دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥٥
| ابن ابی يعفور جلد: ٢ شماره مقاله:٨٥٥ |
اِبْنِ اَبى يَعْفور، ابومحمد، عبدالله بن ابى يعفور عبدي كوفى (د
١٣١ق/٧٤٩م)، محدث شيعى و از خواص اصحاب امام جعفر صادق(ع). او را به سبب
انتساب به عبدالقيس بن اقصى، از نوادگان ربيعة بن نزار، عبدي گفتهاند
(سمعانى، ٩/١٩٠-١٩٢؛ برقى ٢٢). نام پدرش كه به ابويعفور اكبر شهرت داشت
(ابن حجر، ١٢/٢٨١)، واقد و به قولى وقدان بوده است (نجاشى، ٢١٣)، ولى
سمعانى وقدان را لقب او دانسته است (٩/١٩٢).
از زندگى ابن ابى يعفور اطلاع چندانى در دست نيست. نجاشى (همانجا) وي را
شيعهاي جليل القدر و مكرم نزد امام صادق (ع) معرفى نموده است. طوسى (
رجال، ٢٢٣، ٢٦١) در دو جا تحت عنوان عبدالله ابن ابى يعفور عبدي و عبدالله
بن ابى يعفور كوفى به عنوان صحابى امام صادق (ع) از وي ياد كرده است.
به گفتة نجاشى (همانجا) او در مسجد كوفه قاري بود و كتابى داشت كه عدهاي
از اماميه، از جمله ثابت بن شريح آن را از وي روايت كردهاند. همو از وي
با عنوان «ثقة ثقة» ياد كرده (همانجا) و نوري (٣/٦١٥) او را از فقهاي معروف
اماميه چون زُراره و امثال او دانسته است. طوسى ( اختيار، ٤٢٧) نقل مىكند
كه در كوفه او را از اصحاب ورع و اجتهاد به شمار مىآوردهاند. همو به چند
طريق مختلف از امام صادق (ع) روايت نموده كه در اطاعت از امام كسى چون
ابن ابى يعفور نبوده است (همان، ٢٥٠) و نيز روايتى ديگر از امام صادق (ع)
نقل كرده كه «كسى آنچه را خدا در مورد ما واجب كرده، ادا نكرد مگر عبدالله
بن ابى يعفور» (همان، ٢٤٩) و نيز به گفتة همو، ابوحمزه معقل عجلى از ابن
ابى يعفور نقل كرده است كه او به امام صادق عرض نمود كه اگر اناري را
نصف كنى و بگويى اين نيمه حرام و آن نيمه حلال است، گواهى مىدهم كه
آنچه را تو حلال دانستى حلال است و آنچه را حرام دانستى، حرام (همانجا).
در حديث مشهور «حواريون» (مفيد، ٦١ -٦٢) كه امام كاظم(ع) اخص اصحاب و
حواريون پيامبر اسلام و ائمة اطهار را بر شمرده است، وي از حواريون امام
محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) به شمار آمده است. ابن ابى يعفور در ايام
حيات امام صادق (ع) در ١٣١ق مشهور به سنة الطاعون (نك: ذهبى، ٥/١٩٩؛ ابن
تغري بردي، ١/٣١٣) درگذشت. پس از مرگ او امام صادق (ع) در نامهاي به
مفضل بن عمر جعفى از او به عنوان كسى كه مطيع خدا و رسول و امام بوده،
ستايش كرده است (طوسى، همان، ٢٤٨-٢٤٩). از نظر مذهب گرچه به يقين وي
شيعه بوده است، اما شرايط سياسى موجود در زمان حيات او (دورة اموي و عباسى)
مانع از آن بود كه وي تشيع خود را آشكار سازد. كلينى (٧/٤٠٤) از واقعهاي
خبر داده كه طى آن وي در پاسخ به ايراد ابويوسف قاضى، از اقرار صريح به
تشيع خود طفره رفته است. گفتنى است كه ابو يوسف در همين واقعه از ابن
ابو يعفور با عنوان «صدوق» ستايش كرده است، امّا با توجه به تاريخ وفات
ابن ابى يعفور اين امر محل تأمل است.
طوسى (همان، ٢٦٦) از فرقهاي به نام يعفور ياد كرده و مشكور در تعليقاتش بر
كتاب المقالات و الفرق اشعري (ص ٢٢٧) احتمال داده است كه اين فرقه
منتسب به ابن ابى يعفور است، اما چنين نيست و اين فرقه كه از غُلات
شيعهاند به محمد بن يعفور منسوبند (خوارزمى، ٥٠). اشعري (ص ٨٨) ابن ابى
يعفور را از دستهاي از فرقههاي شيعه مىداند كه به امامت امام كاظم (ع)
پس از امام صادق(ع) قائل بودهاند و به واسطة پايداري اين دسته اكثر
طرفداران عبداللهافطح بهامامتامام هفتم شيعياناثناعشري - امامكاظم(ع) -
بازگشته و به آن معتقد شدهاند. ابن ابى يعفور با اينكه پدرش محدث بوده
(مسلم بن حجاج، ١٩٩) و ثقه به شمار مىرود (ابن حجر، ١١/١٢٣) از او روايت
نكرده، اما از امام باقر (ع) از طريق برادرش عبدالكريم روايت كرده است
(طوسى، تهذيب، ٦/٢٤٢). وي از ابوالصامت، اسحاق بن عمار و معلى ابن خنيس
(همان، ٤/١٥٠، ٦/٢٢٣، ٩/٣٣٠) و جز آنان روايت كرده است و برادرش يونس (ابن
حجر، ١١/٤٥٢)، ابن مسكان، عبدالكريم ابن عمر خثغمى، ابان بن عشان، احمد بن
محمد بن ابى نصر، عبدالله بن بكير (طوسى، تهذيب، ٢/٩٤، ٢٣١، ٤/١٣٦، ١٥٠) و
بسياري ديگر از او روايت نمودهاند.
مآخذ: ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن حجر، احمد، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن،
١٣٢٧ق/١٩٠٩م؛ اشعري قمى، سعد، المقالات و الفرق، به كوشش محمد جواد مشكور،
تهران، ١٩٦٣م؛ برقى، احمد، كتاب الرجال، تهران، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ خوارزمى،
محمد، مفاتيح العلوم به كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ذهبى،
شمسالدين محمد، تاريخ الاسلام ، قاهره، ١٣٦٨ق/١٩٤٨م؛ سمعانى، عبدالكريم،
الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ طوسى، محمد، اختيار معرفة الرجال، به
كوشش حسن مصطفوي، مشهد، ١٣٤٨ش؛ همو، تهذيب الاحكام، به كوشش حسن موسوي
خرسان، تهران، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ همو، رجال، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ كلينى، محمد، الفروع من الكافى، به كوشش علىاكبر غفاري،
بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ مسلم، الكنى و الاسماء، به كوشش مطاع الطرابيشى،
دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ مشكور، محمدجواد، حاشيه بر المقالات و الفرق (نك: اشعري
قمى در همين مآخذ)؛ مفيد، محمد، الاختصاص، به كوشش علىاكبر غفاري و محمود
زرندي، قم، جما: المدرسين فى الحوزة العلميه؛ نجاشى، احمد، رجال، بمبئى،
١٣١٧ق/١٨٩٩م؛ نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق.
محمدهادي مؤذّن جامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا