ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٧ - در اين عالم نه فقط اعيان خارجى، بلكه اوصاف و افعال نيز با هم مرتبط و وابسته هستند
مىشود، روزى انسان است و روزى ديگر گياه، و روزى ديگر خاك بىجان است، روزى در حال جمع است، و روزى در حال تفريق، روزى زنده است و روزى ديگر مرده، آن روز كه زنده است زندگى او عينا مرگ موجوداتى ديگر است، روزى نو است و روزى كهنه اما آن روز كه نو است تازگى او عينا فساد اجزايى كهنه و قديم است.
همچنين حوادثى كه پديد مىآيد مانند حلقههاى زنجير به هم پيوسته است، هر فرضى كه در باره يك حادثه بكنى در اوضاع حوادث مقارن آن اثر مىگذارد، و حتى در قديمترين حوادث مفروض جهان مؤثر است، عينا مانند يك سلسله زنجيرى كه اگر يك حلقه آن را به طرف خود بكشى تمام حلقهها را به طرف خود كشيدهاى، در حالى كه هزاران حلقه است، و تو يكى را كشيدهاى، پس كمترين تغيير و دگرگونى كه در يك ذره از ذرات اين عالم فرض كنى، باعث مىشود سراسر عالم وضعى ديگر به خود بگيرد، هر چند كه ما آن را نبينيم و احساس نكنيم.
پس صرف نداشتن علم دليل بر نبودن نيست، اين قاعدهاى است كه از قديم الايام زير بناى بحثهاى علمى بوده، و امروز هم علوم طبيعى و رياضى آن را به طور كامل روشن ساخته است.
قرآن كريم قرنها قبل از اينكه ما نخست كتب فلسفه و طبيعى و رياضى ديگران را بخوانيم، و سپس خودمان مستقلا در آنها بحث كنيم آن را با بهترين بيان خاطرنشان ساخته، مىفرمايد نظام جارى در سراسر عالم بهم پيوسته و متصل است، بين نظام جارى در آسمانها و نظام جارى در زمين ارتباط هست، و هر يك به سود ديگرى جريان دارد، و همه در تحقق دادن به غرض خلقت دست در دست هم دارند، و قدر الهى در همه آنها نافذ است، و همه را به سوى معاد سوق مىدهد، كه(أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى)[١].
[در اين عالم نه فقط اعيان خارجى، بلكه اوصاف و افعال نيز با هم مرتبط و وابسته هستند]
اين ارتباط تنها در اعيان موجودات و حوادث جارى در آنها برقرار نيست، بلكه اوصاف افعال و عناوين اعمال هم با يكديگر مرتبطند مانند ارتباطى كه امور متناقض با هم دارند.
آرى اگر فرض شود يكى از دو نقيض، وجود نداشته باشد امر طرف ديگر درست نمىشود، هم چنان كه اين معنا را در مساله صنع و ايجاد به چشم احساس مىكنيم، مىبينيم كه پديد آمدن و تكون يك موجود، مستلزم فساد موجود ديگر است، تا سابقى نباشد، لاحقى نمىآيد.
[١] سوره نجم آيه ٤٢.