ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢١ - مراد از ايمان در جمله قال الحواريون نحن أنصار الله آمنا بالله ايمان بعد از ايمان است
دوم اسلام است و آن عبارت است از تسليم قلبى به معناى اين ايمان، كه اگر كسى داراى چنين تسليمى بشود، ناراحتى باطنى و اعتراض درونيش نسبت به تمامى دستورات خدا و رسول او به كلى از بين مىرود و اين همان پيروى عملى و بدون چون و چراى از دين خدا است، به دنبال اين مرتبه از اسلام مرتبه دوم از ايمان است و آن عبارت از خلوص عمل و به رنگ عبوديت در آمدن همه اعمال و افعال است، به دنبال اين مرتبه از ايمان مرتبه سوم از اسلام واقع است و آن عبارت است از اينكه بنده خدا تسليم محبت خدا و اراده او شود، چنين بندهاى ديگر دوست نمىدارد و اراده نمىكند مگر به خاطر خدا و آنچه هم در خارج واقع مىشود همان چيزى است كه خدا دوست دارد و ارادهاش كرده. و در اين ميان از دلبخواه بنده و اراده مستقل او خبرى نيست، به دنبال اين مرتبه از اسلام، مرتبه سوم ايمان واقع است و آن عبارت است از تسليم عبودى خدا شدن در همه اعمال.
خواننده عزيز بعد از تذكر اين مطلب اگر در كلام عيسى ع و دعوتى كه از آن جناب نقل شد دقت كند، كه فرمود:(فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ، إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ...)، خواهد فهميد كه آن جناب نخست مردم را امر به تقوا كرده و پرهيز از خدا و اطاعت خودش و سپس دستور خود را تعليل كرده به اينكه:(إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ)، يعنى علت اينكه گفتم از خدا بترسيد، اين است كه خدا پروردگار شما امت است و پروردگار رسولى است كه به سوى شما گسيل داشته، پس واجب است كه از او پروا كنيد، به او ايمان آورده، مرا با پيروى خود اطاعت كنيد و سخن كوتاه اينكه بر شما واجب است كه با تقواى خود و اطاعتتان از رسول و ايمان آوردن به دعوت او و پيروى از او خدا را بپرستيد، اين آن نكتهاى است كه از اين كلام بر مىآيد و به همين جهت در تعليل نامبرده، تقوا و اطاعت را خلاصه نموده، و از آن تعبير به پرستش كرد و تنها منظورش از اين تعبير اين بوده كه ارتباط مساله تقوا و اطاعت با خدا را روشن سازد، چون اين ارتباط به روشنى ارتباط عبادت با خدا نيست، بعد از روشن ساختن اين ارتباط فرموده: اين عبادت تنها صراط مستقيم است و با اين جمله فهماند راه عبادت، كوتاهترين راهى است كه سالكش را به سوى خداى سبحان مىبرد و به حق تعالى منتهى مىسازد.
آن گاه وقتى از مردم احساس كفر نمود و نشانههاى ياس از ايمان عموم آنان برايش ظاهر گرديد، فرمود: (مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ)- كيست كه مرا در پيمودن راه خدا يارى كند؟ و با در نظر گرفتن روشنگريهاى قبليش معناى اين گفتارش چنين مىشود: كيست كه مرا در پيمودن صراط مستقيم و يا در عمل به دستوراتى كه قبلا دادم، يعنى عبوديت خدا و يا تقوا و