دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨١٧
| ابن ابی زيد جلد: ٢ شماره مقاله:٨١٧ |
اِبْنِ اَبى زَيْد، ابومحمد عبدالله بن ابى زيد عبدالرحمان قيروانى
(٣١٠-٣٨٦ق/٩٢٢-٩٩٦م)، پيشواي مذهب مالكى عصر خود در قيروان. وي از نَفْزة
اندلس بود (ياقوت، ٥/٢٩٦). بروكلمان زادگاه او را نِفزاوه (واقع در افريقيه:
ياقوت، همانجا) و تولدش را ٣١٦ق/٩٢٨م) مىداند I/٣٠١) S, GAL, I/١٨٧; .(GAL,
بنابر آنچه مشهور است وي در قيروان زاده شد و از فقيهان آن شهر فقه آموخت.
پس به سفر رفت و حج گزارد. از استادان او مىتوان اينان را نام برد: ابوبكر
بن لبّاد، ابوالفضل قيسى، محمد بن مسرور بن عسّال، عبدالله بن مسرور،
حجّام، قطّان، ابيانى، زياد بن موسى، ابوالعرب، احمد بن ابى سعيد (ابن
فَرحون، ١/٤٢٨) و عباس بن عيسى (نَباهى، ٩٢). از ابوعثمان سعيد اعناقى
قرطبى (مقري، ٥/٦٣٣)، ابوسعيد بن اعرابى، محمد بن فتح، حسن بن نصر سوسى
(ذهبى، سير، ١٧/١٠)، درّاس بن اسماعيل و سعدون بن احمد خولانى (قاضى عياض،
١/٢٠٤، ٤/٣٩٥) نيز حديث شنيد. ابن ابى زيد به زودي رياست دين و دنيا يافت،
چنانكه از هر سوي به قصد آموزش به محضر او مىشتافتند (ذهبى، العبر، ٣/٤٣):
ابن نديم معاصروي، او را از فضلاي روزگار خويش دانسته است (ص ٢٨٣). همچنين
از او به عنوان شيخ مغرب، امام كبير، مالك اصغر (صغير) (يافعى، ٢/٤٤١؛
ابواسحاق شيرازي، ٣٥؛ ذهبى، سير، همانجا) ياد كردهاند.
ابن ابى زيد جامع مذهب امام مالك و شارح اقوال وي بود (ابن فرحون،
١/٤٢٧؛ ابن تغري بردي، ٤/٢٠٠) و با تبيين مذهب مالكى گسترش آنرا آسانساخت
و حامى و مدافع آن مذهب شد (ابنفرحون، همانجا) و به قول ذهبى رياست اين
مذهب بر وي ختم شد ( العبر، همانجا). وي تحت تأثير تصوف نيز قرار گرفته بود،
ولى با تندرويها و كرامات متصوفه مخالف بود ( ٢ EI). ابن ابى زيد داراي
دانشى گسترده، حافظهاي خوب، محفوظاتى بسيار و قلمى فصيح بود و به آنچه
مىگفت معرفت داشت؛ صالح، عفيف و پرهيزگار بود (ابن فرحون، ابن تغري
بردي، همانجاها). در اصول بر شيوة گذشتگان بود، ولى از علم كلام چيزي
نمىدانست و تأويل نمىكرد (ذهبى، سير، ١٧/١٢). ظاهراً ميان او و ابن تبان
يكى ديگر از علماي قيروان معارضهاي بوده است، چنانكه نوشتهاند، وقتى بر
سر مسألهاي در ايمان كه بر علماي قيروان عرضه شده بود، ميان آن دو خلاف
افتاد (قاضى، عياض، ٤/٥٣٦). گفتهاند كه على بن احمد بن اسماعيل معتزلى
بغدادي به ابن ابى زيدنامه نوشت و او را به پيروي از آراي خويش فراخواند،
اما ابن ابى زيد آن را رد كرد. رد او فشردهاي است از عقيدة اشعريان مغرب
كه مقدمة كتاب الرسالة او را تشكيل داده است (همو، ١/٥١). على بن
ابوعبدالله قطّان در منزلت ابن ابى زيد گفته است كه از او تقليد نكردم تا
آنكه نسايى را ديدم كه از او تقليد مىكند (ابن فرحون، ١/٤٢٨).
ابن ابى زيد مدرسةسحنون را بازسازي و احيا كرد و براثر كوشش او عدة طلاب آن
مدرسه افزايش يافت (قاضى عياض، ١/١٤). گروهى از اهل قيروان، اندلس، سبته
و مغرب از او فقه آموختند. از شاگردان و مستمعان او عبدالرحيم بن عجوز فقيه
سبتى، عبدالله بن غالب فقيه سبتى، عبدالله بن وليد انصاري، ابوبكر احمد
بن عبدالرحمان خولانى (ذهبى، سير، ١٧/١٠-١١)، ابوسعيد بن ابوهاشم (ابواسحاق
شيرازي، ١٣٥)، ابوالمطرّف عبدالرحمان بن وثيق (قاضى عياض، ٤/٦٥٩)، احمد بن
محمد طلمنكى (ذهبى، تذكرة الحفاظ، ٣/١٠٩٨)، محمد بن فتوح اَزْدي حميدي، محمد
بن سعيد اموي قُرطبى، محمد بن عبدالله معافري قرطبى (مقري، ٢/١١٣، ١٤٠،
٢٣٩)، ابوالحكم منذربن منذر كنانى، ابن جعفري (شكيب ارسلان، ٢/٧٦، ٣/٢٤)،
ابوالحسن منمّر (فروخ، ٤/١٧٥)، خلف بن ابى القاسم ازدي براذعى، ابوالوليد
عبدالله معروف به ابن فرضى، مكى بن ابى طالب (همو، ٤/١٨١، ٣٣٧، ٤٧٦) و جز
آنان را نام بردهاند. ابن مجاهد بغدادي و گروهى ديگر از او اجازه گرفتهاند
(ابن فرحون، همانجا). وي در فاس I/١٨٧) يا قيروان (فروخ، ٤/٣٠٧؛ ابن قنفذ،
٢٢١) درگذشت و در خانة خويش دفن شد (همانجا) و استادش ابوبكر بن لبّاد او را
مرثيه گفت كه نيفري ابياتى از آن را نقل كرده است (١/٣٤). بعضى وفات او
را در ٣٨٩ق/٩٩٩م دانستهاند (يافعى، ٢/٤٤١).
مهمترين اثر ابن ابى زيد الرّسالة در فقه مالكى است كه آن را در
٣٢٧ق/٩٣٩م براي محرّز بن خلف تونسى تأليف كرده است (مخلوف، ٩٦). نيفري
مىنويسد كه ابن ابى زيد الرّسالة را براي آموزش فقه به كودكان و در دو
نسخه نوشت، يكى را براي ابوبكر ابهري امام مالكيه در بغداد و نسخة ديگر را
براي ابوبكر بن زرب به قُرطبه فرستاد. ابهري از دريافت آن ابراز شادمانى
كرد و كتاب و مؤلف آن را ستود و دستور داد تا آن را به بهايى گران خريدند و
به وزن رساله دينار نهادند كه ٣٠٠ دينار و اندي شد (١/٣٤). الرسالة بارها چاپ
شده است، از جمله در بولاق، ١٣١٤ق، قاهره، ١٣٢٠ و ١٣٣١ق، فاس، بدون تاريخ
(سركيس، ٣٢). الرسالة در ١٩١٤م به كوشش ادموند فانيان١ به فرانسوي ترجمه و
در پاريس چاپ شده است. همچنين متن عربى و ترجمة فرانسوي آن توسط برشه٢ در
الجزيره به چاپ رسيده است. قسمتهايى از يك بخش اين كتاب كه باكورة السعد
نام دارد، با ترجمة انگليسى آن تحت عنوان «گامهاي نخستين در فقه اسلامى٣»
در ١٩٠٦م توسط راسل٤ و عبدالله مأمون سهروردي درلندن چاپشد. از اين كتاب
نسخههايمتعددخطى دركتابخانههاي جهان موجود است I/٣٠١) S, GAL, I/٤٧٨; .(GAS,
بر اين رساله شرحهاي متعددي نوشتهاند كه سزگين ١٥ شرح آن را به تفصيل
ياد كردهاست I/٤٧٩-٦٨٠) GAS, نيز نك: I/٣٠١-٣٠٢ .(GAL,S,
برخى از آثار برجاي ماندة ابن ابى زيد اينهاست : النوادر و الزيادات على ما
فى المدونة و غيره من الامهات كه نسخة خطى مربوط به سدة ٦ق/١٢م به خط
اندلسى در اياصوفيه و عكس آن در قاهره موجود است (سيد، ١/٢٨٢-٢٨٤). همچنين
نسخهاي كهن، ولى ناقص از النوادر در كتابخانة آصفيه ( تذكرة النوادر، ٥٤) و
نيز ٤٣ دفتر از آن در قيروان و ٢ جزء از آن در تطوان (در مغرب) موجود است
(گنون، ١(٢)/١٧٤؛ شبوح، ٢(٢)/٣٦٦)؛ مختصر من واجب امور الديانة كه نسخة خطى
مربوط به سدة ٨ق/١٤م به خط مغربى در كتابخانة مركزي و مركز اسناد دانشگاه
تهران نگهداري مىشود (مركزي و مركز اسناد، ١٦/٣٦١)؛ الذب على مذهب مالك،
خطى، موجود در كتابخانة چستربيتى (آربري، )؛ V/١٥٦ العقيدة، در اصول دين كه
نسخة خطى آن در كتابخانة اسكوريال موجود است (غزيري١ .(I/٧٨
محمد فرزند ابن ابى زيد نيز اهل فضل و كمال بود و كتاب المدخل الى علم
الدين و الديانة از اوست I/١٨٨) ؛ GAL, فروخ، ٤/١٨١).
مآخذ: ابن تغري بردي، النجوم الزاهرة؛ ابن خلدون، مقدمه، بيروت، دارالفكر؛
ابن فرحون، ابراهيم، الديباج المُذهّب، به كوشش محمد احمدي ابوالنور،
قاهره، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛ ابن قنفذ، احمد، الوفيات، به كوشش عادل نويهض،
بيروت، ١٣٩٠ق/ ١٩٧١م؛ ابن نديم، الفهرست، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ابواسحاق
شيرازي، ابراهيم، طبقات الفقهاء، بغداد، ١٣٥٦ق/١٩٣١م؛ تذكرة النوادر، حيدرآباد
دكن، ١٣٥٠ق/ ١٩٣١م؛ ذهبى شمس الدين محمد، تذكرةالحفاظ، حيدرآباد دكن،
١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنووط و محمد نعيم
عرقوسى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ همو، العبر، به كوشش فؤاد سيد، كويت، ١٩٦١م؛
سركيس، چاپى؛ سيد، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛ شبوح،
ابراهيم، «سجل قديم لمكتبة جامع القيروان»، مجلة معهد الخطوطات العربية،
قاهره، ١٣٧٦ق/١٩٥٦م؛ شكيب ارسلان، امير، الحلل السندسية، بيروت، دارمكتبة
الحياة؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٤م؛ قاضى عياض،
ابوالفضل، ترتيب المدارك، به كوشش احمد بُكَير محمود، بيروت، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛
گنون، عبدالله، «المخطوطات العربية فى تطوان»، مجلة معهد المخطوطات العربية،
قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، قاهره، ١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛
مركزي و مركز اسناد، خطى؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس،
بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نباهى، على، تاريخ قضاة الاندلس، به كوشش لوي
پرووانسال، قاهره، ١٩٤٧م؛ نيفري، محمد، عيون الاريب، تونس، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛
يافعى، عبدالله، مرا¸ة الجنان، حيدرآباد دكن، ١٣٣٧- ١٣٣٩م؛ ياقوت، بلدان،
بيروت، ١٩٥٧م؛ نيز:
Arberry; Casiri Michaelis, Bibliothecae Arabico - Hispanae, reprinit ١٩٦٩; EI ٢
; GAL; GAL, S; GAS. محمد آصف فكرت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا