حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٠ - علوم حديث پژوهش و آموزش
از درايةالحديث، اثر زين الدين العاملى و الوجيزه، نوشته شيخ بهايى و الرّواشح السّماويّه، اثر ميرداماد گرفته، تا سماءالمقال كلباسى و جامع المقال طريحى، تا قواعد الحديث محيى الدين غُرَيفى و بحوث فى علم الرجال محمد آصف المحسنى، ماندگارهاى اين بخشاند.
اينها پژوهشهايى بود كه از گذشته تاكنون در اين زمينه ادامه داشته است.
بجز اينها، پژوهشهاى ارزشمند و مناسب ديگرى نيز به صورت فردى و گروهى در حوزه حديث آغاز شده است. در اين زمينه مىتوان از معجم نويسى و راهنماسازى، تصحيح و تحقيق، مسندنويسى، گزيده نويسى، واحدسازى مجموعههاى حديثى و به خدمت گرفتن رايانه، نام بُرد.
حديث پژوهشى، گرچه به پاى نياز نرسيد و بى نيازكننده نيست، اما بسيار ارزشمند است. با اسف فراوان، در بعد آموزش و تعليم، كارنماى خشنود كنندهاى در دست نيست.
اگر از جلسههاى املاى حديث[١]
و قرائت آن نزد مشايخ- كه تا قرن ششم نيز رونق داشته- و نيز از حلقههاى درس خصوصى كه برخى از استادان داشتهاند بگذريم، برنامه آموزشى سازمان يافتهاى سراغ نداريم.
به جِد مىتوان مدّعى شد كه آموزش رجال، درايه، فقه الحديث، و تاريخ و تطوّرِ حديث در هيچ دورهاى پانگرفته، تا بتوان گفت به افول گراييده است و حوزههاى علميه به عنوان يك نهاد تعليمى دينى، در اين زمينه، قصور ورزيدهاند.
بلى، در سالهاى اخير، در پى پارهاى تحولات اصلاحى در حوزههاى علميه شيعه در ايران، درسهاى رجال و درايه، براى برخى مقاطع تحصيلى، نخست با عنوان دروس جنبى و سپس در ذيل درسهاى عمومى در پايههاى هشتم تا دهم،
[١]. ر. ك: الذريعة، ج ٢، ص ٣٠٥- ٣١٩.