دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣٢
| ابن ابی الضياف جلد: ٢ شماره مقاله:٨٣٢ |
اِبْنِ اَبى الضَّيّاف، ابوالعباس احمد بن حاج ابى الضياف محمد،
واقعهنگار تونسى، منشى و مشاور بايهاي (اميران حسينى) تونس
(١٢١٩-١٢٩١ق/١٨٠٤-١٨٧٤م). ابن ابى الضياف در تونس زاده شد. اصل وي از
قبيلة اولاد عون بود، اما در شجرهنامهاي كه يكى از اخلاف وي ساخته، اصل
او را از يمن دانسته است (ابن ابى الضياف، مقدمه). پدرش ابوالضياف كاتب
وزير يوسف مُهردار (صاحب الطابع) بود و وي در حُسنِ تربيت فرزند خود كوشيد.
احمد قرآن را در مدرسة سيد احمدبن عروس از بر كرد و هنوز خردسال بود كه سيد
بشير زواوي تفسير ابن فرس را به او آموخت و دانشهاي ديگر را از احمد بن
خوجه، اسماعيل تميمى، محمد بحري، ابن ملوكه، شيخ الاسلام محمد بيرم سوم،
محمد مناعى و احمد اَبىّ فراگرفت.
در ١٢٣٧ق/١٨٢٢م در نوجوانى سمت قضا (خطة العدالة) كه از مقامات والاي آن
روزگار بود، از جانب حسين باي به او سپرده شد و در ١٢٤٢ق به سمت منشيگري
(خطة الكتابة) ارتقا يافت. وي منشى مخصوص (كاتب السِّرّ) حسين باي و همكار
وزير ابومحمد شاكير مُهردار گرديد. ابن ابى الضياف نخستين كسى بود كه به
زبان عربى با دولت عثمانى مكاتبه كرد. وي اسلوب كتابت را در دولت حسينى
تونس مهذب ساخت (همانجا؛ مخلوف، ٣٩٤؛ نيفر، ١٣٠). منشير پاشا احمد باي به
كمالات او معترف بود و در مهمات امور به او اعتماد داشت. وي ابن ابى
الضياف را در ١٢٤٦ق و ١٢٨٥ق به سفارت به استانبول فرستاد و در سفر ١٢٦٢ق/
١٨٤٦م به پاريس وي را به مصاحبت و همراهى خويش برگزيد (مخلوف، ٣٩٤). وي
در ١٢٥٧ق به دريافت نشان افتخار نايل شد و در ١٢٥٨ق به رتبة آي امينى و در
١٢٥٩ به قائم مقامى ارتقا يافت و اميرلواء نام گرفت (ابن ابى الضياف،
مقدمه، ١١، ١٢). در روزگار مشير پاشا صادق باي پايگاه برتري يافت. مشير سوم
در ١٢٧٧ق/١٨٦١م وي را به عضويت مجلس شوراي خاص گماشت كه خود رئيس و
وليعهد او عضو آن مجلس بودند. سپس از مشير سوم، اميرلامراء و وزير قلم لقب
گرفت و به شرح قانون اساسى موظف شد.
ابن ابى الضياف در فقه نيز يدي طولا داشت، چنانكه مشير اول (احمد باي)
مىخواست او را پس از وفات سيد ابراهيم رياحى رئيس مذهب مالكى كند. ابن
ابى الضياف را مردي خوش محاضره، عزيزالنفس، كريمالاخلاق، عفيف و موقر
دانسته و شعر وي را نيز ستودهاند. در اواخر زندگى به سبب سالخوردگى از كار
كناره گرفت، امّا همچنان مورد توجه و احترام بود چنانكه وقتى درگذشت، مشير
سوم همراه با خانوادة خود و وزيرانش بر جنازة او حاضر شدند و به سوگواري
پرداختند، آنگاه در جامع وزير ابوالمحاسن يوسف مهردار در داخل شهر تونس در
كنار پدرش به خاك سپردند (همو، مقدمه، ١٥).
اثر معروف ابن ابى الضياف، اتّحاف اهل الزّمان باخبار ملوك تونس و
عهدالامان است. اين اثر دربارة تاريخ شمال افريقا، به خصوص تونس از فتح
اعراب تا عهد مؤلف است كه به يك مقدمه در دو عِقد، ٨ باب و يك خاتمه
تقسيم شده است. عقد اولِ مقدمه در دو مُلك (حكومت) و انواع آن در جهان
است و عقد دوم به شرح اميران افريقا در روزگار صحابه و تابعين و اتباع
آنان اختصاص دارد و بابهاي هشتگانه به ترتيب در بيان دولتهاي حمودة پاشا،
عثمان باي، محمود باي، حسين باي، مصطفى باي، مشير احمد باي، مشير محمد باي
و مشير صادق باي است و در خاتمة آن شرح احوال بعضى از اعيان علما، وزرا و
نويسندگان متأخّر آمده است (مقدمه، ١٨، ١٩).
وي در آغاز كتاب به اين موضوع اشاره كرده است كه گروهى از دانشمندان
چون ولىالدين ابن خلدون (د ٨٠٨ق/ ١٤٠٥م)، محمد بن ابراهيم زركشى (د ح
٧٣٣ق/١٣٣٣م)، ابن ابى الدينار (ه م) و سرّاج وزير (د ١١٤٩ق/١٧٣٦م) و جز
آنان به تاريخ تونس توجه داشتهاند (ص ٣). چاپ تحقيقى اين اثر توسط گروهى
از دانشمندان در تونس صورت گرفته و ويژگيهاي نسخههاي خطى آن در مقدمة
كتاب بيان شده است. قبلاً عِقد اول اين كتاب در ١٣١٩ق/١٩٠١م در تونس چاپ
شده بود.
مآخذ: ابى ابى الضياف، احمد، اتحاف اهل الزمان باخبار ملوك تونس و
عهدالامان، تونس، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ مخلوف، محمد، شجرة النّور الزكيّة فى طبقات
المالكية، بيروت، ١٣٤٩ق؛ نيفر، محمد، عنوان الاريب عمّانشأ بالمملكة التّونسية
من عالم اديب، تونس، ١٣٥١ق. محمدآصف فكرت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا