دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٤
| ابن ادريس، فخرالدين جلد: ٢ شماره مقاله:٨٧٤ |
اِبْنِ اِدْريس، فخرالدين ابوعبدالله محمد بن ادريس عِجلى حِلّى (ح ٥٤٣ -
٥٩٨ق/١١٤٨-١٢٠٢م)، از فقيهان بزرگ اماميّه. نسبت عجلى ظاهراً بايد مربوط به
نسب وي باشد (نك: سمعانى، ٩/٢٣٩). در برخى از منابع نام و نسب او به
شكلهاي محمد بن ادريس بن محمد (ابن فُوَطى، ٤(٣)/٣٠٨)، محمد بن ادريس بن
احمد بن ادريس (ذهبى، ٢١/٣٣٢)، محمد بن احمد بن ادريس (حُرّعاملى، ٢/٢٣٦) و
حتى به شكل غريب محمد بن منصور بن احمد بن ادريس (افندي، ٦/٦؛ كاظمى،
٢/٣٤٠) ثبت شده كه هيچ يك قابل اعتماد نيست.
بنابر منابع متأخر، مادر ابن ادريس نوة دختري شيخ مسعود وَرّام بوده است و
نسب وي از جانب مادر با ٣ واسطه به شيخ طوسى مىرسد (حُرعاملى، ٢/٢٤٣)، اما
نظر به تاريخ وفات شيخ ورام در ٦٠٥ق/ ١٢٠٨م (نك: ابن اثير، ١٢/٢٨٢) و سال
وفات ابن ادريس، و نيز با مقايسة طبقة شيخ ورام (نك: منتجب الدين، ١٩٦) با
طبقة ابن ادريس اين نسبت درست نمىنمايد. شرح حال نويسان ابن ادريس وي
را با عنوان «حلّى» ياد كردهاند، و منتجبالدين متذكر شده كه در حله با وي
ملاقات كرده است (ص ١٧٣). تاريخى براي ولادت ابن ادريس نقل نشده، ولى
بهاستنادخط شهيدثانى كهدر اجازات مجلسى (١٠٤/١٩) آمده، ابن ادريس در
٥٥٨ق/١١٦٣م به سن بلوغ رسيده است و با فرض اينكه وي در حدود ١٥ سالگى
بالغ شده باشد، تولد وي را بايد در حدود ٥٤٣ق/١١٤٨م دانست. در مورد وفات او
نيز اختلاف است: كفعمى جمعه ١٨ شوال ٥٩٨ق/١١ سپتامبر ١٢٠٢م (استرابادي،
٢٦٠) و ذهبى (٢١/٣٣٣) ٥٩٧ق را ذكر كرده است. بنابراين، سخن علماي متأخر
شيعه در اين باب كه وي پيش از رسيدن به ٢٥ سالگى وفات يافته است (نك:
استرابادي، همانجا) نبايد صحيح باشد.
منزلت فقهى ابن ادريس: صفدي (٢/١٨٣) وي را در فقه عديم النظير دانسته، و
ابن داوود حلى او را شيخ الفقها خوانده است (ص ٤٢٨). شجاعت علمى وي در
شكستن سنت تقليد از آراء شيخ طوسى، تحرك بخشيدن به فقه اماميه، خارج
كردن آن از ركود و جمود و تشويق ابتكار و انديشة آزاد، بيانگر جلالت قدر اوست.
تا ١٠٠ سال پس از درگذشت شيخ طوسى همة مسندنشينان فقاهت شيعه خوشهچينان
آراء شيخ و در حقيقت فقط منعكس كنندگان نظرات او بودند تا جايى كه مىتوان
گفت باب اجتهاد تا حدودي مسدود شده بود (نك: شهيد ثانى، ٢٨). در چنين وضعى
ابن ادريس پاي از دائرة تقليد بيرون نهاد و به احياي اجتهاد و اظهار نظر آزاد
پرداخت. وي گاه در نقد آراء شيخ بسيار سرسختى به خرج مىداد و شيخ را به
طور مستقيم و غير مستقيم به تبعيت و پيروي از امام شافعى متهم مىكرد (
ابن ادريس، جم) و گاه لحنش بسيار تند مىشد (همو، ٤٣٢)، اما به هر حال
احترام به شيخ را فرو نمىنهاد و با عباراتى چون «الشيخ السعيد الصدوق
تغمّده الله برحمته» از او ياد مىكرد (همو، ٥). مامقانى ادعا كرده كه ابن
ادريس در كتاب طهارت سرائر دربارة شيخ طوسى گفت: «و خالى شيخ الاعاجم
ابوجعفر الطوسى يفوح [در اصل: يفوه؛ قس: ابن ادريس، ٩] مِن فيه رائحةُ
النجاسة» (٢/٧٧)، ليكن اين عبارت در كتاب طهارت سرائر (چاپ موجود) ديده
نمىشود و احتمال مىرود تحريف اين عبارتِ سرائر باشد: «...انّ اباجعفر يفوح
من فيه رائحة تسليم...» (ابن ادريس، ٩) كه ابداً جنبه ركيكى ندارد.
منزلت روايى ابن ادريس: فقيه معاصر وي سديدالدين حمصى او را اهل تخليط و
غيرقابل اعتماد دانسته است (منتجبالدين، ١٧٣). ابن داوود حلى عدم پذيرش
خبر واحد توسط ابن ادريس را به معنى اعراض كلى او از اخبار اهل بيت گرفته
و وي را در زُمرة ضعفا آورده، ولى در همانجا او را ستوده است (ص ٤٩٨).
بحرانى مىنويسد كه محقق حلى و علامة حلى به كرات به نقد و طعن او
پرداختهاند (ص ٢٧٦)، ولى در دورههاي بعد نظر علماي رجال در مورد ابن ادريس
به تدريخ تغيير يافت تا آنجا كه مجلسى وي راتوثيق كرده است (١/١٦، ٣٣).
معاصران نظر حمصى را در مورد تخليط ابن ادريس تنها از اين جهت كه وي در
نقل اسناد روايات اندكى بىدقت بوده، صحيح دانستهاند (شوشتري، ٨/٤٥؛ خويى،
١٥/٦٣).
ابن ادريس چنانكه از كتاب سرائر، به خصوص بخش مستطرفات آن برمىآيد، برخى
از اصول و مصنفات سلف شيعه را در اختيار داشته و وي آخرين كسى است كه
دربارة برخى از آنها اطلاعاتى به دست مىدهد، و برخى از اجازات نام وي در
سلسلة روايى صحيفة سجاديه ديده مىشود (مجلسى، ١٠٧/٥٢ -٥٤، ٦٣، ١٦٢). همچنين
نام وي در ميان راويان كتب ديگر نيز آمده است (نك: ابن داوود، ٥ -٦). ابن
ادريس بعضى از كتب سلف را استنساخ كرده، كه به عنوان نمونه مىتوان از
مصباح المتهجّد شيخ طوسى (در جماديالاولى ٥٧٠ق) و قرب الاسناد حميري
(دررمضان ٥٧٤ق) نامبرد (آقابزرگ، ٤/٢٢٥،٥/٢٥٧، ١٧/٦٨، ٢١/٢٢٢؛ نيز دستخط موجود
در حاشية مصباح المتهجد طوسى، ٧٩٠).
مشايخ ابن ادريس: وي خود مىنويسد (ص ٢٦٥) كه از سيد ابوالمكارم بن زهره
حضوراً و مكاتبتاً استفاده كرده است (نيز نك: مجلسى، ١٠٤/٧٩). از ديگر مشايخ
وي چنانكه از اسناد روايات و اجازات برمىآيد، مىتوان عمادالدين محمد بن
ابى القاسم طبري، عربى بن مسافر عبادي، حسين بن هبةالله بن رطبة سوراوي
و عبدالله ابن جعفر دوريستى را نام برد (شهيد اول، ٢٢، ٣٥؛ حُرعاملى، ٢/٨٠؛
مجلسى، ١٠٦/٣٩، ١٠٧/٦٥، ٧٠، ٨٢). به گفتة ذهبى ابن ادريس از راشد (بن
ابراهيم بحرانى) و شريف شرفشاه نيز بهره برده است (٢١/٣٣٢). سماع بدون
واسطة ابن ادريس از شيخ ابوعلى طوسى (مجلسى، ١٠٧/٥٢، ٥٦، ٦٥، ٨١) در
٥١١ق/١١١٧م (افندي، ٥/٣٣) از حيث زمان و طبقه قابل پذيرش نيست و ظاهراً
شخصى كه در ٥١١ق از ابوعلى طوسى استماع كرده، عمادالدين طبري استاد ابن
ادريس بوده است (عماد طبري، ٢).
روات و شاگردان ابن ادريس: از جملة ايشان مىتوان مُحيىالدين محمد بن
عبدالله بن على بن زهره (ابن فُوطى، ٤(٣)/٣٠٩-٣١٠؛ قس: مجلسى، ١٠٦/٢٣، ٢٤،
١٠٧/٤٦)، فخار بن معد موسوي (شهيد اول، ٨١؛ مجلسى، ١٠٤/٧٩)، محمد بن نماي
حلى (ابن داوود، ٥ -٦)، على ابن يحيى خياط (مجلسى، ١٠٤/١٣٥)، احمد بن مسعود
اسدي (شهيد اول، ٢١، ٢٢، ٣٥) و على بن ابراهيم علوي عريضى (نوري، ٣/٤٨٢) را
نام برد. سند موجود در الاربعون (شهيد اول، ٤٦) كه دلالت بر روايت يحيى بن
سعيد حلى از ابن ادريس دارد از حيث طبقه مورد ترديد است.
آثار: اگر چه ذهبى (٢١/٣٣٢) متذكر شده كه ابن ادريس آثاري در فروغ و اصول
داشته و ابن داوود (ص ٤٩٨) او راكثير التأليف دانسته، مع ذلك جز چند اثر از
وي نمىشناسيم. آثار بازمانده از او اينهاست:
آثار چاپى: ١. السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، اين كتاب از آثار بديع فقهى
است كه ارزش و اعتبار آن پس از قرنها هنوز به قوت خود باقى است. سرائر
افزون بر ارزش فقهى آن، به واسطة آخرين بابش كه او خود آن را «باب
النوادر» ناميده و شامل گزيدهاي از كتب مشيخه و روات است، ارزش حديثى
قابل توجهى دارد. چنانكه از دو موضع كتاب (ص ١٧٠، ٤٠١) بر مىآيد وي در
خلال سالهاي ٥٨٧ - ٥٨٨ق/ ١١٩١-١١٩٢م مشغول تأليف آن بوده است. سرائر در
١٢٤٧و ١٢٧٠ق در تهران چاپ سنگى شده، و «باب النوادر» آن با عنوان النوادر
او مستطرفات السرائر جداگانه در ١٤٠٨ق با مقدمهاي تحقيقى و حواشى در قم به
چاپ رسيده است؛ ٢. منتخب تبيان شيخ طوسى، اين كتاب به كوشش سيد مهدي
رجائى در ١٤٠٩ق در قم نشر يافته است.
آثار خطى: ١. رسالهاي در تكليف (ملى، ٨/٣٦٧)؛ ٢. رسالهاي در مضايقه و
مواسعه در فقه (آقابزرگ، ١٢/٢١١، ٢٠/١٧٥، ٢٣١، ٢١/١٣٤)؛ ٣. اجوبة مسائل (نجف،
١/٢٨؛ آقابزرگ، ٢٠/٣٣١)، البته انتساب هيچ يك از اين ٣ كتاب به وي قطعى
نيست. رسالهاي در مسألة تتميم آب قليل به كُرّ، تقريباً در ١٠ برگ (ابن
ادريس، ٩؛ آقابزرگ، ٢٠/٣٨٤).
آثار منسوب: ١. التعليقات على التبيان (حُر عاملى، ٢/٢٤٤؛ آقا بزرگ، ٤/٢٢٥،
٢٠/١٨٥)؛ ٢. رسالهاي درمعنىناصب (افندي،٥/٣٣)؛ ٣. مناسك (ذهبى، ٢١/٣٣٢)؛ ٤.
نيز ابن ابى الحديد (١/٣٩) روايتى در مورد رابطة شريف رضى و شريف مرتضى با
فخرالملك، وزير بهاءالدولة، از خط ابن ادريس نقل كرده كه مشخص نيست از
كدام اثر وي گرفته شده است.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن ابى الحديد، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٥٩م؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن ادريس، محمد،
السرائر، تهران، ١٢٧٠ق؛ ابن داوود حلى، حسن، كتاب الرجال، تهران، ١٣٤٢ش؛
ابن فوطى، عبدالرزاق، تلخيص مجمع الا¸داب، دمشق، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ استرابادي،
محمد، منتهى المقال، تهران، ١٣٠٠ق؛ افندي، عبدالله، رياض العلماء، قم،
١٤٠١ق؛ بحرانى، يوسف، لؤلؤة البحرين، قم، مؤسسة آل البيت؛ حُرعاملى، محمد
بن حسن، امل الا¸مل، به كوشش احمد حسينى، بغداد، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ خويى،
ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، قم، ١٤٠٣ق؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء،
به كوشش بشار عواد معروف و محيى هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛
سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ شوشتري، محمدتقى،
قاموس الرجال، تهران، ١٣٨٧ق؛ شهيد اول، محمد، الاربعون حديثاً، قم، ١٤٠٧ق؛
شهيد ثانى، زينالدين، الدراية فى مصطلح الحديث، نجف، مطبعة النعمان؛ صفدي،
خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، استانبول، ١٩٤٩م؛ طوسى، محمد،
مصباح المتهجد، به كوشش زنجانى، تهران، ١٣٣٨-١٩٣٣ق؛ عمادالدين طبري، محمد،
بشارة المصطفى، نجف، ١٣٨٣ق؛ كاظمى، شيخ عبدالنبى، تكملة الرجال، نجف، مكتبة
الامام الحكيم العامة؛ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال، نجف، ١٣٤٩-١٣٥١ق؛
مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ملى، خطى؛ منتجبالدين،
على، فهرست اسماء علماء الشيعة و مصنفيهم، به كوشش عبدالعزيز طباطبائى،
بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ نجف، محمد مهدي، فهرست مخطوطات مكتبة الامام الحكيم
العامة، نجف، منشورات مكتبة الامام الحكيم العامة؛ نوري، حسين، مستدرك
الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق.
سيد مصطفى محقق داماد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا