دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٠
| ابا جلد: ٢ شماره مقاله:٥٨٠ |
اِبّ، يا أَبّ (برخى از منابع از اِبّ به مثابة دو منطقه ياد كردهاند)،
نام شهر و استانى در جمهوري عربى يمن، واقع در ٤٥ طول شرقى و ١٥ عرض
شمالى («اطلس بزرگ جهان١»، .(٧٢ اب در اواسطة سدة ٦ق/١٢م يكى از «حصن»هاي
يمن محسوب مىشده (همدانى، ٢٤٠) و در سدة ٧ق/١٣م يكى از قراءذي جِبْلة به
شمار مىرفته است (ياقوت، ١/٧٨). در روزگار استيلاي عثمانيان، مركز شهرستان
(قضاي) اب در استان (لِواي) تِعِزّ بود و امروزه در تقسيمات اداري جمهوري
يمن، استان (محافظة يا لواي) مستقلى است شامل شهرستان اب، بِريم،
العُدين، النادرة، و ذي سفال (ترسيسى، ٢٠٣، ٢٠٥) كه بر سر راه اصلى صنعا به
تَعِز واقع است. شهراب با ارتفاع ٧٠٥ ،٦فوت (٤٠/٠٥٧ ،٢متر) از سطح دريا
(ريحانى، ١/١١٨، حاشيه) به سبب موقعيت طبيعى و حجم زياد باران كه از ٨٠٠
تا ٥٠٠ ،١ميلىمتر در تغيير است (جمال آغا، ٣٥؛ قس: ربع قرن من التنمية
الزراعية، ١٦) و با دماي ١٥ تا ٣٠ سانتىگراد (ترسيسى، ١٣٩) از حاصلخيزترين و
معتدلترين مناطق يمن به شمار مىآيد و از همين رو به «اللواء الاخضر»
(استان سرسبز) مشهور گشته و از روزگار كهن جزء «العربية السعيدة» محسوب مىشده
است (همو، ١٤١، ٢٠٥). سلسله جبال مركزي يمن از اب در جنوب تا مرزهاي يمن و
عربستان سعودي در شمال امتداد دارد و بلندترين قلة آن به نام النبى شعيب
با ارتفاع ٧٦٠ ،٣متر ميان اب و صنعا سر برافراشته است (فاضل السعدي، ٥٥).
گرداگرد شهراب را كه در ارتفاعات منطقه واقع است، بارويى كه گويا براي
دفاع در برابر مهاجمان ساخته شده فرا گرفته است. بر فراز كوه بلندي به
نام بعدان كه قسمتى از شهراب بر دامنة آن ساخته شده است، دژي از
ساختههاي طغتاكين بن ايوب (د ٥٩٣ق/١١٩٧م) امير ايوبى يمن قرار داشته كه
امروزه ويرانههاي آن برجاست (وصفى زكريا، ١٧٣، ١٧٤). در درون شهر نيز مساجد
زياد از جمله مسجد بزرگى هست كه گفتهاند به دستور عمربن خطاب ساخته شده
است. آب شهر سابقاً از كوه بعدان تأمين مىشد (نيبور، و امروزه دو سد به
نامهاي «جبل حجاج» و «حرف» مجموعاً ٤٩ هكتار از زمينهاي كشاورزي استان را
زير پوشش آبياري خود قرار مىدهند، و در ١٩٨٧م طرح نهايى تأسيس ٦ سد ديگر در
منطقة اب و تعز آماده شده ( ربع قرن من التنمية الزراعية، ٦٤، ٦٧) و طرحهاي
جديد آبياري به مرحلة اجرا در آمده است ( ربع قرن من المجد الثوري، ١١٢).
حاصلخيزي اب و وجود آب فراوان، موجبات شكوفايى اقتصاد كشاورزي منطقه را
كه بر اساس باغداري و زراعت استوار است، فراهم آورده است. محصولات متنوعى
چون زيتون، انگور، سيب، موز، انار، گندم، جو، لوبيا و به ويژه ذرت و
بالاخره قهوه اين سرزمين را ارزشى ويژه بخشيده است (وصفى زكريا، ١٣٦، ١٦٨،
١٧٤). با اينهمه، اب از قحطى بزرگى كه در ١٣٢٢ق/١٩٠٤م يمن را فرا گرفت،
مصون نماند (عرشى، ٨٥).
مسافرانى كه در اواخر سدة پيشين قمري از منطقه ديدار كردند، به رغم توصيف
زيبايى آن، از عقب ماندگى شديد فرهنگى مردم و شيوع بيماريهايى چون آبله و
انواع تب در آنجا ياد كردهاند (وصفى زكريا، ١٦٨؛ ريحانى، ١/١٠٨). در ١٩١١م بر
اساس طرح بنيتون٢ قرار بود كه اب يكى از ايستگاههاي راه آهن حُدَيده به
تعز باشد، ولى طرح مذكور به مرحلة اجرا در نيامد ( ٢ و امروزه راههاي شوسه و
اسفالته، اب را به مناطق اطراف متصل ساخته است ( ربع قرن من المجد
الثوري، ١١٣).
متوسط تراكم جمعيت در اب، حداكثر تا ٧٦ نفر در كم٢ است (فاضل السعدي، ٤٢) و
بر اساس اطلاعات منتشر شده در ١٩٦٤م جمعيت استان اب ٦٥٠ هزار نفر و شهراب
١٢٥ هزار نفر بوده است (ترسيسى، ٢٠٥).
اب از قديم الايام به سبب فقيهان و قاضيان و محدثانى كه از آنجا
برخاستهاند، شهرت داشته است (عرشى، ١٤٤) و به نظر مىرسد كه از مراكز مهم
علمى يمن بوده است و طالبان علم همواره به آنجا مىرفته و رحل اقامت
مىافكندند (ابن سمرة الجعدي، ٩٨، ١١١، ١٧١، ١٨٠؛ بريهى، ٣٦، ٦٠؛ خزرجى، ٢/٤١).
از جمله عالمان منسوب به اب مىتوان از قاضى على بن ابراهيم المجاهد
الابى، و ابومحمد عبدالله بن حسن بن فياض هاشمى نام برد (شوكانى، ٢/١٥٣؛
خوري، ١/١٨).
مآخذ: ابن سمرة الجعدي، عمر، طبقات فقهاء اليمن، به كوشش فؤاد سيد، قاهره،
١٩٥٧م؛ بريهى، عبدالوهاب، طبقات صلحاء اليمن، به كوشش عبدالله محمد
الحبشى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ترسيسى، عدنان، اليمن و حضارة العرب، بيروت.
١٩٦٤م؛ جمال آغا، شاهِر، «الاقاليم الطبيعة فى اليمن»، دراسات اليمنية، صنعا،
شم ١٠، ١٩٨٢م؛ خزرجى، على، العقود اللؤلؤية، به كوشش محمدبن على الاكوع،
صنعا، ١٩٨٣م؛ خوري، سليم جبرائيل و سليم ميخائيل شحاده، آثار الادهار،
بيروت، ١٨٧٥م؛ ربع قرن من التنمية الزراعية، وزارة الزراعة و الثروة السمكية،
صنعا، ١٩٨٧م؛ ربع قرن من المجد الثوري، وزارة الاعلام و الثقافة، صنعا،
١٩٨٧م؛ ريحانى، امين، ملوك العرب، بيروت، ١٩٦٧م؛ شوكانى، محمد، البدر
الطالع، قاهره، ١٣٤٨- ١٣٥٠ق؛ عرشى، حسين، بلوغ المرام فى شرح مسك
الختام، به كوشش انستاس ماري كرملى، قاهره، ١٩٣٩م؛ فاضل السعدي، عباس،
«السكان و توزيعهم حسب الاقاليم الطبيعية فى اليمن»، دراسات اليمنية، صنعا،
شم ١٠، ١٩٨٢م؛ وصفى زكريا، احمد، رحلتى الى اليمن، دمشق، ١٩٦٤م؛ همدانى،
حسين، الصليحيون و الحركة الفاطمية فى اليمن، به كوشش حسين سليمان محمد
الجهنى، قاهره، ١٩٥٥م؛ ياقوت، معجم البلدان، به كوشش فرديناند ووستنفلد،
لايپزيگ، ١٨٦٦-١٨٧٠؛ نيز:
EI ٢ ; Great World Atlas, London, The Reader's Digest Association, ١٩٨١;
Niebuhr, Carsten, Beschreibung von Arabien, Graz, reprint, ١٩٦٩.
صادق سجادي (ز) تايپ مجدد - ٤/٥/٧٧ (ز) ن ١- ١٣/٥/٧٧