دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٦١
| ابن اجا جلد: ٢ شماره مقاله:٨٦١ |
اِبْنِ اَجا، يا آجا، محبّالدّين ابوالثّنا، محمود بن محمّد بن محمود ابن
خليل مَقَرّ قونَوّي الا´صلِ حلبى حنفى (٨٥٤ - ٩٢٥ق/١٤٥٠- ١٥١٩م)، قاضى و
دبير. پدرش محمد مردي دانشمند بود (نك: ابن اجا، ابو عبدالله محمد). سخاوي در
حالى كه از همين شخص و از خال او احمد بن ابى بكر به تفصيل سخن مىراند،
دربارة محمود بن اجا كه موضوع اين مقاله است، تنها به ذكر نام و نسب اكتفا
مىكند (١/٢٥٤، ١٠/١٤٧). مفصلترين شرح حال محمود را ابن حنبلى آورده است
(٢(١)/ ٤٥١-٤٦١) و نجمالدين غزّي (١/٣٠٣-٣٠٤)، ابنعمادحنبلى (٨/١٣٩-١٤٠) و
راغب (٥/٤١٧-٤٢١) چيزي برگزارش اونيفزودهاند. اينان همة مطالب خود را از
سخاوي نقل مىكنند، اما در اثر سخاوي ( الاعلان بالتوبيخ، تبرالمسبوك و
ضوءاللامع ) چيزي در اين مورد ديده نمىشود.
ابن اجا در حلب زاده شد و تا ٨٨٨ق/١٤٨٣م در قاهره مشغول تحصيل بود. آنگاه
به حلب بازگشت و به زيارت بيتالمقدس رفت. پس از چندي در ٨٩٠ق قاضى حلب
شد. در انتصاب وي به قضاوت حلب و ازدواج با «ستّ حلب» كه قبلاً همسر كمال
بن معرّي دبير خاص (= كاتب السّر) حلب بود، داستان جالب و مفصلى آوردهاند
كه پرداخت رشوه (يا بذل) را در هر دو مورد نشان مىدهد (ابن حنبلى، ٢(١)٤٥٢،
٤٥٤). ابن اجا در ٩٠٠ق به حج رفت. ابن حنبلى از استادش جارالله ابن فهد
مكى (٨٩١ -٩٥٤ق) نقل مىكند كه رياست بلاد شام و مصر بر او ختم شد. سلطان
قانصوه غوري او را از حلب فراخواند و در ٩٠٦ق/ ١٥٠٠م به جاي صلاح الدين
بن الجيعان به دبيري خاص (= كتابة السّرّ) گماشت و او از آن تاريخ تا
پايان دولت چراكسه به آن شغل مشغول بود و آخرين كسى بود كه چنين سمتى
داشت (همانجا). كاتب السّر محرم اسرار سلطان در مكاتبات و وظيفة او نوشتن
فرمانها بود. ابن اياس (٤/١٥٨) ذيل وقايع سال ٩١٥ ق داستان درگيري ابن اجا
را با قاضى القضاة حنفى بر سر موقوفهاي در حلب و پشتيبانى سلطان را از ابن
اجا بيان كرده است. همو (٤/١٨١) ذيل وقايع سال ٩١٦ق مىنويسد كه ابن اجا
عليل و ناتوان شد، چنانكه ١٠ ماه خانهنشين گرديد و كار او بر احمد شهابى
قرار گرفت.
جارالله بن فهد گفته است كه چون ابن اجا در ٩٤٠ق حج گزارد، من ٢٠ حديث
از مرويّات او را نزدش خواندم و آن مجموعه را تحقق الرّجا لعلوّالمقرّ
المحبّى ابن اجا نام گذاشتم و مورد تحسين و انعام ابن اجا قرار گرفتم. ابن
اجا چون به قاهره بازگشت، سلطان به ديدارش آمد. وي پس از چندي
شهابالدين ابن جيعان را به نيابت خود پذيرفت. در ٩٢٢ق با سلطان به حلب
رفت و در آنجا اقامت گزيد تا آنكه غوري كشته شد و سپاهش به قاهره گريخت.
ابن اجا نيز به قاهره رفت و طومان باي برادرزادة غوري همچنان او را به
دبيري خاص گماشت. چون سلطان سليم عثمانى وارد قاهره شد، ابن اجا را مورد
احترام قرار داد و همان وظيفة سابق را به او پيشنهاد كرد، اما او به سبب
پيري و ناتوانى عذر خواست و سلطان، زيرك زاده قاضى عسكر روم ايلى را نزد
او نشاند تا از وي ياري گيرد. ابن اجا پس از چندي از سلطان اجازه خواست تا
در حلب اقامت كند. و در خواست او به سبب منزلتى كه نزد سلطان و وزرايش
يافته بود، پذيرفته شد. به حلب رفت و سرانجام در آنجا درگذشت. وي در قاهره
مدرسه و مقبرهاي بنا كرده و بر آنها موقوفاتى نهاده بود. در حلب نيز بر
تربت خويش موقوفاتى تعيين كرد (ابن حنبلى، ٢/١/٤٥٣- ٤٥٥).
ابن اجا ملقب به مَقَرّ بود و به قول قلقشندي (٥/٤٩٤) اين لقب به رجال
والامقام داده مىشد. ابن حنبلى (٢/١/٤٥٦-٤٥٧) كه خود صحبت ابن اجا را درك
كرده است، حسن صورت، سيرت، حشمت، معاشرت و ظرافت او را مىستايد و داستان
دوستى او را با پدرخويش نقل مىكند. نيز مىنويسد كه شماري از شاعران او را
مدح گفتهاند كه عايشة دمشقيّه معروف به بنت باعونى از آن جمله است. ابن
حنبلى مىافزايد كه اگر ديگري هم ابن اجا را مدح نمىگفت، مدح عايشه او را
بس بود.
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزّهور، به كوشش محمد مصطفى، قاهره،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابن حنبلى، محمد، دُرّ الحبب فى تاريخ اعيان حلب، به كوشش
محمود حمد الفاخوري و يحيى زكريا عبّاره، دمشق، ١٩٧٣م؛ ابن عماد، عبدالحى،
شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
راغب الطباخ، محمد، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٤ق/١٩٢٥م؛ سخاوي، محمد، الضوء
اللامع، قاهره، ١٣٥٣ق، غزّي، نجم الدين محمّد، الكواكب السائرة، به كوشش
جبرائيل سليمان جبّور، بيروت، ١٩٤٥م؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره،
١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م. محمد آصف فكرت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا