دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥٢
| ابن ابی المعالی جلد: ٢ شماره مقاله:٨٥٢ |
اِبْنِ اَبى الْمَعالى، تاجالدّين محمود خُواري، يا خواري١، از بزرگترين
لغتشناسان نيشابور (ياقوت، ١٩/١٣٥: زنده در ٥٨٠ق/ ١١٨٤م) به قول سيوطى
(٢/٢٨٣)، از خاندانى كهن كه بسياري ازافراد آن در قضا و حكومت دست داشتند.
وي را گاه «ابن الخواري» خواندهاند و «خواري»، منسوب به شهر خوار بين ري
و سمنان، در متون عربى خواري٢ ضبط شده است. ضبط «حواري» در معجمالا´دباء
(٤/٥٠) ظاهراً نادرست است. از زندگى او تنها اين را مىدانيم كه در نيشابور
زيست، شعر و نثر نيكو داشت و نزد ميدانى (د ٥١٨ق/ ١١٢٤م) ادب آموخت.
تنها كتابى كه از او مىشناسيم، در باب لغت است: كتاب ضالَّة الا´ديب فى
الجمع بين الصّحاح و التّهذيب، يا ضالَّة الا´ديب من الصّحاح و التّهذيب
كه در واقع مجموعة انتقادهاي او بر صحاح جوهري است (ياقوت، ٦/١٦١، ١٩/١٣٥؛
سيوطى، ٢/٢٨٣). ياقوت (٤/٥٠) برخى از اطلاعات خود دربارة احمد بن على بيهقى
معروف به بوجعفرك (د ٥٤٤ق/١١٤٩م) را از مقدمة همين كتاب استخراج كرده
است؛ امّا عطّار، در مقدمة مفصّلى كه بر صحاح نوشته (ص ١٦٣، ١٩٨-١٩٩)، ظاهراً
در اثر قرائت نادرست متن ياقوت، آنچه را ابن ابى المعالى دربارة بيهقى
گفته، سخن اين دربارة آن ديگري پنداشته و ناچار به نتايج نادرستى رسيده
است. عطار گويد: كهنترين مختصري كه بر صحاح نوشته شد، كتاب ينابيع اللغة،
از آنِ ابن ابى المعالى است، و نيز گويد كتاب ديگري به نام المحيط بلغات
القرآن داشته است، و كتاب صحاح را حفظ كرده بود؛ اما اين موارد همه به
بيهقى مربوط است نه، ابن ابى المعالى.
مآخذ: سيوطى، عبدالرحمان، بغية الوعاة، به كوشش محمّد ابوالفضل ابراهيم،
بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ عطّار، احمد عبدالغفور، مقدّمة الصّحاح، بيروت، ١٤٠٤ق/
١٩٨٤م؛ ياقوت، ادبا. آذرتاش آذرنوش
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا