ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٠ - به جهت عجز از دعوت بر اساس مبانى عقلى و عقلايى، مبلغين مسيحيت اساس دعوت خود را بر مكاشفه و رهبانيت قرار دادند و اصول و فروع مسيحيت را در قالب وثنيت ريختند
خلق گرديدن، در ديانتهاى قديم، قبل از ظهور مسيحيت و گسترش يافتن آن در پهناى زمين.
پس ديگر جاى ترديد براى خواننده عزيز باقى نماند كه قبل از آنكه مسيحيت دعوت خود را آغاز كند و مبلغين آن در پهناى زمين راه يابند، اين عقايد در دل مردم دنيا رسوخ يافته بود و با مسلم شدن اين معنا، بخاطر مداركى كه از نظر گذشت، آيا اين احتمال را نمىدهيد كه داعيان و مبلغين مسيحيت (براى اينكه دعوت خود را بخورد مردم آن روز بدهند) اصول و فروع مسيحيت را گرفته، در قالب وثنيت ريختند، تا دلهاى مردم را به خود متمايل كرده و بتوانند تعليمات خود را بخورد مردم بدهند، و مردم بتوانند آن تعليمات را هضم كنند؟
اين احتمال را كلمات بولس و غير او نيز تاييد مىكنند، كه به حكما و فلاسفه حمله آورده، و بطور كلى از طرق استدلالهاى عقلى غيبگويى مىكنند، و مىگويند: إله رب بلاهت ابلهان را بر تفكر عقلا ترجيح مىدهد.
[به جهت عجز از دعوت بر اساس مبانى عقلى و عقلايى، مبلغين مسيحيت اساس دعوت خود را بر مكاشفه و رهبانيت قرار دادند و اصول و فروع مسيحيت را در قالب وثنيت ريختند]
و اين نيست مگر بخاطر اينكه اين مبلغين با تعليمات (پوچ و خرافى) خود در حقيقت در برابر عقل و مكاتب تعقل و استدلال صفآرايى كرده و به جنگ عقل برخاستهاند. و لذا اهل تعقل و استدلال اين دعوت را رد نمودهاند به اينكه هيچ راهى براى پذيرفتن آن، و بلكه براى تصور صحيح آن نيست. تا چه رسد به اينكه بعد از تصور، آن را بپذيريم. (سه تا شدن يكى و يكى شدن سه تا قابل تصور نيست، تا چه برسد به قبول آن) و لذا مبلغين مسيحيت چارهاى جز اين نديدند كه اساس دعوت خود را بر مكاشفه و پر شدن از روح مقدس بگذراند.[١] آرى مبلغين مسيحيت وقتى ديدند كه نمىتوانند با عقول بشر به جنگ و ستيز بپردازند، همان كارى را كردند كه جاهلان از متصوفه كردند، يعنى طريقهاى را بدست گرفتند غير طريقه و روش عقل.
علاوه بر اين بطورى كه كتاب (اعمال الرسل و التواريخ)[٢] حكايت مىكند، مبلغين مسيحيت رهبانيت و ترك دنيا را شعار خود نموده، از وطن خود چشم پوشيده، دوره گردى را كار خود كردند، و از اين راه دعوت مسيحيت را گسترش دادند و در هر سرزمينى مورد استقبال عوام
[١]( يعنى تمام مردم دنيا براى پذيرفتن دين مسيحيت بايد قبلا صاحب كشف و كرامت بشوند، تا آن وقت بفهمند كشيش چه مىگويد. در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه صرفنظر از عملى نبودن اين در تمامى افراد بشر، بىسواد و با سواد، شهرى و صحرايى، با كدام مكتب به اين مقام برسند؟ و در تحت چه تعليماتى صاحب كشف بشوند؟ و اگر بفرض محال چنين تعليمى تمام مردم جهان را به اين مقام رسانيد. ديگر مردم چه حاجت به دعوت كشيش دارند؟ مترجم ).
[٢] اعمال الرسل و التواريخ.