ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٠ - نهى از تفرقه و اختلاف در آراء و عقائد
درك و فهم افراد مختلف است، ليكن همانطور كه اين بروز اختلاف ضرورى است، برطرف شدن آنهم به وسيله اجتماع ضرورى است. و اجتماع بدنها با يكديگر به خوبى مىتواند اين اختلاف را برطرف سازد. پس رفع اختلاف امرى است ممكن و مقدور- البته مقدور بواسطه-.
و خلاصه اگر جامعه مستقيما نتواند اختلاف را برطرف سازد، با يك واسطه مىتواند.
و آنهم اين است كه بدنها را بهم متصل و مرتبط سازد، پس با اين حال، اگر امتى نخواهد اينكار را بكند امتى باغى و ستمگر است. و خودش به دست خود اختلاف راه انداخته و در آخر هلاكت را براى خود فراهم كرده است.
و قرآن كريم به همين جهت دعوت به اتحاد را بسيار تاكيد نموده و نهى از اختلاف را به نهايت رسانده و اين نيست مگر به خاطر اينكه تفرس و ژرفنگرى مىكرده، و مىدانسته كه اين امت مانند امتهايى كه قبل از ايشان بودند و بلكه بيش از آنان دستخوش اختلاف مىشوند.
و ما مكرر خاطر نشان ساختهايم كه از دأب قرآن مىفهميم هر گاه در تحذير و هشدار دادن از خطرى و نهى از نزديك شدن به آن بسيار تاكيد مىكند، نشانه اين است كه اين خطر پيش مىآيد، و يا مثلا اين عملى كه بسيار از آن نهى فرموده ارتكاب خواهد شد و مساله وقوع اختلاف در امت اسلام را رسول خدا ص هم خبر داد، و فرمود: چيزى نمىگذرد كه اختلاف بطور نامحسوس و آرام آرام در امتش رخنه مىكند و در آخر امتش را به صورت فرقههايى گوناگون در مىآورد و امتش مختلف مىشوند، آن طورى كه يهود و نصارا مختلف شدند، كه ان شاء اللَّه روايت آن جناب در اين باب در بحث روايتى خواهد آمد.
جريان حوادث هم اين پيشگويى قرآن و پيامبر ص را تصديق كرد، چيزى از رحلت رسول خدا ص نگذشت كه امت اسلام قطعه قطعه شد و به مذاهبى گوناگون منشعب گشت، هر مذهبى صاحب مذهب ديگر را تكفير كرد و اين بدبختى از زمان صحابه آن حضرت تا امروز ادامه دارد و هر زمانى كه شخصى خيرخواه برخاست تا اختلاف بين اين مذاهب را از بين ببرد، به جاى از بين بردن اختلاف، و يك مذهب كردن دو مذهب، مذهب سومى بوجود آمد.
و آنچه كه بحث ما با تجزيه و تحليل ما را بدان رهنمون مىشود، اين است كه همه اين اختلافهايى كه در اسلام پديد آمد همه به منافقين منتهى مىگردد، همان منافقينى كه قرآن كريم خشنترين و كوبندهترين بيان را در باره آنان دارد و مكر و توطئه آنان را عظيم مىشمارد.
چون اگر خواننده عزيز بياناتى را كه قرآن كريم در سوره بقره و توبه و احزاب و منافقين و ساير سورهها در باره منافقين دارد، به دقت مورد مطالعه قرار دهد لحنى عجيب خواهد ديد. تازه اين