دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٣
| آی تيموری جلد: ٢ شماره مقاله:٥٥٣ |
آيْتِيْمور، محمد (٧٤٥-٧٤٧ق/١٣٤٤-١٣٤٦م)،سومينفرمانروا از سلسلة شيعى مذهب
سربداران. نام او را به صورتهاي آقا محمد تيمور، امير محمد آتيمور، محمد آتيمور
و آقامحمد آي تيمور نيز نوشتهاند. پارهاي از مآخذ او را از غلامان خواجه
وجيهالدين مسعود به شمار آوردهاند (دولتشاه، ٢١١). خواندمير او را از غلامان
فضلالله باشتينى پدر وجيهالدين دانسته است (٣/٣٦٢). به روايت ميرخواند، در
زمان امير عبدالرزاق باشتينى، بنيان گذار سربداران، آي تيمور از سوي وي
مأموريت يافت كه با ٢٠٠ سپاهى به جنگ امير عبدالله مولاي حاكم قهستان
برود. آي تيمور در اين جنگ به سبب افزونى سپاهيان امير عبدالله، شكست
خورد، اما به زودي وجيهالدين مسعود با ٣٠٠ سپاهى به ياري وي شتافت. آن دو
به پشتيبانى هم، لشكر امير عبدالله را درهم شكستند و غنيمت بسيار گرفتند
(٥/٦٠٢ -٦٠٣). پس از آنكه وجيهالدين مسعود به فرمانروايى رسيد، آي تيمور از
لطف او برخوردار گرديد و به مأموريتهاي مهم گماشته شد. از جمله هنگامى كه
وجيهالدين به هرات حمله كرد، آي تيمور را به جانشينى خود در سبزوار
برگماشت و نيز در اواخر دوران فرمانروايى خود، چون روانة سبزوار شد تا ناحية
رستمدار را تسخير كند، ديگر بار آي تيمور را به نيابت خود برگماشت. وجيهالدين
مسعود سرانجام در جنگى كه با لشكريان رستمدار كرد، در اواخر ربيعالاول
٧٤٥/اوايل اوت ١٣٤٤ كشته شد و پس از آن آي تيمور به طور طبيعى به
فرمانروايى رسيد.
آي تيمور، دو سال و چند ماه بر منطقهاي كه شامل سبزوار، نيشابور و اطراف
آن تا باشتين مىشد، فرمان راند. وي پس از رسيدن به قدرت، براي تثبيت
موقعيت خود مال بسيار از خزانة دولتى در ميان سربداران پخش كرد. پس از آن
برخى از قلعههايى را كه از دست رفته بود، فتح كرد و بدين ترتيب بر اهميت
خود افزود، اما چون از عهدة طغاي تيمور برنمىآمد، با او به مدارا رفتار مىكرد.
چون آي تيمور براي تقويت بيشتر خود بر تودة مردم اتكا مىداشت، شيخيان با
وي مبارزه آغاز كردند. خواجهشمسالدين علىاز بزرگانسربداري، كهخود داعية
فرمانروايى داشت، نيز آنان را تحريك مىكرد. سرانجام روزي وي با گروهى از
درويشان به خانة آي تيمور هجوم بردند و آنجا را در تصرف گرفتند و پس از
اينكه مدتى با او بحث كردند، از كار بركنارش ساختند.
آي تميور هر چند شجاع و دلاور و بىباك بود، چون در آن هنگام سلاحى با خود
نداشت، به ناچار اين پيشنهاد را پذيرفت، مخالفان او را در خانهاي زندانى
كردند، اما خواجه شمسالدين فرمان داد تا او را بكشتند. قتل او به دست مولانا
حسن آهى به همراهى گروهى از درويشان صورت گرفت (جماديالاول ٧٤٧/اوت
١٣٤٦). فصيح خوافى قتل او را در اول جماديالثانى ٧٤٨ق/٨ سپتامبر ١٣٤٧)، ضبط
كرده است (ص ٧٣-٧٤) كه با آنچه در ساير منابع آمده است، مغايرت دارد.
مدت حكومت آي تيمور را دولتشاه دو سال و دو ماه نوشته (ص ٢٨١) و قزوينى
نيز نوشتة او را تكرار كرده است (ص ٢٩٦)، اما فصيح خوافى آن را دو سال و ٨
ماه دانسته است (ص ٧٤). پس از كشته شدن آي تيمور پيروان خواجه شمسالدين
كه قدرت را در دست گرفته بودند، او را براي حكومت پيشنهاد كردند، اما
شمسالدين كه موقعيت را در آن هنگام براي فرمانروايى خود مناسب نمىديد، از
اين كار سرباز زد. به سفارش او كُلو اسفنديار را به فرمانروايى برداشتند
(ميرخواند، ٥/٦١٤ - ٦١٦؛ خواندمير، ٣/٣٦٢-٣٦٣).
مآخذ: پتروشفسكى، اي. پ.، نهضت سربداران خراسان، ترجمة كريم كشاورز، تهران،
١٣٥١ش، ص ٦٩ -٧١، ١١٤؛ خواندمير، غياثالدين، حبيب السير، به كوشش محمد
دبيرسياقى، تهران، ١٣٦٢ش؛ دولتشاه سمرقندي، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد
رمضانى، تهران، ١٣٣٨ش؛ زامباور، نسب نامة خلفا و شهرياران، ترجمة محمد جواد
مشكور، تهران، ١٣٥٦ش، ص ٣٨١؛ عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين،
به كوشش عبدالحسين نوايى، تهران، ١٣٥٣ش، ص ٢٠٥-٢٠٦، ٢٢٣؛ غفاري، قاضى
احمد، تاريخ جهان آرا، تهران، ١٣٤٣ش، ص ٢٢٠؛ فصيح خوافى، مجمل فصيحى، به
كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش، ص ٦٩ -٧٠؛ قزوينى، يحيى، لب التواريخ،
تهران، ١٣٦٣ش؛ ميرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش. على آلداود