ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٢ - پاسخ به سخن بعضى از مفسرين كه گفتهاند مراد از شهادت دادن خدا، شهادت قولى نيست
پس معلوم مىشود هيچ شريكى براى او نيست، و نيز اگر چنين شريكى وجود مىداشت ملائكه هم او را مىشناختند، و به وجود او اعتراف مىكردند، چون ملائكه واسطههاى خدا و خلقند امر خدا را در خلقت و تدبير اجرا مىكنند، ولى ملائكه شهادت به نبودن شريك داده، پس شريكى براى خدا نيست، و نيز اگر شريكى مىبود اولوا العلم به وجود او آگاه مىشدند، و شهادت مىدادند، ولى مىبينيم كه ايشان هم در اثر مشاهده آيات آفاقى و أنفسى شهادت دادهاند به اينكه براى خدا هيچ شريكى نيست.
پس كلام در آيه مورد بحث به اين مىماند كه بگوييم: اگر در فلان كشور غير از فلان پادشاه كه او را مىشناسيم پادشاهى ديگر مؤثر در شؤون مملكتى و اداره امور آن وجود مىداشت، پادشاه معروف هم او را مىشناخت، چون محال است در يك كشور دو تا پادشاه حكومت بكنند، و از وجود يكديگر هيچ اطلاعى نداشته باشند، و نيز اگر وجود مىداشت قوه مجريه مملكت يعنى وزرا كه واسطه بين تخت سلطنت و مركز فرماندهى و بين افراد رعيتند خبردار مىشدند، براى اينكه وزرا حامل پيامها و اوامر سلطان، و مجرى احكام اويند و قهرا در بين احكامى كه در دست دارند احكامى هم از پادشاه دوم مىديدند، و نيز اگر پادشاهى ديگر وجود مىداشت عقلاى مملكت كه فرمانبران أوامر و پيمانهاى سلطان هستند، و در مملكت سلطان زندگى مىكنند، قطعا از وجود پادشاه دوم خبردار مىشدند، و ليكن نه خود پادشاه از وجود پادشاه دوم اطلاع دارد، نه وزرا، و نه عقلاى مملكت .
(لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) اين جمله نظير جمله معترضهاى است كه به منظور احقاق حقى كه در وسط كلام پيش آمده ذكر گرديده، تا آن حق فوت نشود، پس جمله نامبرده مقصود اصلى نيست، و اما آن حقى كه پيش آمده عبارت است از حق تعظيم خدا، چون يكى از ادبها كه همواره كلام خداى تعالى رعايتش مىكند اين است كه هر جا نامى از خدا برده مىشود، و موردى است كه شنونده از صفات افعال خدا چيزى تصور مىكند كه لايق به ساحت مقدس او نيست، بلافاصله در همانجا آن تصور را دفع مىكند، نظير آيه شريفه:(قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ)[١]، كه چون سخن از فرزند گرفتن خدا بود، قبل از هر چيز كلمه سبحانه را آورد، و به وجهى نظير آيه:(وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ، غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ)[٢]، بعد از نقل سخن يهود كه گفتند دست خدا بسته است، بلافاصله فرمود: بسته باد دست آنان .
[١] سوره يونس آيه ٦٨.
[٢] سوره مائده آيه ٦٤.