دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩٠
| ابن ابی جمهور جلد: ٢ شماره مقاله:٧٩٠ |
اِبْنِ اَبى جُمْهور، محمّد بن زين الدّين على بن ابراهيم بن حسن ابن
ابراهيمبنابىجمهور اَحْسائى يالحَصْاوي (زندهدر٩٠٤ق/١٤٩٩م)، فقيه، محدّث
و متكلمِ صوفى مشربِ شيعى امامى. تاريخ ولادت اين دانشمند به درستى
معلوم نيست. الشّيبى با استناد به صورت مجلس مناظرة احسائى با متكلم سنّى،
تولد او را به طور قطع ٨٣٨ق/ ١٤٣٥م دانسته است (ص ٣٣١). آنچه از منابع
معتبر موجود برمىآيد، اين است كه ابن ابى جمهور در نيمة اول قرن ٩ق/١٥م
در شهر لحصا يا احساء بحرين، در خانوادهاي از اهل علم و تقوا به دنيا آمده
است. پدرش شيخ زينالديّن على و جدّش شيخ ابراهيم از علما به شمار
مىرفتند (بحرانى، على بن حسن، ٣٩٩). وي ابتدا نزِد فضلاي احساء علوم
متداول را فراگرفت و از محضر پدر خود بهرهها برد، سپس به عراق سفر كرد و در
نجف به حلقة شاگردان شيخ شرفالدين حسن بن عبدالكريم فتّال پيوست
(شوشتري، ١/٥٨١) و از او اجازة روايت گرفت (خوانساري، ٧/٣٢؛ قمى، فوائد
الرضويّه، ٣٨٣). در ٨٧٧ق/١٤٧٢م از طريق شام عازم زيارت كعبه گرديد. ضمن
اين صفر در «كَرَك نوح» - از نواحى جبل عامل و از مراكز معروف شيعهنشين
(شوشتري، ١/٧٨) - محضر درس شيخ على بن هلال جزايري، از شاگردان ابوالعباس
احمد بن فهد حلّى، را دريافت و يك ماه نزد وي ماند و از بركات انفاس او
بهرهمند گرديد (همو، ١/٥٨١) و اجازة روايت گرفت (افندي اصفهانى، ٥/١١٥؛ قمى،
همانجا). پس از اين سفر به احساء بازگشت و چندي بعد به قصد زيارت عتبات
رهسپار عراق شد و از آنجا براي زيارت مشهد رضا(ع) عازم طوس گرديد. در اين
سفر رسالة زادالمسافرين فى اصول الدّين را تأليف كرد كه بعدها به درخواست
سيد محسن بن محمد رضوي قمى - از بزرگان و معاريف مشهد - شرحى به نام كشف
البراهين بر آن نوشت (شوشتري، ١/٥٨٢). ابن ابى جمهور بقية عمر خود را در
خراسان گذرانيد و همواره ميان طوس و شهرهاي ديگر در سير و سفر بود.
در طوس علاوه بر تدريس و تأليف، با علماي اهل سنّت در اثبات حقّانيت مذهب
تشيّع و خلافت على (ع) مناظراتى داشته است. مهمترين اين مناظرات،
مناظره با فاضل هروي است كه در ٨٧٨ق در خانة سيد محسن رضوي انجام گرفته و
فاضل هروي را مجاب كرده است (بحرانى، يوسف بن احمد، ١٦٦). گرچه در متن
مناظرات دربارة فاضل هروي توضيحى داده نشده است، ولى گمان مىرود كه
مقصود از اين شخص، شيخ الاسلام احمد بن يحيى بن سعدالدين تفتازانى باشد
كه «مدت سى سال سمت قضاوت هرات را داشت و در ٩١٦ق/١٥١٠م با جمعى از
علماي هرات به دستور شاه اسماعيل صفوي كشته شد» (الشيبى، ٣٣٢).
سال دقيق وفات ابن ابى جمهور روشن نيست، امّا از قراين چنين برمىآيد كه
شيخ تا ذيقعدة سال ٩٠٤/ ژوئن ١٤٩٩ زنده بوده است، زيرا در اين تاريخ به
درخواست دوستان و شاگردان خود شرحى به نام مُعين الفكر بر كتاب باب حادي
عشر نوشته است (مشكوة، ٣/(١)٥٨٧). ابن ابى جمهور با فقيه معروف، محقق ثانى
على بن عبدالعال كَرَكى (د٩٤٠ق/١٥٣٣م) معاصر بود (قمى، هدية الاحباب، ٥٣).
آثار:
١. عوالى الّلا¸لى العزيزيّة فى الاحاديث الدّينيّة، يا عوالى الّلا¸لى
الحديثيّة على مذهب الاماميّة، كتابى است جامع اخبار و روايات شيعه، در يك
مقدمه و دو باب و يك خاتمه. مقدمه ١٠ فصل دارد كه در فصل اول، مؤلف طُرق
روايت خود را ذكر كرده است. باب اول شامل احاديث فقهى بدون ترتيب
متداول، در ٤ «مسلك»: احاديثى كه برخى از متقدمان از رسول اكرم و ائمة هدي
نقل كردهاند؛ احاديث روايت شده از طريق جمال المحققين حسن بن يوسف
حلّى؛ احاديثى كه شمس الدين محمد بن مكى، معروف به شهيد اول، در بعضى از
تأليفات خود روايت كرده است؛ احاديث روايت شده به طريقة شيخ مقداد بن
عبدالله سيوري. باب دوم شامل احاديث مرتب شده به ترتيب ابواب فقه، در
دو «قِسم»: يكى احاديث روايت شده به طريقة جمال المحققين علاّمة حلّى به
روايت پسرش فخر المحققين، ديگري احاديث روايت شده به طريقة محقق حلّى
جعفر بن محمد به روايت شيخ ابوالعباس احمد بن فهد حلّى. خاتمه كتاب مشتمل
بر دو «جمله» است: «جملة» اول در احاديث متفرقه، و «جملة» دوم در روايات
متعلق به علم و اهل علم.
احْسائى، چنانكه در فصل اول از مقدمة كتاب متذكر مىشود، در اين كتاب
احاديث و روايات شيعه را از ٧ طريق نقل كرده است: اول، از پدرش شيخ
زينالدين على؛ دوم، از شيخ شمسالدين محمد بن كمالالدين موسى موسوي
حسينى؛ سوم، از شيخ حرزالدّين اوائلى؛ چهارم، از شيخ شمسالدين محمد بن
احمد موسوي حسينى؛ پنجم، از شيخ شرف الدّين حسن بن عبدالكريم فتّال؛
ششم، از شيخ زينالدين على بن هلال جزايري؛ هفتم، از شيخ وجيهالدّين
عبدالله بن علاءالدين فتحالله بن رضىالدين عبدالملك بن شمسالدين واعظ
قمى قاسانى، سلسلة روات اين ٧ طريق به جمال المحققين حسن بن يوسف بن
مطهر حلّى (د ٧٢٧ق/١٣٢٧م) مىرسد و با واسطة مشايخ او به ائمة اطهار مىپيوندد
(نك: عوالى الّلا¸لى، ١/٥ -١١).
كتاب عوالى الّلا¸لى همواره مورد توجه علماي شيعه بوده است، چنانكه سيد
نعمتالله جزايري شرحى به نام جواهر الغوالى يا مدينة الحديث بر آن نوشته
است. گروهى از مشايخ اماميّه به دليل اينكه در اين كتاب غثّ و سمين به
هم آميخته و در نقل احاديث عامّه زيادهروي شده است، مؤلف را موثّق
ندانسته و بر مرويّات كتابش اعتماد نكردهاند (بحرانى، يوسف بن احمد، ١٦٧).
مجلسى در اينباره مىنويسد: «كتاب غوالى اللّئالى اگرچه مشهور است و مؤلف
آن در فضل معروف، ولى پوست را از مغز جدا نكرده و اخبارِ مخالفان متعصب را
با روايات اصحاب [= اماميه] آميخته است، به همين جهت به نقل برخى از آن
احاديث اكتفا كرديم» (جزء اول، فصل دوم از مقدمه، ص ٣١). خوانساري نيز بر
آن است كه ابن ابى جمهور معتبر و موثّق نيست، زيرا به عملِ به مطلق اخبا
ر معتقد بوده و كتابى هم در باب اثبات عمل به مطلق اخبار وارده در كتب
اماميّه نوشته است (٧/٣٣).
به طور كلى ايراداتى كه بر اين كتاب گرفتهاند بر دو قسم است: يكى
ايرادات مربوط به روايات از قبيل مرسل و آحاد و غلوآميز و از مرويّات عامه
بودن آنها و ديگري ايرادات مربوط به مؤلف از قبيل صوفى مشرب بودن و تمايل
به فلسفه و تساهل در نقل روايات (مرعشى، ٤، ٥).
دربارة ضبط درست نام اين كتاب اختلاف است. گروهى آن را الغوالى ضبط
كردهاند (مجلسى، همانجا؛ حرّ عاملى، ٢/٢٥٣؛ بحرانى، يوسف بن احمد، ١٦٧؛
خوانساري، ٧/٢٦؛ مامقانى، ٣/١٥١)، اما دستة ديگر مانند نوري طبرسى در مستدرك
الوسايل (٣/٣٦٥) نام آن را العوالى نوشتهاند. قمى در فوايد الرضويّة (همانجا)
پس از ذكر اختلافات، با استناد به سخن استادش نوري و به گواهى شرح سيد
نعمتالله جزايري، العوالى را ترجيح مىدهد. دانش پژوه معتقد است كه «اسم
كتاب آنچنانكه نوري مىنويسد و به گواهى نسخههاي اصل و شرح و اجازهها
عوالى الّلا¸لى است گرچه غوالى اللئالى بر سر زبانها است» (مشكوة،
٣(٥)/١٤٢٤). اين كتاب به كوشش مجتبى عراقى، با حواشى سودمند و مُمتّع در
تطبيق احاديث با مآخذ شيعى و سنّى، همراه رسالة الرّدود و النّقود تأليف
مرعشى نجفى كه حاوي دفاع از ابن ابى جمهور و پاسخ ايرادات است، در ٤
مجلد، به سال ١٤٠٣ق در قم منتشر شده است. نسخهاي از اين كتاب به خط خود
مؤلف در كتابخانة آستان قدس موجود است كه در ٨٩٧ق در خانة سيد محسن رضوي
نوشته شده است (آستان، ١/٦٠).
٢. مُجْلى مِرا¸ة المُنجى، كتابى است در علم كلام، آميخته با مباحث فلسفى
و عرفانى و قواعد سير و سلوك متصوّفه و خلاصهاي از تهديب اخلاق، كه تأليف
و كتابت آن در صفر ٨٩٦/دسامبر ١٤٩٠ پايان يافته است (ابن ابى جمهور،
المجلى، ٤/٥٨٥). اين كتاب شرحى است بر رسالة مسلك الافهام فى علم الكلام
از خود مؤلف، توضيح اينكه نويسنده متن اولية كتاب را در جوانى در نجف
تأليف كرد و مورد توجه قرار گرفت. بعدها براي توضيح مطالب، حاشيهاي بر آن
نوشت كه به النّور المنجى من الظّلام معروف شد. پس از مدتى كه طلاب و
علاقهمندان از اين كتاب استقبال كردند، در آن تجديد نظر كرد و بعد از
اصلاحات لازم و شرح موارد مبهم و مجمل، متن كامل كتاب تدوين گرديد (همان،
٣، ٤).
مجلى يك مقدمه و دو «قسم» و يك خاتمه دارد. مقدمة كتاب مطالبى است دربارة
برخى از نكات مربوط به علم منطق (صناعات خمس)، تعريف و موضوع و مبادي و
غايت علم كلام، مباحثى مربوط به امور عامّه (وجود و عدم، علّت و معلول،
جهات ثلاث، حدوث و قدم، تقابل...) و جواهر و اعراض. «قِسم» اول و دوم
كتاب شامل مباحث اصلى علم كلام است، زيرا به گفتة مؤلف، علم كلام در
حقيقت دو مبحث اساسى دارد: يكى مبحث توحيد و ديگري مبحث افعال ( مجلى،
٢٠٢). «قسم» اول (فى التوحيد) شامل مباحثى است از قبيل: اثبات واجب الوجود
از طرق گوناگون، خواص واجب الوجود، صفات اثبات واجب الوجود، الدلّة توحيد،
علم واجب...«قِسم» دوم مربوط به مباحث افعال است. مؤلف در ذيل همين
قسمت، به مبحث نبوت عامه و خاصه پرداخته و سپس دربارة امامت و ولايت،
دلايل امامت على (ع) و فضايل او و مطاعن خلفاي سه گانه بحث كرده است.
پىآمد اين مطلب، مسائل مربوط به ثواب و عِقاب و سعادت و شقاوت نفوس
انسانى است كه تحت عنوان «مباحث المعاد» مطرح شده است. خاتمة كتاب
مباحثى است دربارة: چگونگى سلوك الى الله و شرايط آن، مقامات و مراتب
سلوك، تقوا و مراتب آن، درجات سالكان الى الله، بيان رياضات و مجاهدات،
مراتب اهل سلوك، خطرات سالك در جريان سير و سلوك و وصاياي مؤلف.
ابن ابى جمهور در اين كتاب كوشيده است تا ميان علم كلام و فلسفه (مخصوصاً
افكار شيخ اشراق) و عرفان (به ويژه عقايد ابن عربى و شارحان او) تطبيق دهد
و با تأويل آيات و روايات، تشيّع را با تصوّف سازگار كند. به همين جهت است
كه برخى از محققان او را از ادامه دهندگان كار سيد حيدر آملى (د پس از
٧٩٤ق/ ١٣٢٩م) در توجه به حكمت الهى شيعى و آميختن آن با عرفان ابن
عربى، و از عوامل مؤثر در به وجود آمدن و شكوفايى مكتب فلسفى اصفهان
(ميرداماد و ملاّصدرا و شاگردان آنان) دانستهاند (كربن، ٢٠٩). كتاب مجلى در
١٣٢٤ق/ ١٩٠٦م در تهران چاپ سنگى شده است. از اين كتاب نسخههاي خطى
متعددي نيز در كتابخانههاي ايران و ديگر كشورها موجود است (ملك، ١/٦٣٥؛
مركزي، ٨/٢٦٠؛ مركزي و مركز اسناد، ١٦/٥٠٦، ٧٥٨، ١٧/١٧٨؛ نيز نك: ٢٥٦ II/٢٥٥. ؛
GAL, بانكيپور، .(X/١١٦ اين كتاب به نامهاي المجلى فى مرا¸ة المنجى فى
المنازل العرفانية و سيرها (دانش پژوه، ٨٣)، جمع الجمع، جامع الجميع فى
الكلامين و الحكمتين و التصوف و مجلى السّرائر نيز خوانده شده است (ملك،
همانجا؛ مركزي و مركز اسناد، ١٦/٥٠٦).
٣. رسالة الاقطاب الفقهيّة و الوظائف الدينيّة على مذهب الاماميّة، كه در آن
قواعد فقهى را مرتّب و مدوّن كرده است. اين كتاب شبيه القواعد شهيد اول
است و چنانكه مؤلف در مقدمة آن مىنويسد پس از عوالى الّلا¸لى تأليف شده
است (آقابزرگ، ٢/٢٧٣). نسخة خطى اين رساله در كتابخانة مركزي دانشگاه موجود
است (مركزي، ١٢/٢٦٧٤).
٤. رسالة البرمكيّة فى فقه الصلوة اليومية، (آقا بزرگ، ٣/٨٨)، اين رساله را
يكى از شاگردان و مستفيدان شيخ در زمان خود مؤلف به فارسى ترجمه كرده
است (مشكوة، ٣(٥)/١٨٢٧).
٥. الانوار المشهديّة فى شرح الرّسالة البرمكيّة، شرحى است بر رسالة برمكية
مذكور (آقابزرگ، ٢/٤٤١؛ مشكوة، همانجا).
٦. التّحفة الحسينيّة فى شرح الرّسالة الالفيّة (آقابزرگ، ٣/٤٣٠)، متن اصلى
اين رساله به نام الالفية فى فقه الصلوة از شهيد اول است.
٧. المسالك الجامعيّة فى شرح الالفيّة الشهيديّة، شرح ديگري است بر الفية
شهيد اول. نسخهاي از اين رساله در كتابخانة آستان قدس موجود است همو،
٣/٤٣٠، ١٣/١١٤).
٨. تحفة القاصدين فى معرفة اصطلاح المحدّثين (همو، ٣/٤٦١).
٩. بداية النهاية فى الحكمة الاشراقية (همو، ٣/٥٩).
١٠. رسالة معين الفكر، در شرح كتاب باب حادي عشر (همو، ١٣/١٢٣).
١١. شرحى بر رسالة معين الفكر به نام معين المعين (همانجا؛ مشكوة، همانجا).
١٢. رسالة كاشفة الحال عن احوال الاستدلال، كتابى است در مبحث اجتهاد،
داراي يك مقدمه و ٥ فصل و يك خاتمه، كه در طوس به سال ٨٨٠ق/١٤٧٥م
نوشته شده است (آقابزرگ، ١٧/٢٤٠) و نسخة خطى آن در كتابخانة مركزي دانشگاه
و آستان قدس موجود است (مركزي، ٨/٤٠٨؛ مشكوة، ٣(٥)/١٧١٦، ١٧١٧؛ آستان، ٦/٧٥؛
نيز: S,II/٢٧٢ .(GAL,
١٣. رسالة فى العمل باخبار اصحابنا (حرّعاملى، ٢/٣٥٣؛ خوانساري، ٧/٢٦).
١٤. رسالة المناظرة مع الفاضل الهروي، شرح ٣ مجلس گفتوگو و مناظرة مؤلف است
با فاضل هروي در مسألة امامت و اثبات حقّانيّت على (ع). قاضى نورالله
شوشتري (١/٥٨٢) قسمتى از اين مناظره را به فارسى نقل كرده است و نيز
جلالالدين محمد بن محمد كاشانى متن كامل آن را در ١٠٠١ق/١٥٩٣م در هند به
فارسى ترجمه كرده است (مشكوة، ٣(١)/٦٢٧؛ براي نسخههاي خطى ديگر، نك:
مركزي، ٨/٧٠٧، ١١/٢٠٥٨، ٢١٦٣؛ آستان، ٤/٤٦، ٢٥٨؛ آلوارت، .(II/٤٦٠
١٥. رسالة زاد المسافرين فى اصول الدين، در علم كلام (آقابزرگ، ١٢/١٠).
١٦. كشف البراهين در شرح رسالة زاد المسافرين كه در ٨٧٨ق/ ١٤٧٣م در مشهد به
درخواست محسن رضوي نوشته شده است (همانجا؛ II/٢٧٢ S, .(GAL,
١٧. درر اللا¸لى العمادّية فى الاحاديث الفقيّة، در روايات و اخبار كه در
٨٩٩ق/١٤٩٤م به نام امير عمادالدين تأليف و در ٩٠١ق/١٤٩٦م پاكنويس شده
است. اين كتاب مقدمه و ٣ «قِسم» و يك خاتمه دارد و چنانكه مؤفق در مقدمه
تصريح مىكند بعد از غوالى الّلا¸لى نوشته شده است. حُرّ عاملى (همانجا) از
اين كتاب به «الاحاديث الفقهيّة» تعبير كرده است (آقابزرگ، ٨/١٣٣-١٣٤،
١٢/١٠؛ مشكوة، ٣(١)/٦٢٥؛ آستان، ٥/٨٢).
١٨. نثر الّلا¸لى، در احاديث و اخبار (حاجى خليفه، ٢/١٩٢٨). احتمال مىرود كه
اين كتاب نام ديگر درر اللا¸لى باشد (نوري، ٣/٣٦٥).
١٩. رسالة التّحفة الكلامية، در دو مقاله: يكى در تقرير قوانين منطق كه يك
مقدمه و دو «قِسم» دارد، و ديگري در مباحث كلامى كه شامل ٣ مقدمه و ٥ باب
و يك خاتمه است (آقا بزرگ، ٣/٤٦٣، ٢٠/١٨٦؛ نيز: براي نسخههاي خطى اين
رساله، نك: مركزي و مركز اسناد، ١٧، ٢٣٩).
ابن ابى جمهور شاگردانى داشته است كه از او اجازة روايت گرفتهاند، از آن
جملهاند: سيد محسن رضوي قمى كه شيخ اجازة قرائت و املاي كتاب عوالى
اللا¸لى را به وي داده است، شيخ ربيعة بن جمعه، شيخ شرفالدين محمود
طالقانى و شيخ شمسالدين محمد بن صالح غروي (خوانساري، ٧/٣٤؛ قمى، الكنى و
الالقاب، ١/١٩٢).
ابن ابى جمهور با وجود فقاهت و تبحّر در كلام و روايات و احاديث، همواره
مورد اعتراض گروهى از مشايخ و فقهاي شيعه قرار گرفته است. به نظر مىرسد
كه تمايل او به فلسفه و تصوّف [مخصوصاً در كتاب مجلى ] و سهلانگاري در
نقل اخبار و استفاده از روايات عامّه و مُرسل و آحاد [به خصوص در كتاب
عوالى اللا¸لى ] علت اين اعتراض و عدم اعتماد بوده است (بحرانى، يوسف،
١٦٧؛ مامقانى، ٣/١٥١). در مقابل اين گروه، دستة ديگري از بزرگان اماميّه
مانند سيد نعمت الله جزايري در جواهر الغوالى و نوري در مستدرك الوسائل
(٣/٣٦١- ٣٦٥)، و نيز از معاصران، آيت الله مرعشى نجفى در رسالة الرّدود و
النّقود (ص ٢) به دفاع از وي پرداخته و ايرادها را پاسخ گفتهاند و با
اوصافى از قبيل «الحبر النّبيل، المحدّث المتكل، العارف المتألّه، الزاهد
الورع التّقّى، جامع العلوم السمعيّة و العقليّة» از او تجليل كردهاند.
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ ابن ابى جمهور، محمد، عوالى
الّلا¸لى به كوشش مجتبى عراقى، قم، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، مجلى مرا¸ة المنجى،
تهران، ١٣٢٤ق؛ افندي اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، قم، ١٤٠١ق؛ بحرانى،
على بن حسن، انوار البدرين فى تراجم علماء القطيف و الاحساء و البحرين، به
كوشش محمد على محمد رضا الطبسى، نجف، ١٣٧٧ق؛ بحرانى، يوسف بن احمد،
لؤلؤةالبحرين، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، قم. مؤسسة آل البيت؛ بغدادي،
اسماعيل، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥-١٩٤٧م؛ حاجى خليفه، مصطفى، كشف
الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ حرّعاملى، محمد، الامل الا¸مل، بغداد،
١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ خوانساري، محمدباقر، روضات الجنّات، تهران، ١٣٩٠ق؛ دانش
پژوه، محمدتقى، «سه فيلسوف ايرانى»، مهر، س ١٠، شم ١، بهار، ١٣٤٣ش، ص ٨٢
-٨٤؛ شوشتري، قاضى نورالله، مجالس المؤمنين، تهران، ١٣٧٥ق؛ الشيبى، كامل
مصطفى، تشيّع و تصوف، ترجمة عليرضا ذكاوتى قراگزلو، تهران، ١٣٥٩ش؛ قمى،
عباس، فوائد الرّضويّة، تهران، ١٣٢٧ش؛ همو، الكنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
همو، هدية الاحباب، تهران، ١٣٦٣ش؛ كربن، هانري، تاريخ فلسفة اسلامى، ترجمة
اسدالله مبشّري، تهران، ١٣٥٨ش؛ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال، نجف،
١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، ١٣٩٨ق؛ مرعشى، شهاب
الدين، الردود و النقود [ضميمة عوالى اللئالى]، قم، ١٤٠٣ق؛ مركزي، خطى؛
مركزي و مركز اسناد، خطى؛ مشكوة، خطى؛ ملك، خطى؛ نوري، حسين، مستدرك
الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق؛ نيز:
Ahlwardt; Bankipore; GAL; GAL, S.
صمد موحد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا