دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٨
| آنندرام جلد: ٢ شماره مقاله:٥٢٨ |
آنَنْدْرامْ (د ١١٦٤ق/١٧٥١م)، شاعر و نويسندة پارسى گوي هند متخلص به مخلص.
وي در سودهره١ از توابع لاهور به دنيا آمد. پدرش راجه هرده رام چهتري
لاهوري٢، از طبة چهتريان (چهتري يا كهتري = كشتري، طبقة اميران و سپاهيان در
هند) بود كه از طبقات صاحب نفوذ هند محسوب مىشدند (آزاد، ٤٢٥؛ كوپاموي، ٦٦٠؛
شفيق، ١٢١؛ بهگوان داس، ١٩٦). آنندرام نيز از موقعيت ممتاز اجتماعى بهرهمند
بود و در ١١٣٢ق/١٧١٩م وكيل سيفالدوله عبدالصمد خان ناظم صوبة لاهور و ملتان
و نيز وكيل نواب اعتمادالدوله قمرالدين خان بهادر آصفجاه نظام الملك گرديد،
و در همان سال از جانب محمد شاه خطابِ «راي رايان» يافت (شفيق، ١٢٢؛ آزاد،
٤٢٥). او از دوستان سراج الدين خانِ آرزو بود. آرزو ضمن اشاره به دوستى ٣٠
سالة خود با وي حضور او را در شاه جهان آباد، سبب اقامت خود در آن شهر مىدانست
(آزاد، ٤٢٥؛ كوپاموي، ٦٦١؛ بهگوان داس، ١٩٧). پس از حملة نادر به دهلى
(١١٥٠-١١٥١ق/١٧٣٧- ١٧٣٨م)، آنندراج انزوا گزيد و خانه نشين شد (بهگوان داس،
١٩٦) و در ١١٦٤ق/١٧٥١م در چهارمين سال حكومت احمدشاه در پى بيماري نفثالدم
(استفراغ خون) درگذشت (بهگوان داس، ١٩٦؛ آزاد، ٤٢٥؛ حسن خان بهادر، ٤٣٤؛
ايمان، ٣٩١). اشارة كوپاموي به مرگ او در ١١٤٠ق/١٧٢٨م (ص ٦٢١) و اشارة آفتاب
راي لكهنوي به كشته شدن وي در لشكركشى ايران به هند (٢/١٩٢) به حكم
شواهد متعدد، از جمله نگارش برخى از آثار او پس از اين سالها، به كلى مردود
است. آنندرام، را براي تمايز از شعراي ديگري كه با تخلص مخلص شعر مىگفتند،
مخلص هندي ناميدهاند (آزاد، ٤٢٥؛ اته، .(٢٧٨
مخلص در شاعري از استاد خود ميرزا عبدالقادر بيدل پيروي مىكرد و از بهترين
شاگردان او بود، ولى سخنش از پيچيدگيها و نازك خياليهاي معماواري كه در شعر
بيدل ديده مىشود، خالى است. به گفتة بهگوان داس «طور كلامش ماوراي طور
استاد است» (ص ١٩٧). كليات اشعار او را بالغ بر ٥٠ هزار بيت گفتهاند (بهگوان
داس، ١٩٧؛ اته، ٢٧٨ ؛ استوري، )، I/٦١٢ و گزيدههايى از آنها به طور پراكنده
در تذكرهها آمده است. علاوه بر قريحة سرشار آنندرام در شاعري، ذوق نكته
يابى و نقادي وي نيز شايستة توجه است (خوشگو، ٣٠٢) و سبك نگارش او در نثر هم
به متانت و روانى مشهور بوده است (بهگوان داس، ١٩٧).
آثار آنندرام (مخلص)اينهاست: ١. كارنامةعشق، نگاشتة١١٤٤ق/ ١٧٣١م، داستان
عاشقانهاي است دربارة شاهزادة چينى، «گوهر» و شاهزاده خانم «مملَكَت» (استوري،
)؛ I/٦١٣ ٢. پري خانه، نگاشتة ١١٤٤ق/١٧٣١م، مقدمهاي است بر مجموعهاي از
آثار خطاطان و نقاشان (استوري، )؛ I/٦١٢ ٣. رقعات مخلص، نگاشتة ١١٤٩ق/
١٧٣٦م، مجموعة نامههاي اوست (استوري، همانجا؛ ريو، )؛ III/٩٩٩٧ ٤. هنگامة عشق،
١١٥٢ق/١٧٣٩م، داستان عاشقانهاي است دربارة كنورسندرسين٣ و «رانى چند
پربها٤» (استوري، )؛ I/٦١٣ ٥. مجموعة يادداشتهاي پراكنده، شامل نامههاي
آنندرام به خط خود او، اسناد و اشعار گرد آوردة او، نامههاي پدرش، نامهاي از
على حزين خطاب به او، عريضة او به نواب صاحب وزير ممالك، نامههاي او به
عبدالمجيد خان و جز آن كه اغلب اين نوشتهها به تاريخ ١١٥٥ق/ ١٧٤٢م باز مىگردد
(مرديت، ٧٨ -٧٧ )؛ ٦. مرآت الاصطلاح، نگاشتة ١١٥٧ق/ ١٧٤٤م،فرهنگنامهاياست
از تعبيراتو اصطلاحاتشاعرانه و ضرب المثلها، با شواهدي از شعر پارسى. اين
كتاب شامل نكتههايى دربارة اوضاع دربار دهلى و شخصيتهاي معروف آن زمان
نيز هست (ريو، همانجا؛ استوري، همانجا)؛ ٧. چمنستان، نگاشتة ١١٥٩ق/ ١٧٤٦م،
مجموعهاي است از لطيفهها، كنايات و نكات ظريف، اشاراتى بر احوال بعضى از
معاصرين، و توصيفاتى از درختان، گلها و ميوهها. اين كتاب در ١٢٩٤ق/١٨٧٧م در
لكهنو به چاپ رسيده است (استوري، همانجا)؛ ٨. بدايع وقايع، خاطرات شخصى
نويسنده و ذكر وقايع زمان او در شمال هند است. اين كتاب در سالهاي مختلف
نوشته شده و مشتمل بر ٤ بخش است: بخش اول: شرح حملة نادر به هند و جنگ او
با محمد شاه كه به نام تذكرة آنندرام نيز شهرت دارد و قسمتهايى از آن در
جلد هشتم «تاريخ هند» اليوت و داوسون٥ به انگليسى ترجمه شده است (استوري،
٦١٩ I/٦١٣, پانويس). بخش دوم: احوال سيزده روزة سفر « گره موكتيسر ٦»، كه در
ذيقعدة ١١٥٦ق/ نوامبر ١٧٤٣م نوشته شده است. بخش سوم: احوال سفر « بنگره ٧»
كه در محرم و جمادي الاول ١١٥٨/ ژانويه و مة ١٧٤٥ انجام يافته است. اين
بخش نيز به كوشش دكتر س. اظهر على در رامپور به سال ١٣٦٥ق/ ١٩٤٦م با عنوان
سفرنامة مخلص به چاپ رسيده است (رضوي، ١١٣ ؛ استوري، .(I/١٣١٩-١٣٢١ بخش
چهارم: نسخة سوانح احوال كه دربارة وقايع پنجاب از جماديالثانى ١١٥٨/ ژوئيه
١٧٤٥ تا جمادي الثانى ١١٦١/ ژوئن ١٧٤٨ است. اين بخش نيز به كوشش محمد شريف
در مجلة دانشكدة شرق شناسى دانشگاه پنجاب ( اورينتل كالج مگزين ) به سال
١٣٦٠ق/١٩٤١م به چاپ رسيده است. بدين ترتيب بدايع وقايع در سالهاي ١١٤٥-
١١٦١ق/١٧٣٢- ١٧٤٨م تأليف يافته و نسخة كاملى از آن در دانشگاه پنجاب (لاهور)
و بخشهاي جداگانة آن در عليگره٨ و رامپور موجود است (استوري، همانجا).
علاوه بر آثار مذكور آنندرام صاحب ديوانى به فارسى (ريو، ؛ III/٩٩٧ استوري،
و اشعاري به هندي بوده است (ريو، همانجا). استوري به ٣ اثر ديگر او اشاره
دارد: انتخاب تحفة سامى كه گزيدهاي از تذكرة سام ميرزاست )؛ I/٦١٣) نامهاي
بلند به نثر كه هنگام تاجگذاري شاه صفوي به فرمان محمدشاه خطاب به وي
نوشته شده است (همو، )؛ I/٦١٢ كتاب راحة الافراس در نگهداري اسب (همو،
.(I/٣١٩
مآخذ: آزاد بلگرامى، ميرغلام على، خزانة عامره، كانپور، ١٨٧١م؛ آفتاب راي
لكهنوي، رياض العارفين، به كوشش سيدحسام الدين راشدي، تهران، ١٣٦١ش؛
ايمان، رحيم عليخان، تذكرة منتخب اللطايف، به كوشش جلالى نايينى و امير
حسن عابدي، تهران، ١٣٤٩ش؛ بهگوان داس هندي، سفينة هندي، به كوشش سيدشاه
محمد عطاءالرحمان كاكوي، پنته، ١٩٥٨م؛ خوشگو، بنداربن داس، سفينه، به كوشش
سيدشاه عطاءالله كاكوي، ١٩٥٩م؛ شفيق اورنگ آبادي، لجهمى نرائن، تذكرة گل
رعنا، حيدرآباد دكن؛ كوپاموي، قدرتالله، نتايج الافكار، بمبئى، ١٣٣٦ش؛ نقوي،
عليرضا، تذكره نويسى در هند و پاكستان، تهران، ١٣٤٣ش؛ نيز:
Eth E , Herman et., Arabic and Persian Manuscripts in Edinburgh, Edinburgh,
١٩٢٥; Meredith-Owens, G. M., Handlist of Persian Manuscripts, London, Britisch
Museum, ١٩٦٨; Rieu, Charles, Catalogue of the Persian Manuscripts in the British
Museum, Oxford, ١٩٦٦; Rizvi, Athar Abbas and Ahmad, Mokhtarud din, Catalogue of
the Persian Manuscripts, Aligarh Muslim University, ١٩٦٩; Storey, C. A., Persian
Literature, London, ١٩٢٧.