حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٨٨ - علوم حديث پژوهش و آموزش
درنگى در گذشته نشان از آن دارد كه پژوهش، تا اندازهاى در ميان عالمان شيعى رونق داشته است. آنان در حفظ و كتابت، تدوين و تبويب، شرح و ترجمه حديث و نيز در تدوين و شكل دهىِ علوم حديث، از قبيل رجال و درايه، تلاشهاى پُر ارجى به عمل آوردهاند. تا آن جا كه محمّدبن ابى عمير، صاحب ٩٤ تأليف حديثى است؛[١]
فضل بن شادان، ٢٨٠ اثر حديثى از خود برجاى گذاشت؛[٢]
محمّد بن مسعود عياشى، بيش از ٢٠٠ كتاب حديثى تاليف كرده؛[٣]
على بن مهزيار اهوازى، ٣٣٣ كتاب نگاشت[٤]
و حسين بن سعيد اهوازى، ٣٣٠ اثر عرضه كرد.[٥]
در دوره بعد نيز محمدبن يعقوب كلينى، بيست سال در تدوين كتاب الكافى كوشيد[٦]
و شيخ صدوق، ٣٠٠ مصنَّف در حديث پديد آورد.[٧]
در عصر حاضر، كتب حديثى، بيش از ٢٠٠ عنوان است و مجموع احاديث گردآورى شده در كتب اربعه، بحار الأنوار، الوافى، وسائل الشيعة و مستدرك الوسائل، از صدهزار حديث، تجاوز مىكند.
در بخش شرح و تعليقه نويسى مىتوان از مرآةالعقول (شرح الكافى) و ملاذ الاخيار (شرح تهذيب الأحكام) از علّامه مجلسى، و روضةالمتقين (شرح كتاب من لايحضره الفقيه) از محمدتقى مجلسى، شرح ملاصدرا بر الكافى، شرح ملاصالح مازندرانى بر الكافى، و تعليقه ميرداماد بر الكافى، نام برد.
[١]. الفهرست، محمدبن الحسن الطوسى، قم، منشورات الرضى، ص ١٤٢.
[٢]. همان، ص ١٢٤.
[٣]. همان، ص ١٣٦.
[٤]. همان، ص ٨٨.
[٥]. همان، ص ٥٨.
[٦]. مستدرك الوسائل، ميرزاحسين نورى، قم، اسماعيليان، ج ٣، ص ٥٣٥.
[٧]. الفهرست، ص ١٥٧.