ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١ - روايتى متضمن محاجه و مباحثه رسول الله
حضرت فرمود: رهاشان كنيد و كارى به كارشان نداشته باشيد، آنان نمازشان را به طرف مشرق خواندند، پس از آن ايهم و عاقب با رسول خدا ٦ صحبت كردند. حضرت به ايشان فرمود: بايد كه اسلام آوريد .
عرض كردند ما كه قبل از تو اسلام آوردهايم.
فرمود: شما دروغ مىگوييد، و تسليم دين خدا نيستيد، براى اينكه شما براى خدا فرزند قائل هستيد، و صليب را مىپرستيد، و گوشت خوك مىخوريد.
گفتند پس اگر مسيح پسر خدا نيست پدرش كيست؟ و آن گاه همگى با آن حضرت بگو مگو راه انداختند.
رسول خدا به ايهم و عاقب فرمود: مگر شما نمىدانيد كه هيچ فرزندى نيست مگر اينكه به پدرش شبيه است، و مگر اين عقيده شما نيست؟.
عرض كردند: چرا همين طور است. فرمود: مگر شما معتقد نيستيد كه پروردگار ما زنده است و مرگ ندارد، و نيز مگر معتقد نيستيد كه عيسى موجودى فانى است و دستخوش مرگ مىشود؟.
گفتند چرا همين طور است.
فرمود: مگر شما معتقد نيستيد كه پروردگار ما قيم بر هر چيز است، و هر موجودى را او حفظ مىكند، و روزى مىدهد؟ گفتند: بله همين طور است، فرمود: آيا عيسى هيچ يك از اين صفات را دارد، آيا او هم قيم موجودات است، و حى لا يموت است، و حافظ و رازق عالم است؟.
گفتند: نه فرمود: پس او نمىتواند معبود باشد. و آيا شما معتقد نيستيد كه هيچ چيزى در آسمانها و زمين بر خدا پوشيده نيست؟.
گفتند: چرا همين طور معتقديم.
فرمود: حال بگوييد ببينيم عيسى هم همين علم را دارد، يا آن مقدارى را از علم دارد كه خدا به او داده گفتند: نه، عيسى چنان علمى ندارد.
فرمود: بله عيسى نمىتواند چنان علمى را داشته باشد، چون مخلوق است، يك روزى اصلا وجود نداشت، و روزى ديگرى خدا او را در رحم مادرش آن طور كه خودش مىخواست صورتگرى كرد، او غذا مىخورد و آب مىنوشيد و فضولات بدن از او دفع مىشد، و خداى سبحان اينطور نيست.
گفتند: بله همين طور است، فرمود: آيا شما معتقد نيستيد كه عيسى روزگارى در شكم