حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٨٧ - يك جواز نقل به معنا
دوم، خود، رجحان است.
علّامه مجلسى، بعد از نقل اين روايات گفته است:
شكى نيست كه نقل حديث با الفاظ امام عليه السلام بهتر است؛ بويژه در اين دوران كه اصطلاحات، تغييريافته و فاصله زمانى با عصر معصوم، بسيار است و قرائت هم از دست رفته است.[١]
همين مطلب را خطيب بغدادى گفت، چنان كه در صفحات پيشين از او نقل كرديم.
خلاصه آنكه، احاديث، فى الجمله بر جواز نقل به معنا دلالت دارند.
ب. رويّه عُقلا:
نقل به معنا، بدانسان كه در معنا خللى وارد نشود، در محاورات عقلايى، امرى متعارف و شايع است. شارع نيز از اين رويّه، رَدْعى نداشته است. به تعبير ديگر، عقلا در محاورات خود، با اين تسامح، به نقل مىپردازند و خود را مقيّد به نقل عين واژهها نمىدانند. شريعت اسلامى نيز از اين سيره و روش، منع نكرده است، بلكه روايات نقل شده پيشين، مؤيّد اين روش است.
برخى از عالمان علوم حديث درباره نقل به معنا گفتهاند:
بداهت عقل، حكم به جواز، بلكه رجحان آن مىنمايد.[٢]
پدر شيخ بهايى (چنان كه گذشت) فرمود:
اكثر پيشينيان و متأخّران از فرقههاى مختلف اسلامى، بر اين عقيدهاند كه نقل به معنا جايز است.[٣]
فخرالدين طُرَيحى گفته است:
[١]. بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٦٤.
[٢]. علم الحديث، كاظم مديرشانه چى، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ص ١٢٨.
[٣]. وصول الأخيار إلى أصول الأخبار، ص ١٥٢.