دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٦

ابراهيم بن علاءالدوله
جلد: ٢
     
شماره مقاله:٦٥٦


اِبْراهیمِ‌بْنِ عَلاءُالدّوله، از شاهزادگان تیموری (٨٤٣-٨٦٣ق/١٤٤٠-١٤٥٩م) که مدتی کوتاه در هرات و بخشهایی از خراسان فرمان راند. او فرزند علاءالدوله‌بن بایسنقر و برادرزادۀ میرزا بابر تیموری بود (میرخواند، ٦/٧١٦؛ فصیح، ٣/٢٨٥). غفاری تولد او را در ٨٤٩ق/١٤٤٥م دانسته (ص ٢٣٢) که بی‌گمان اشتباه است. پس از آنکه میرزا بابر در اواخر ذیحجۀ ٨٥٢ق/فوریۀ ١٤٤٩م بیشتر بخشهای خراسان را به تصرف درآورد و شهر تون را به عنوان سیورغال به علاءالدوله سپرد، ابراهیم از سوی پدر مأموریت یافت که با جواهر و نقدینه‌هایی که از قلعۀ عماد آورده بودند، به آن شهر رود و فرمانروای آنجا باشد. اندکی بعد روابط علاءالدوله و میرزا بابر به سردی گرایید و علاءالدوله به فرمان برادر دستگیر شد. بابر کسانی را برای جنگ با ابراهیم به تون فرستاد. ابراهیم شکست یافت و دستگیر شد (میرخواند، ٦/٧٥٥-٧٥٦؛ خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٢٠، ٣٠-٣١). روملو این رویداد را در ٨٥٣ق/١٤٤٩م دانسته است (ص ٢٨٩). بابر در ٢٥ ربیع‌الثانی ٨٦١ق/٢٢ مارس ١٤٥٧م در مشهد درگذشت و فرزند خردسالش میرزاشاه محمود در هرات بر تخت نشست. ابراهیم که تا این زمان دربند بود، پس از آگاهی از درگذشت میرزا بابر خود را از بندرهاند و به مرغاب گریخت و در آنجا گروه بسیاری گرد آورد و آهنگ تصرف هرات کرد (عبدالرزاق سمرقندی، ٢/١١٢٧-١١٢٨؛ میرخواند، ٦/٨٠٤-٨٠٩؛ خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٢٠، ٣٠-٣١). روملو این رویداد را در ٨٥٣ق/١٤٤٩م دانسته است (ص ٢٨٩). بابر در٢٥ ربیع‌الثانی ٨٦١ق/٢٢ مارس ١٤٥٧م در مشهد درگذشت و فرزند خردسالش میرزاشاه محمود در هرات بر تخت نشست. ابراهیم که تا این زمان دربند بود، پس از آگاهی از درگذشت میرزا بابر خود را از بندرهاند و به مرغاب گریخت و در آنجا گروه بسیاری گرد آورد و آهنگ تصرف هرات کرد (عبدالرزاق سمرقندی، ٢/١١٢٧-١١٢٨؛ میرخواند، ٦/٨٠٤-٨٠٩؛ خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٦٣؛ غفاری، ٢٣٢؛ روملو، ٣٦٦) و میرزاشاه محمود خردسال را وادار به فرار کرد و خود بر جای او بر تخت نشست و پس از استقرار، خواجه شمس‌الدین محمد بخاری را با شرکت خواجه محمد سعدالدین منصب وزارت داد (خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٦٤-٦٥؛ همو، دستورالوزراء، ٣٦٧). از زمامداری او چیزی نگذشته بود که خبر رسید میرزاشاه محمود همراه امیران لشکر پدرش سپاهی گرد آورده، عازم گشودن هرات است. وی نیز با سپاهیان خود از هرات بیرون آمد و شهر را به قرابهادر از نزدیکان پدرش سپرد. در این میان خواجه وجیه‌الدین اسماعیل که وزارت میرزا بایسنقر و میرزا علاءالدوله را داشت، از ابراهیم روی گردان شد و آهنگ پیوستن به دشمنان او کرد. به فرمان ابراهیم او را دستگیر کردند و پس از شکنجه در فوشنج به خواری کشتند (میرخواند، ٦/٨١٠-٨١١؛ عقیلی، ٣٤٤-٣٤٥؛ خواندمیر، دستورالوزراء، ٣٦٤). آنگاه در رباط امیرشاه ملک جنگ سختی میان ابراهیم و شاه محمود درگرفت و پس از گیر و دار بسیار محمود گریخت و به مشهد رفت. در این جنگ بسیاری از سران سپاه او گرفتار شدند (میرخواند، ٦/٨١٠-٨١٢؛ قزوینی، ٣٢٦). آنگاه سلطان ابوسعید بهادر که در سمرقند فرمانروایی داشت، در پی آگاهی از درگذشت میرزا بابر آهنگ گشودن خراسان و تصرف هرات کرد و با لشکری بدانجا شتافت. میرزا ابراهیم که در خود یارای پایداری نمی‌دید، پیشنهاد آشتی کرد، اما سلطان ابوسعید نپذیرفت و وارد هرات شد و گوهرشاد آغا را که گمان می‌کرد پشتیبان سلطان ابراهیم باشد، به هلاکت رساند (٩ رمضان ٨٦١ق/٣١ ژوئیۀ ١٤٥٧م). ابوسعید نتوانست مدتی دراز در هرات بماند و در ٩ شوال/٣٠ اوت همان سال از آنجا رفت. چون ابراهیم از خروج ابوسعید از هرات آگاه شد، امیر احمد ترخان را به آنجا فرستاد تا شهر را سامان دهد (میرخواند، ٦/٨١٣-٨١٦؛ روملو، ٣٧٠-٣٧٣).
در این میان ابراهیم آگاه شد که میرزاشاه محمود لشکری گرد آورده و آمادۀ نبرد گشته است. پس به سوی استراباد و مازندران شتافت تا با وی بجنگد. اتفاق را، در همان زمان، جهانشاه قراقویونلو به دعوت گروهی از بزرگان و سرداران مازندران برای تسخیر آن ولایات. روانۀ آنجا بود. شاه محمود مقابله با او را بر تافت و فرار اختیار کرد، اما سلطان ابراهیم که نمی‌پنداشت جهانشاه با لشکر انبوهی آمده باشد، به جنگ با او در ایستاد و در ٢٥ محرم ٨٦٢ق/١٣ دسامبر ١٤٥٧م به سختی شکست خورد. در این جنگ ندیک به ٥٠٠ نفر از امیرزادگان جغتایی که در خدمت او بودند، نابود شدند. خود او نیز با ١٥ نفر از همراهانش به نیشابور گریخت و از آنجا پیکی نزد جهانشاه فرستاد و فرمانبری نمود (طهرانی، ٣٤٨-٣٥١). وی پس از چندی درنگ در آن شهر، با گروهی که در پیرامونش گرد آمده بودند، راهی هرات شد و در یکشنبه ٩ صفر ٨٦٢ق/٢٧ دسامبر ١٤٥٧م به آن شهر رسید و از سوی امیر احمدخان به گرمی پذیرفته شد. سلطان ابراهیم پس از استقرار در هرات با صوابدید امیران لشکر خود، بر آن شد که با ابوسعید از در آشتی درآید. پس چند تن از بزرگان شهر را به سفارت نزد او به بلخ فرستاد. ابوسعید از این پیشنهاد استقبال کرد و نامۀ ملاطفت‌آمیزی برای ابراهیم نوشت. آن دو پس از آن در برابر جهانشاه قراقویونلو همداستان شدند. ابراهیم با این پیمان استقلال خود را از دست داد و به فرمان ابوسعید درآمد (دولتشاه، ٤٥٨؛ میرخواند، ٦/٨١٧-٨٢٠؛ قزوینی، ٣٢٧؛ روملو، ٣٨١-٣٨٥، ٧٤٢).
در این هنگام علاءالدوله پدر ابراهیم که مدت درازی از رویدادهای خراسان به دور مانده بد و در ولایت ازبک روزگار می‌گذراند، چون از فرمانروایی فرزندش آگاه شد به خراسان شتافت. ابراهیم هر چند او را مانعی بر سر راه تحقق هدفهای خود می‌دانست، اما به ظاهر از پدر پیشواز کرد و از او خواست که به هرات رود. علاءالدوله به هرات رفت و از سوی بزرگان شهر به گرمی پذیرفته شد. اندکی از ورود او نگذشته بود که ابراهیم پیکی نزد وی فرستاد و از آمدن ترکمانان آگاهش کرد. علاءالدوله با شتاب از شهر بیرون آمد و با ابراهیم به سوی سرزمین غوربالا و غرجستان رفت. او در این هنگام کاملاً زیر نفوذ پسر بود و از خود اراده‌ای نداشت (دولتشاه، ٤١٦-٤١٧). جهانشاه بدون مانعی هرات را تصرف کرد و در آن مستقر گردید.
