينه سنگين تبليغاتى و آن همه گروندگانى كه در دنيا دارد مترجم ).