دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٣٢
| ابرائيل جلد: ٢ شماره مقاله:٧٣٢ |
اِبْرائيل، يا برائيلا١، برايلا٢، شهري بندري از جمهوري رومانى، واقع در
كرانة چپ دانوب، در ٢٠ كيلومتري جنوب ملتقاي آن با رودخانة سيرت٣، محلّى
كه منطقة دريايى دانوب ناميده مىشود، و در شمالشرقى استان والاشيا(اَفلاق)
ومركز شهرستان برائيلا. اينشهر در ٤٥ و/١٦ عرض شمالى و ٢٧ و ٥٨ طول شرقى
واقع است ( بريتانيكا، و ٢١٥ هزار نفر جمعيت (آمار ١٩٢٨م) دارد عبدالرحمان،
٩٨). فاصلة آن تا مصبّ دانوب به درياي سياه ١٥٠كم و تا بخارست ١٨٠ كم است
(خوري، ٤/٧٣٨؛ GSE ; ٢ EI). برائيلا كه دومين بندر رودخانهاي و سومين بندر
ويژة حمل و نقل در رومانى است به نامهايى چون ابرائيلوف، ابرائيلا،
برائيلابوس و براهيلوف نيز معروف بوده است (هامر - پورگشتال، ٣/٦٩؛ خوري،
همانجا). نخستين بار در ٧٥١ق/ ١٣٥٠م، در يك كتاب جغرافيايى از اين شهر با
نام دريناگو٤ ذكري به ميان آمده واز ٧٦٩ق/١٣٦٨م بهنام برايلا شناخته
شدهاست ( بريتانيكا، .(II/٢٢٧
ابرائيل، در سدههاي ٨ -٩ق/١٤- ١٥م، همراه با شهر براشو واقع در استان
ترانسيلوانيا (ناحيهاي در مركز رومانى) منطقهاي تجاري به شمار مىرفت. در
٧٣٩-٧٤١ق/١٣٣٨-١٣٤٠م، اُموربيك از اميران خاندان آيدين - كه در آناتولى
حاكميت داشتند - هنگام لشكركشى به والاشيا وارد اين منطقه شد (اوزون
چارشيلى، «امير نشينهاي آناتولى٥»، و احتمالاً اين نخستين باري است كه
تركهاي مسلمان به ابرائيل وارد شدند. در حكومت سلطان محمد دوم (فاتح)
امپراتور عثمانى (٨٣٦ -٨٨٦ق/١٤٣٣-١٤٨١م)، اميران اين ناحيه از حمايت دولت
عثمانى برخوردار بودند. در ٨٦٧ق/١٤٦٣م، وِلاد، فرمانرواي خونريز ايالت
والاشيا، كه او را دراكولا (شيطان) و جلاّد مىناميدند، از اطاعت عثمانيها سر
برتافت و با خشونت و بىرحمى تمام و با شكنجههاي وحشيانه مردم بومى،
بهويژه تركهاي مسلمان آن ايالت را، از پاي درآورد (هامر پورگشتال، ٣/٦٧ -
٦٨) و شهرها را ويران كرد و روستاها را به آتش كشيد.
سلطان محمد براي سركوبى وي، با نيرويى بزرگ همراه با ٢٥ ناو جنگى و ١٥٠
كشتى ديگر، از راه درياي سياه عازم والاشيا گرديد و پس از ورود به دانوب
شهرهاي ساحلى آن را يكى پس از ديگري به تصرف آورد و در شهر ابرائيل نيرو
پياده كرد (همو، ٣/٦٩). وِلاد كه به قصد كشتن سلطان، شبانه به اردوگاه او
رخنه كرده بود، به هدف خود دست نيافت، و با كشتن گروه كثيري از سپاهيان
عثمانى از مقابل سلطان محمد دوم گريخت و در بلگراد اسير و زندانى شد. سلطان
عثمانى برادر وي را كه رادو نام داشت، به حكومت برگزيد (همو، ٣/٦٩ -٧٢) و
به اين ترتيب حاكميت دولت عثمانى بر اين ناحيه استقرار يافت. در
٨٨٠ق/١٤٧٥م اِستپان(ازپادشاهانمجارستان)برآنجاچيرهشد. ويحاكمتحتالحماية
شهر را بركنار كرد و آنجا را به آتش كشيد (خوري، ٤/٧٣٨). در نيمة دوم سدة
١٠ق/١٦م - دوران حكومت سلطان سليمان قانونى - تصلط و حاكميت عثمانى بر
اين شهر قطعيت يافت و با وجود گسستگيهايى چند، تا سدة ١٣ق/١٩م همچنان ادامه
داشت. در ٩٨٢ق/١٥٧٤م ايوان، شاهزادة ايالت مولداوي (بوغدان)، ابرائيل را
گرفت و عثمانيها را موقتاً از شهر بيرون راند، اما نتوانست قلعة آن را تسخير
كند ( ٢ EI). در طول جنگهاي عثمانى با روس، اتريش و مجارستان، اين شهر يكى
از نقاط بسيار مهم و حسّاس نظامى و محل تجمّع نيرو بود (جودت، ٤/٣١٤، ٣١٥).
دژ مستحكم آن نيز از اهميت ويژة نظامى برخوردار بود، به گونهاي كه در سدة
١٢ق/١٨م تعداد محافظين آن كه از سوي دولت عثمانى تعيين مىشد، بالغبر ٢٤١
،١نفر سرباز ينىچري بود (اوزون چارشيلى، «كانونهاي قراولان خاصه٦»، .(I/٣٢٩
به سبب همين موقعيت ويژه است كه ابرائيل گاه گاه خصوصاً در اواخر سدة ١٨
و اوايل سدة ١٩م، مورد هجوم دولت روسيه كه ادعاي مالكيت بر والاشيا و
مولداوي (افلاق و بوغدان يا مملكتين) را داشت، قرار مىگرفت. در
١٢٠٥ق/١٧٩١م، روسها با عبور از دانوب و تسلط بر ساحل چپ آن، قلعة ابرائيل را
محاصره كردند، ليكن نيروهاي عثمانى در برابر حملات مكرّر ژنرال ميخلسون
روسى مقاومت كردند و از تسليم قلعه خودداري ورزيدند (آقچورا، ١٢٠ ؛ جودت،
٥/١١٩-١٢١). روسها بار ديگر در ١٢٣٦ق/١٨٢١م قلعه را محاصره و آن را تصرّف
كردند عهدنامة اَدِرنه يا آدريانويل (ه م) در ١٢٤٥ق/١٨٢٩م پايان گرفت و
ابرائيل نيز طبق مفاد اين عهدنامه به عنوان يكى از شهرهاي ايالت والاشيا
به كشور رومانى پيوست.
بدين سبب كه ابرائيل بر سر راههاي ارتباطى ميان كشورهاي شبه جزيرة بالكان
و درياي سياه (از راه دانوب) قرار دارد، در تمام ادوار از اهميت اقتصادي -
بازرگانى خاصى برخوردار بوده است. لنگرگاه آن براي پهلوگيري كشتيهايى با
ظرفيت متفاوت بسيار مناسب است (ويلر، ٢١٥). مدتى نزديك به ٣ سده، ابرائيل
مركز و ترانزيت كالا از دانوب به استانبول بود ( ٢ EI). مهمترين كالاهايى
كه از راه اين بندر صادر مىشود عبارتند از: گندم، جو، ذرت، تخم كتان،
پوست، پيه و توتون (خانچى، ١/١٠٤). صنايع غذايى (آردسازي، برنج پاك كنى،
روغن كشى)، صنايع فلزي (توليد شمش فلز)، سيمان و نيز كارگاههاي بزرگ
تعميركشتى و لوكوموتيو از مهمترين رشتههاي صنعتى اين شهر به حساب مىآيند.
در باتلاقهاي دانوب در ابرائيل ماهيگيري نيز رونق دارد .(GSE) از سوي ديگر
چشمههاي آب معدنى و مناظر زيباي دانوب هر سال عدة زيادي جهانگرد را به
اين شهر جلب مىكند. اتومبيلهاي برقى آن را به درياچة نمك سارات كه يكى
از تفرّجگاههاست مرتبط مىسازد. همچنين شهر از طريق شبكة راهآهن با نقاط ديگر
رومانى پيوند دارد ( بريتانيكا ). خيابانهاي وسيع و جديد الاحداث، مراكز
فرهنگى و هنري شهر را بيش از پيش زيبا ساخته است. مردم آنجا اغلب بلغاري و
رومن هستند (خانچى، ١/١٠٤).
به علت جنگها و حملات متعدد كه ويرانيهاي زيادي در پى داشته، آثار تاريخى
مهمى، در ابرائيل وجود ندارد، تنها اثر تاريخى شهر كليسايى است كه در ميدان
بزرگ شهر واقع است. اين بنا سابقاً مسجد بوده است و براي انجام فرايض
دينى بازرگانان مسلمانى كه ميان شبه جزيرة كريمه و استانبول و بسارابى
رفت و آمد داشتند، ساخته شده بود (آي وردي، .(I/٣٣ ساختمان تئاتر و موزة هنر
اين شهر نيز قابل ذكر است.
مآخذ: جودت، احمد، تاريخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛ خانچى، محمد امين، منجم
العمران، قاهره، ١٣٢٥ق/١٩٠٧م؛ خوري، سليم جبرائيل و سليم ميخائيل شحاده،
آثار الادهار، بيروت، ١٢٩١ق/١٩٧٥م؛ عبدالرحمان، حميدة، جغرافية اوروبا الشرقية
و الاتحاد السوفيتى، دمشق، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ ويلر، جسى و ديگران، جغرافياي
عمومى جهان، ترجمة ابوطالب صارمى، تهران، ١٣٤٠ش؛ هامر - پورگشتال، يوزف،
دولت عثمانيه تاريخى، ترجمة محمد عطا، استانبول، ١٣٣٠ق؛ نيز:
Ak ٥ ura, Yusuf, Osmanl o Deuletinin Dagilma Deuri, Ankara, ١٩٨٥; Americana;
Ayverd o , Ekrem Hakk o , Auropa ٢ da Osmanl o Mimari Eserleri, Istanbul ١٩٧٧;
Britannica; EI ٢ ; GSE; Uzun ٥ ars o l o , Ismail Hakk o , Anadolu Beylikleri,
Ankara, ١٩٨٤; id Osmanl o Deuleti teskilatindar o Kapukuh o Ocaklari, Ankara,
١٩٨٤.
علىاكبر ديانت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا