ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٤ - قرآن بر معانى خود دلالت دارد و اهل بيت(ع) ما را به طريق اين دلالت و اغراض و مقاصد قرآن راهنمايى مىكنند
و اين سخن را شيعه و سنى[١] به طرق متواتره از جمعيتى بسيار از صحابه رسول خدا ٦ از آن جناب نقل كردهاند، كه علماى حديث عده آن صحابه را تا سى و پنج نفر شمردهاند، و در بعضى از اين طرق عبارت لن يفترقا حتى يردا على الحوض نيز آمده، و اين حديث دلالت دارد بر اينكه قول اهل بيت (ع) حجت است.
پس هر چه در باره قرآن گفته باشند حجت و واجب الاتباع است، و بايد در معناى قرآن تنها به گفته آنان اكتفاء كرد، و گرنه لازم مىآيد كه اهل بيت با قرآن نباشند، و از آن جدا محسوب شوند.
در پاسخ مىگوئيم: عين آن معنايى كه ما قبلا براى پيروى از بيان رسول اللَّه ٦ كرديم در اين حديث شريف جارى است، و اين حديث نمىخواهد حجيت ظاهر قرآن را باطل نموده و آن را منحصر در ظاهر بيان اهل بيت (ع) كند، چگونه ممكن است چنين چيزى منظور باشد، با اينكه در متن همين حديث فرموده: قرآن و عترت هرگز از هم جدا نمىشوند . و با اين بيان مىخواهد قرآن و عترت را با هم حجت كند.
[قرآن بر معانى خود دلالت دارد و اهل بيت (ع) ما را به طريق اين دلالت و اغراض و مقاصد قرآن راهنمايى مىكنند]
پس اين حديث به ما مىگويد قرآن بر معانى خود دلالت دارد و معارف الهيه را كشف مىكند و اهل بيت (ع) ما را به طريق اين دلالت هدايت نموده، به سوى اغراض و مقاصد قرآن راهنمايى مىكنند.
علاوه بر اينكه نظير رواياتى كه از رسول خدا ٦ در دعوت مردم به اخذ قرآن و تدبر در آن و عرضه احاديث بر آن وارد شده، رواياتى هم از ائمه اهل بيت (ع) وارد شده است.
از اينهم كه بگذريم در گروه بسيارى از روايات تفسيرى كه از اين خاندان رسيده طريقه استدلال به آيهاى براى آيه ديگر، و استشهاد به يك معنا بر معناى ديگر به كار رفته، و اين درست نيست مگر وقتى كه معنا معنايى باشد كه در افق فهم شنونده باشد، و ذهن شنونده بتواند مستقلا آن را درك كند، چيزى كه هست به او سفارش كنند از فلان طريق معين در اين كلام تدبر كن.
اضافه بر اينكه در اين بين، رواياتى از اهل بيت (ع) رسيده كه بطور صريح دلالت بر همين معنا دارد، نظير روايتى كه صاحب محاسن[٢] آن را بسند خود از ابى لبيد بحرانى از ابى جعفر (ع) نقل كرده كه در ضمن حديثى فرمود: هر كس خيال كند كه
[١] صحيح مسلم بشرح النوى ج ١٥ ص ١٨٠ در ترجمه فضائل على( ع).
[٢] محاسن برقى ص ٢٧٠ ح ٣٦٠.