دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٩

آملی، عزالدين محمد
جلد: ٢
     
شماره مقاله:٥٠٩


آمُلی، عزالدین یا شمس‌الدین محمدبن محمودبن محمدبن علی بن یوسف الکاکیانی الخورانی الانزانی (د ٧٥٣ق/١٣٥٢م)، دانشمند و نویسنده بزرگ شیعی مذهب (آقابزرگ، الذریعه، ١٧/٢٤٠، به نقل از کاشف المعانی به خط آملی). قاضی نوراللـه شوشتری (٢/٢١٣-٢١٦) تشیع وی را به ادلۀ گوناگون ثابت کرده است.
از سرگذشت او چندان اطلاعی در دست نیست، حتی دربارۀ تاریخ وفاتش اختلاف است (جنید، ٤٥١: هفتصد و پنجاه و...؛ بغدادی، ٢/١٥٩: ٧٥٣ق/١٣٥٢م؛ آقابزرگ، الذریعه، ٢٤/٢٤١: ٧٥٢ق؛ همو، طبقات، ٢٠٣: ٧٥٣ق؛ GAL, I/٥٩٧: ٧٥٣ق؛ آربری، VI/٤٧: ٧٥٦ق).
از منابع موجود و از آنچه در نفائس الفنون او می‌توان یافت، چنین بر می‌آید که وی چندی در تبریز به سر برده (٢/١٥١) و به شهادت جنید شیرازی که با وی معاصر بوده، در مدرسۀ غازانیۀ تبریز به کار تدریس پرداخته است (ص ٤٥٠). احتمالاً اندکی پس از ایجاد مدرسۀ سلطانیه و تأسیسات وابسته به آن در حدود سال ٧١٠ق/١٣١٠م، به شهر سلطانیه که به گفتۀ خود او در ٧٠٤ق/١٣٠٤م بنیاد نهاده شده بود روی آورده است (٢/٢٥٧، ٢٦١).
بی‌گمان آملی در محضر علامۀ حلی (٦٤٨-٧٢٦ق/١٢٥٠-١٣٢٦م) که از علمای درگاه الجایتو بود (آملی، ٢/٢٥٩)، دانش آموخته است. آقابزرگ تصریح می‌کند که وی از متخرّجان مدرسۀ سیّار علامه بوده است و می‌افزاید که او نسخه‌ای از کتاب کشف المراد استاد را در المدرسه السیارۀ کرمانشاه تحریر کرده و آن را در ٢٠ محرم ٧١٣ق/١٧ مۀ ١٣١٣م به انجام رسانده است (طبقات، ٢٠٤؛ همو، الذریعه، ١٨/٦٠). وی علاوه بر این، کتاب کاشف المعانی استاد دیگرش، عبادبن احمدبن اسماعل گلستانه، را نیز در ٧٢٦ق/١٣٢٦م استنساخ کرده است (همو، طبقات، ٢٠٤).
آملی در سراسر دوران الجایتو و جانشینش سلطان ابوسعید بهادر (٧١٦-٧٣٦ق/١٣١٦-١٣٣٦م) در مدرسۀ سلطانیه به کار مدرسی اشتغال داشت و ظاهراً مورد تکریم هر دو پادشاه بوده، و وی از آنان با اکرام تمام نام برده است (آملی، ٢/٢٥٩-٢٦١). پس از ابوسعید، آرپاخان (آملی، ٢/٢٦٣؛ ارپاکون) به جای او نشست. در خلال سلطنت چندماهۀ او اوضاع کشور پریشان شد و هرج و مرج و قتل و غارت اوج گرفت. شاید گلایه‌هایی که او از فرو کشیدن کار علم و رونق جهل دارد (همو، ¼-٥، ٢/٢٦٣)، به همین دوران مربوط باشد. احتمالاً وی تا سال روی کار آمدن ابواسحاق‌بن محمودشاه در فارس (٧٤٢ق/١٣٤١م) در سلطانیه مانده و وقت خود را سراسر وقف نگارش نفائس کرده است. اندکی پس از آنکه «منشور سلطنت به نام خدایگان» ابواسحاق زده شد، وی با کتاب نفائس که گویا در آن تاریخ به پایان رسیده بود، آهنگ درگاه او کرد (همو، ١/٦-٨).
از زندگی او در شیراز هم چیزی نمی‌دانیم. ظاهراً وی در آنجا مورد احترام سلطان و اهل علم بوده و در اواخر زندگی به تألیف شرح قانون ابن‌سینا پرداخته و چنانکه از کهن‌ترین نسخۀ موجود بر می‌آید، آن را در ٧٥٣ق/١٣٥٢م به پایان رسانده است (مشکوه ٣(٢)/٧٧٩).
از آملی چندین کتاب به جای مانده است:
١. نفائس الفنون فی عرائس العیون دائره‌المعارفی است که در دو بخش (علوم اوایل و علوم اواخر) به فارسی تنظیم شده است. وی آن را قبل از ٧٣٦ق/١٣٣٦م آغاز کرده و در حدود ٧٤٢ق/١٣٤١م به پایان رسانیده و به ابواسحاق‌بن محمودشاه در شیراز تقدیم داشته است (آملی، ١/٧-٨). نفائس که گویا برای تدریس به طلاب مدرسۀ سلطانیه تألیف شده، در سدۀ ١ق/١٧م شهرتی گسترده یافته است (کهن‌ترین نسخۀ موجود ظاهراً در ٨٠٩ق/١٤٠٦م تحریر شده است). از این کتاب نسخه‌های بسیاری در دست است که بیش‌تر آنها متعلق به قرن ١١ق است (نک‌: منزوی، ١/٦٩١-٦٩٣). اینک تقریباً هیچ کتابخانه‌ای در ایران نیست که نسخه‌ای از آن نداشته باشد. نفائس نخستین‌بار در ١٣٠٩ق/١٩٨٢م (تهران، ملاباقر خوانساری، چاپ سنگی) انتشار یافت و باز در ١٣٧٧-١٣٧٩ق/١٩٥٧-١٩٥٩م (تهران، اسلامیه) در ٤ جلد منتشر گردید. در ١٣٥٢ش، پرویز ثروتیان، فرهنگ اصطلاحات و تعریفات آن را تدارک دید (دانشگاه تبریز). علاوه بر این، بخش «تعبیر الرؤیا»ی این کتاب، تحت عنوان تعبیر خواب جداگانه (تهران، ١٣٢٠ق/١٩٠٢م) چاپ سنگی شده است (مشار، چاپی فارسی). مؤلف خود، نفائس را برای سلطان ابواسحاق خلاصه کرده و آقابزرگ (الذریعه، ٢٠/٢١٥) به نسخه‌ای از آن زیر عنوان مختصر نفائس الفنون، موجود در کتابخانۀ آستان قدس، اشاره کرده است. همچنین آقابزرگ زیر عنوان الفلاحه، تألیف سیدمحمدهاشم خوانساری، نوشته که آن ملخصی است از نفائس الفنون و ازهار الجنان (الذریعه، ١٦/٣٠٢). با اینهمه کتاب به چاپ علمی تازه‌ای نیازمند است.
٢. شرح قانون ابن‌سینا: آملی این شرح را در محرم ٧٥٣ق/ژانویۀ ١٣٥٢م نوشته است. وی در مقدمه اشاره می‌کند که هیچ‌یک از شروح کتاب را شایسته نیافته و تنها به شرح قطب‌الدین شیرازی توجه داشته که آن هم در باب کالبد شکافی نارساست (مشکوه، ٣/٧٧٨). کثرت نسخه‌های شرح قانونِ وی بر دقت علمی و روشنی بیان آملی در آن کتابت دلالت دارد. کهن‌ترین نسخۀ موجود از این کتاب، نسخۀ دانشگاه تهران است که ظاهراً در همان سدۀ ٨ق/١٤م تحریر شده است (مرکزی، خطی، ٣/٧٧٧). دربارۀ نسخه‌های دیگر، مراجعه شود به فهرست خطی دانشکدۀ پزشکی (ره‌آورد، ٢٦٨) که به ٦ نسخه در ایران و ٦ نسخه نیز در خارج ایران اشاره کرده است. برای تکمیل این فهرست، رجوع شود به بروکلمان (GAL, S, I/١٨٢٤)؛ ملک، ١/٤٢٥؛ جامعه، ٢(١)/٢٧، ٣(١)/٧٧، ٤(١)/١٩٨؛ آصفیه، ٢/٧٣. بروکلمان (همانجا) به چاپ آن در لکهنو در ١٢٥٥ق/١٨٣٩م و نیز همراه با حاشیۀ حکیم‌علی گیلانی در لکهنو، چاپخانۀ علویه‌خان (١٢٦٥ و ١٢٦٨ق/١٨٤٩ و ١٨٥٢م) در دو جلد اشاره می‌کند (نیز نک‌: مشار، چاپی عربی).
٣. شرح بر کلیات طب ایلاقی (از شاگردان ابن‌سینا، د ٥٣٦ق/١١٤٢م): نسخه‌ای از آن که در ٨٤٩ق/١٤٤٥م تحریر شده، در کتابخانۀ مدرسۀ فاضلیۀ مشهد موجود است (ص ٢٤٠). بروکلمان (همانجا) نیز به نسخه‌ای از آن در سلیم‌آغا (شم‌ ٨٧١) اشاره می‌کند (نیز نک‌: مرکزی، خطی، ٤/٧٩٥).
٤. کتابی منسوب به او که شرحی بوده بر مختصر الاصول ابن حاجب (٥٧٠-٦٤٦ق/١١٧٤-١٢٤٨م) و ظاهراً وی آن را در جوانی، و در دفاع از شیعه و رد عضدالدین ایجی نگاشته است (شوشتری، ٢/٢١٤؛ آقابزرگ، الذریعه، ١٤/٥٦).
آملی فارسی را روان و روشن و بسیار دقیق می‌نوشت و شیوۀ کلی او همان شیوۀ دانشمندان سده‌های ٧ و ٨ق/١٣ و ١٤م است و با اسلوب خواجه نصیرالدین طوسی و قطب‌الدین شیرازی تشابه بسیار دارد و حتی در مقدمه و بابهای ادب و شعر نفائس، تمایلی به سجع‌پردازی مشهود است. با اینهمه، در جاهای دیگر، خاصه در مسائل علمی، بیان مقصود به زبانی ساده بیش‌تر مورد توجه او بوده است. در ابواب تاریخ و ادب، عبارات فارسی او از استواری و اصالت برخوردار است، اما در برخی موضوعات چون ریاضیات، هندسه، نجوم و موسیقی تأثیر زبان عربی در نثر وی محسوس است. اشعار فارسی و عربی متعددی که سروده و در مقدمۀ کتاب یا بابهای ادبیات افزو.ده، همه صحیح و دقیق، اما خالی از هنر شاعرانه است (قس: صفا، ٣(٢)/١٢٧٥).
مآخذ: آستان قدس، فهرست، ٨/٣٨٤؛ آصفیه، خطی، ٢/٧٣؛ آقابزرگ، الذریعه، همو، طبقات الاعلام الشیعه، (قرن ٨)، بیروت، ١٩٧٥؛ آملی، محمدبن محمود، نفائس الفنون، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ١٣٧٥-١٣٧٩ق؛ بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون، استانبول، ١٣٦٦ق، ١/٦٦٣؛ ثروتیان، بهروز، فرهنگ اصطلاحات و تعریفات نفائس الفنون، تبریز، ١٣٥٢ش، مقدمه؛ جامعه، خطی؛ جنید شیرازی، ابوالقاسم، شدالازار، به کوشش محمد قزوینی، تهران، ١٣٢٨ش؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م، ٢/١٩٦٦؛ حقوق، خطی، ص ٢١٩؛ رشت و همدان، خطی، ص ١٢٧٧؛ ره‌آورد، حسن، فهرست کتب خطی دانشکدۀ پزشکی، تهران، ١٣٣٣ش؛ سپهسالار، خطی، ٥/٧٢٠؛ شورا، خطی، ٢/٤٩، ١١/٣١٤-٣١٥، ١٩/٥١، ١٩٦؛ شوشتری، قاضی نوراله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ق؛ صفا، ذبیح‌اللـه، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٢ش؛ فاضلیه، خطی؛ گوهرشاد، خطی، ١/١١٦؛ مرعشی، خطی، ٣/٣٣٠-٣٣١؛ مرکزی، خطی؛ مرکزی و مرکز اسناد، خطی، ١٦/٦٩٥؛ مشار، چاپی عربی؛ همو، چاپی فارسی؛ مشکوه، خطی؛ مشهد ٢، خطی، ٢/١٠٥٩-١٠٦٠؛ مشهد ٤، خطی، ١/٥٥، ١٩٤؛ ملک، خطی، ١/٤٢٤؛ منزوی، خطی، ١/١٦٦، ٤/١٤٠٨؛ همدان، خطی، ص ٥٠؛ نیز:
Arthur J. Arberry, A Handlist of the Arabic Manuscripts, Dublin, ١٩٦٣; GAL; GAL, S.
آذرتاش آذرنوش