دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥٦
| ابن ابی يعلی جلد: ٢ شماره مقاله:٨٥٦ |
اِبْنِ اَبى يَعلى، ابوالحسين محمد بن محمد بن حسين بن محمد بن خلف بن
فَرّاء (٤٥١-٥٢٦ق/١٠٥٩-١١٣١م)، محدّث، اصولى، مورّخ، قاضى و فقيه حنبلى
بغدادي (ابن جوزي، مناقب، ٥٢٩؛ صفدي، ١/١٥٩). ابن عساكر (٧/١١، ٢٨٢، ٢٩٤ به
بعد) و يافعى (٣/٢٥١) در بسياري از موارد او را ابن الفرّاء ناميدهاند. كلمة
فَراء به معناي پوستيندوز است و ظاهراً چنانكه سمعانى (١٠/١٥٣) اشاره كرده
نياكان وي پوستيندوز يا پوستين فروش بودهاند.
ابن ابى يعلى در بغداد متولد شد (ابن جوزي، همانجا) و مقدمات علوم را در
زادگاه خويش فراگرفت. به نوشتة صفدي در نوجوانى از پدر خويش ابويعلى محمد
(د ٤٥٨ق)، نياي مادريش جابربن ياسين، ابوجعفر محمد بن مسلمه، عبدالصمد بن
مأمون (صفدي، ١/١٦٠)، خطيب بغدادي، ابوالحسين بن مهتدي (ابن جوزي،
المنتظم، ١٠/٢٩)، ابومظفر هنّاد نسفى (ذهبى، سير، ١٩/٦٠١) و ديگران حديث شنيد.
قرائت را در بعضى روايات آن نزد ابوبكر خياط فراگرفت (ابن رجب، ١/١٧٦) و
فقه را نزد شريف ابوجعفر آموخت (ابن جوزي، مناقب، ٥٢٩) و ابومحمد جوهري به
وي اجازة روايت داد (ذهبى، همانجا). بسياري نيز از وي حديث شنيده و از او
روايت كردهاند كه از جملة آنان ابوالقاسم على بن حسن بن عساكر (د
٥٧١ق/١١٧٥م)، ابوطاهر احمد ابن محمد سِلَفى اصفهانى (د ٥٧٦ق) (ذهبى، سير،
١٩/٦٠١)، عبدالله ابن احمد بن خشاب بغدادي (د ٥٦٧ق) و جمعى ديگر را مىتوان
نام برد. ابن عساكر در تاريخ خود از او بسيار روايت كرده است. سمعانى
مىگويد: ابن ابى يعلى در سالهاي آخر عمر خود به من اجازة روايت داد
(١٠/١٥٥). ابوموسى مدنى و ابن كليب نيز با اجازه از وي روايت كردهاند (ابن
رجب، ١/١٧٧).
او در علم فقه و مناظره چيره دست بود و در مذهب احمد بن حنبل فتوا مىداد
(ذهبى، همانجا؛ سبط ابن جوزي، ٨(١)/١٤٥). در مذهب خود سختگير و متعصب و با
اشاعره سخت مخالف بود و بر ضد آنان مجادله مىكرده و آنها را حقير مىشمرد
(ذهبى، سير، ١٩/٦٠٢؛ همو، العبر، ٢/٤٢٩). وي متدين، ثقه، ثَبْت و صدوق بود
(ذهبى، صفدي، همانجاها). او شاگردان بسياري تربيت كرد و بسياري نزد وي
قرائت آموختند كه عبدالمغيث حربى از جملة آنان است (ابن رجب، ١/١٧٧).
با ابى يعلىكه به گفته برخى مال بسياري در منزل خود داشت، در شب دهم
محرم الحرام به دست عدهاي از خادمان خود كه براي دستبرد به منزل وي
واقع در باب المراتب بغداد رفته بودند، كشته شد و قاتلان او به قتل رسيدند
(ابن جوزي، المنتظم، ١٠/٢٩؛ سبط ابن جوزي، ٨(١)/ ١٤٥؛ ابن رجب، همانجا) و
جنازة او در كنار آرامگاه پدرش در مقبرة باب حرب به خاك سپرده شد (عليمى،
٢/٢٧٦؛ ابن رجب، همانجا).
ابن ابى يعلى داراي تأليفات و آثاري در مذهب حنبلى است كه ابن رجب به
١١ اثر (١/١٧٧) و حاجى خليفه به برخى از آنها اشاره كردهاند (ص ١٠٩٧، ١٥٩٣).
از اين آثار، تنها كتاب مهم و معروف وي طبقات الحنبلية ( طبقات الاصحاب )
به چاپ رسيده است. اين كتاب اولين تصنيف در طبقاتِ حنبليّه است ( تذكرة
النوادر، ٩٨) و به ٦ طبقه تقسيم شده است: طبقة اول كه در باب اصحاب احمد
بن حنبل و طبقة دوم كه دربارة تابعين احمد بن حنبل است بر اساس حروف
معجم است، اما طبقات چهارگانة ديگر براساس سال درگذشتِ اشخاص است كه به
٥١٢ق/١١١٨م ختم شده است (حاجى خليفه، ١٠٩٧؛ مقدمة طبقات الحنابلة ). اين
كتاب در ١٣٧١ق به كوشش محمد حامد الفقى در قاهره در ٢ جلد چاپ شده است و
شمسالدين محمد بن عبدالقادر نابلسى (د ٧٩٧ق) آن را مختصر كرده و احمد عبيد
همين مختصر را منتشر كرده است (ظاهريّه، ٦/٢٦٦). بعدها بر اين كتاب ذيلهايى
نوشته شده است كه از آن جمله ذيلهاي زينالدين عبدالرحمان معروف به اين
نقيب حنبلى (د ٧٩٥ق)، يوسف بن حسن بن احمد حنبلى مقدسى و تقىالدين
ابراهيم ابن محمد بن مفلح رامينى مقدسى (د ٨٠٣ق) را مىتوان نام برد
(حاجى خليفه، ١٠٩٧).
از ابن ابى يعلى دو اثر ديگر نيز در دست است: ١. المسائل التى حلف عليها
الامام احمد بن حنبل الشيبانى وروي عنه ذلك، كه نسخهاي خطى از آن موجود
است (ظاهريه، مجاميع، ١/٢٨٠)؛ ٢. كتاب الاعتقاد كه نسخهاي از آن در ظاهرية
دمشق موجود است (زركلى، ٧/٢٣). بروكلمان I/٥٥٧) S, كتابى به نام الا´حكام
السّلطانية نيز به ابن ابى يعلى نسبت داده است كه از او نيست بلكه تأليف
پدر اوست.
مآخذ: ابن ابى يعلى، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمدحامد الفقى، قاهره،
١٣٧١ق؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، مناقب الامام احمد بن حنبل، به كوشش محمد
امين الخانجى الكتبى، قاهره، ١٣٤٩ق؛ همو، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ق،
ابن رجب، عبدالرحمان، الذيل على طبقات الحنابلة، به كوشش محمدحامد الفقى،
قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ ابن عساكر، على، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش عبدالغنى
الدقر، دمشق، ١٤٠٥ق؛ تذكرة النوادر، به كوشش جمعية دائرة المعارف العثمانية،
حيدرآباد دكن، ١٣٥٠ق؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٣٦٢ق؛ ذهبى،
شمسالدين محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق؛ زركلى، خيرالدين،
الاعلام، بيروت، ١٣٩٦ق؛ سبط ابن جوزي، يوسف بن قزاوغلى، مرا¸ة الزمان،
حيدرآباد دكن، ١٣٧٠ق؛ سمعانى، ابوسعد عبدالكريم، الانساب، به كوشش
شرفالدين احمد، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ق؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به
كوشش هلموت ريتر، ويسبادن، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ ظاهريه، خطى (تاريخ، المجاميع)؛
عليمى، عبدالرحمان، المنهج الاحمد، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد و
عادل نويهض، بيروت، ١٤٠٤ق؛ مشار، چاپى عربى؛ يافعى، عبدالله، مرا¸ة
الجنان، بيروت، ١٣٩٠ق؛ نيز:
GAL, S. على رفيعى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا