ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٤ - سخنى پيرامون الهامات غيبى و خواطر شيطانى و سخنانى كه از اين دو ناحيه به گوش مىرسد
چه آنكه اصلا از جنس صوت نباشد، مثلا اشاره و رمز باشد و انسانها در اينكه صوت مفيد فايده تام و كامل را كلام بنامند، هيچ توقف و ترديد ندارند، هر چند آن صوت از دهان بيرون نيايد، و همچنين در ناميدن اشاره هر چند مشتمل بر صوت نباشد.
قرآن كريم هم مانند همه عقلا معانى و مفاهيمى را كه به دلها القا مىشود كلام خوانده و مىبينيم آنچه از ناحيه شيطان به دلهاى آدميان مىافتد كلام، قول، امر، وسوسه، وحى و وعده خوانده است.
مثلا در آيه:(وَ لَآمُرَنَّهُمْ، فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ)[١] القاى شيطان در دل انسانها را، امر خوانده و در آيه(كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ)[٢] قول ناميده و در آيه:(يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ)[٣] وسوسه و در آيه:(يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ)[٤] وحى و نيز در حكايت كلام ابليس يعنى آيه:(إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ)[٥] و در آيه:
(الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ، وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ، وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ)[٦] وعده شيطان خوانده است.
و اين معنا واضح است كه اينگونه خطورها كه به دل وارد مىشود و ما آن را به شيطان نسبت داده يك جا مىگوئيم شيطان گفت من به ايشان امر مىكنم و جاى ديگر مىگوييم شيطان گفت يا وعده داد، و يا به اولياى خود وحى كرد و يا وسوسه نموده همهاش قول و كلامى است كه از دهان و با حركت زبان صورت نمىگيرد.
و از همين جا به دست مىآيد كه وعده خدا به مغفرت و فضل كه در آيه ديگر در قبال وعده شيطان آمده، نيز كلام است، اما كلامى كه به وسيله فرشته صورت مىگيرد و آن نيز مانند وسوسه و كلام شيطان متكى بر زبان و فضاى دهان نيست، و خداى تعالى در آن آيه وعده به مغفرت و فضل را حكمت خوانده و فرمود(يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً)[٧].
[١] سوره نساء آيه ١١٩.
[٢] سوره حشر آيه ١٦.
[٣] سوره ناس آيه ٥.
[٤] سوره انعام آيه ١١٢.
[٥] سوره ابراهيم آيه ٢٢.
[٦] سوره بقره آيه ٢٦٩.
[٧] سوره بقره آيه ٢٧٠.