ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٢ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه شريفه يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء و شان نزول آن
مؤلف: اين روايت را مسلم هم در صحيح[١] خود و سيوطى در در المنثور از نسايى و از عبد الرزاق و از ابن ابى حاتم از ابن عباس نقل كرده[٢].
و بعضى گفتهاند: نامهاى هم كه رسول خدا ص به مقوقس عظيم قبطيان (مردم اسكندريه و قاهره) نوشته، مشتمل بر آيه مذكور بوده، و هم اكنون نسخهاى از آن در دست هست، كه منسوب به رسول خدا ص است، نامهاى به خط كوفى شبيه به نامهاى كه به هرقل مرقوم داشته، و اخيرا از اين نامه گراور برداشتهاند و نزد بسيارى از اشخاص يافت مىشود.
و به هر حال مورخين نوشتهاند كه رسول خدا ص نامههايى نوشت و به وسيله پيكهايى براى پادشاهان آن عصر فرستاد نامهاى به هرقل قيصر روم و نامهاى به يزدگرد كسراى ايران و نامهاى به اصحمه نجاشى حبشه و اين جريان در سال ششم از هجرت بود و لازمه اين حرف آن است كه آيه مورد بحث هم در همان سال و يا قبل از آن سال نازل شده باشد و حال آنكه همين مورخين از قبيل طبرى[٣] و ابن اثير[٤] و مقريزى نوشتهاند كه نصاراى نجران در سال دهم هجرت به رسول خدا ص وارد شدند و جمعى ديگر از قبيل ابى الفداء در كتاب البداية و النهاية[٥] جريان را مربوط به سال نهم هجرت دانستهاند، نظير ابى الفداء در اين نظريه سيره حلبى[٦] است و لازمه اين تاريخ اين است كه آيه هم در سال نهم هجرت نازل شده باشد.
و چه بسا بعضىها گفته باشند كه اين آيه از آياتى است كه در سال اول هجرت نازل شده، چون روايات آينده به اين معنا اشعار دارد و چه بسا گفته باشند: آيه شريفه دو نوبت نازل شده،- نقل از حافظ بن حجر-.
و در بين اين احتمالات، آن احتمالى كه اتصال سياق آيات سوره- كه قبلا يعنى در اول سوره هم به آن اشاره رفت- آن را تاييد مىكند، اين است كه: ممكن است آيه شريفه قبل از سال نهم نازل شده باشد و نيز جريان آمدن نصاراى نجران به مدينه در سال ششم هجرت و يا
[١] صحيح مسلم بشرح نووى ج ١٢ ص ١٠٣.
[٢] الدر المنثور ج ٢ ص ٤٠.
[٣] تاريخ طبرى ج ٣ ص ١٣٩.
[٤] الكامل فى التاريخ ج ٢ ص ٢٩٣.
[٥] البداية و النهاية ج ٥ ص ٥٢.
[٦] سيره حلبى ج ٣ ص ٢١٢.