سلطان ابراهیم و علاءالدوله به جای رویارویی با او، به دشمنی با هم برخاستند. سرانجام جنگی میان آنان درگرفت که به دستگیری ابراهیم انجامید. او دربند پدر چندان نماند و پس از رهایی لشکری گرد آورد، اما علاءالدوله پس از زمانی اندک خود را به جهانشاه قراقویونلو تسلیم کرد (میرخواند، ٦/٨٢١-٨٢٤؛ خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٧٣-٧٤). اقامت جهانشاه در هرات به درازا نکشید چه ابوسعید با لشکری به سوی او آمد، این‌بار با گفت و گوهایی که انجام یافت، جهانشاه از خراسان بیرون رفت و آن ولایت را به ابوسعید واگذاشت. از آن سوی ابراهیم به پدرش علاءالدوله پیوست و آن دو نیرویی تدارک دیدند. ابوسعید بی‌درنگ برای سرکوب آنان حرکت کرد. جنگ در نزدیکی سرخس و به گفتۀ دولتشاه در کولان بادغیس درگرفت. ابراهیم هر چند در آغاز به پیروزیهایی دست یافت، لیکن سرانجام شکست خورد و روی به گریز نهاد. او به مزینان و از آنجا به دامغان رفت و به گردآوری نیرو پرداخت. پس از چندی چون خود را قادر به رویارویی با ابوسعید می‌دید، آهنگ خراسان کرد، لیکن در میان راه بیمار گشت و در ٦ شوال ٨٦٣ق/٦ اوت ١٤٥٩م بر اثر این بیماری درگذشت. پیکرش را به هرات آوردند و در زیر گنبد مدرسۀ گوهرشاد آغا در همان جایی که جدّ او بایسنقر مدفون بود، به خاک سپردند. برخی درگذشت او را در اواسط رمضان دانسته‌اند (میرخواند، ٦/٨٢٧-٨٢٩؛ دولتشاه، ٤٧٤-٤٧٥؛ خواندمیر، حبیب‌السیر، ٣/٧٦-٧٨؛ قزوینی، ٣٢٧؛ روملو، ٤٠٤-٤٠٧). خانیکوف پژوهشگر روسی می‌گوید بر سنگ مزار او تاریخ درکذشتش چهارشنبه ١٠ رمضان ٨٦٣ق نگاشته شده است (محمد شفیع، ٢/١٢٠٥). این نظر تأییدکنندۀ نوشتۀ خواندمیر است.
مدت فرمانروایی او در مجموع دو سال و اندی بود. از کسانی که زمانی در دربار و دستگاه او می‌زیستند، عبدالرزاق سمرقندی است.
مآخذ: اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌خان، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٤ش، ٢/٦٩٣-٦٩٩-٧٠٣، ٧٠٦-٧٠٩؛ خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب‌السیر، به کوشش محمددبیر سیاقی، تهران، ١٣٦٣ش، ٣/١٩، ٢٥، ٤٠-٤١، ٦٦-٧٢، ٧٥؛ همو، دستورالوزراء، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٩٠٠م، صص ٤١٣-٤١٥، ٤٥٧، ٤٥٩؛ روملو، حسن‌بیک، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش، صص ٢٨٠، ٢٩١، ٣٦٧-٣٦٩، ٣٧٥-٣٨٠، ٣٩٠، ٣٩٥، ٦٠٧، ٧٣٨-٧٣٩، ٧٤٠، ٧٤٣-٧٤٧؛ طهرانی، ابوبکر، دیار بکریه، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ش، صص ٣١٦-٣٢١، ٣٤٧؛ عبدالرزاق سمرقندی، کمال‌الدین، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش محمدشفیع، لاهور، ١٣٦٨ق؛ عقیلی، سیف‌الدین این نظام، آثار الوزراء، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣٧ش؛ غفاری، قاضی احمد، تاریخ جهان‌آرا، تهران، ١٣٤٣ش، ص ٢٣١؛ فصیح خوافی، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛ قزوینی، یحیی‌بن عبداللطیف، لب التواریخ، تهران، ١٣٦٣ش؛ محمدشفیع، تعلیقات بر مطلع سعدین و مجمع بحرین عبدالرزاق سمرقندی؛ میرخواند، محمدبن خاوندشاه، روضه الصفا، تهران، خیام، ١٣٣٩ش.
سیدعلی آل داود