دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٨٧
| ابن ابی الثلج جلد: ٢ شماره مقاله:٧٨٧ |
اِبْنِ اَبى الثّلْج، نام دو تن از محدثان وابسته به يك خاندان در
سدههاي ٣ و ٤ق/٩ و ١٠م:
١. ابوبكر يا ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن اسماعيل (د ٢٥٧ق/ ٨٧١م). وي در
بغداد مىزيست، ليكن اصل او از ري بود و به روايتى مدتى نيز در آنجا اقامت
داشته است (ابن حبان، ٩/١٣٥؛ خطيب، تاريخ، ٥/٤٢٦).
ابوبكر از جمع كثيري از مشايخ بغداد همچون حسن بن موسى اشيب، على بن حفض
مدائنى، و عبدالرحمان بن غزوان قراد و جز آنان حديث شنيد. مزّي فهرستى از
مشايخ وي را آورده است (١٦/٣٥١). ذهبى شبابة (ابن سوار فزاري) را نيز از
جملة مشايخ وي ياد كرده است ( سير، ٧/٣٥٨). وي از ياران احمد بن حنبل نيز
بوده است، (خطيب، شرف، ٨٥ -٨٦؛ مزي، همانجا). در ميان راويان و شاگردان او
نام محدثان بنامى چون بخاري، ترمذي، ابن ابى داوود، ابن ابى حاتم و ابن
خزيمه به چشم مىخورد (خطيب، تاريخ، ٥/٤٢٦؛ مزي، همانجا). با بررسى مشايخ و
شاگردان ابوبكر مىتوان دريافت كه وي در طبقة يحيى ابن معين (د ٢٣٣ق)،
ابوبكر بن ابى شيبة (د ٢٣٥ق)، اسحاق بن راهويه (د ٢٣٨ق) و احمد بن حنبل (د
٢٤١ق) بوده و بر معاصران خود تقدم طبقه داشته است. به عنوان نمونه بخاري
كه در ١٩٤ق/٨١٠م متولد شده، در ٢٠٥ق آغاز به استماع حديث كرده و در ٢٥٦ق
وفات يافته (نك: ذهبى، تذكره، ٢/٥٥٥ -٥٥٦)، در طبقة بعد از وي قرار داشته
است. وي نه تنها از راويان ابوبكر است، بلكه از برخى مشايخ او نيز مانند
قراد با واسطه روايت مىكند (نك: بخاري، ٧/٨٣). ابن حبان (٩/١٣٥) ابوبكر را در
زمرة ثقات آورده و ابن ابى حاتم (٣ (٢)/٢٩٤) نيز او را صدوق خوانده است.
بخاري در صحيح از وي نقل حديث كرده است (نك: خطيب، تاريخ، ٥/٤٢٦).
اگرچه تأليقى به ابوبكر نسبت داده نشده، اما با توجه به رواج مسندنويسى
در ميان رجال هم طبقة او مىتوان احتمال داد كه وي نيز مسندي گردآورده
باشد كه از ميان رفته است.
٢. ابوبكر محمد بن احمد بن محمد بن عبدالله بن اسماعيل، كاتب بغدادي
(٢٣٨-٣٢٢ق/٨٥٢ -٩٣٤م). وي نوادة ابن ابى الثلج محمد بن عبدالله است و سبب
اشتهار وي به كاتب معلوم نيست. او بر مذهب اماميه بود. ابن نديم (ص ٢٨٩)
او را «خاصى عامى» معرفى كرده و افزوده است كه تشيع او بر تسنن غالب
است. در عين حال او را در شمار فقهاي اصحاب حديث (از اهل سنت) دانسته
است. درجاي ديگر (ص ٢٩٢) وي را پيرو مكتب فقهى محمد بن جرير طبري و از
اصحاب او شمرده است، اما طوسى ( رجال، ٥٠٢) به صراحت، و نجاشى (ص ٣٨١)
تلويحاً او را امامى دانستهاند. كتاب تاريخ الائمة وي نيز دلالت تام بر اين
معنى دارد. به هر حال با توجه به مشايخ و آثار ابن ابى الثلج، وي در
معارف اهل سنت و تشيع هر دو مطلع بود و در عين اعتقاد به مبانى تشيع و
تأليف آثاري در اثبات اين مذهب به حديث و فقه اخباري اهل سنت نيز
علاقهمند بود و در اين باب به تحصيل و تأليف پرداخت. اين مسأله با عنايت
به وضع شيعه در بغداد آن روزگار كاملاً موجه است. با توجه بدانچه گفته شد،
ابن ابى الثلج را مىتوان از پيشگامان مكتب شيعى اخباري بغداد به شمار
آورد. وي در نوجوانى روزگار امامت هادي (ع) (٢٢٠-٢٥٤ق/٨٣٥ - ٨٦٨م) و امام
حسن عسكري (ع) (٢٥٤-٢٦٠ق/ ٨٦٨ -٨٧٤م) را درك كرده است. ابن ابى الثلج
كثير الحديث بوده (ابن نديم، ٢٨٩؛ نجاشى، ٣٨١) و شاگردش يوسف قوّاس (خطيب،
تاريخ، ١/٣٣٨) و نيز نجاشى (همانجا) او را توثيق كردهاند.
از ميان مشايخ وي مىتوان از نيايش، محمد بن عبدالله، ابو زيد عمر ابن شبة،
قاسم بن محمد مروزي و ابو عبدالله جعفر بن محمد حسنى نام برد، (براي آگاهى
از ديگر مشايخ وي نك: ابن ابى الثلج، ٣؛ ابن بابويه، توحيد، ١٥٧- ١٥٨؛ همو،
معانى الاخبار، ١٥؛ ابن شاذان، ١٧٥؛ مفيد، ١٨، ٢٨٦؛ نجاشى، ٨؛ طوسى، امالى،
٢/٢١٦؛ همو، الفهرست، ٣٨؛ خطيب، تاريخ، ١/٣٣٨، ٥/٤٢٦؛ همو، شرف، ٨٥). وي از
محمد بن همام اسكافى نيز بهرههايى گرفته است (ابن ابى الثلج، ٢٦).
راويان و شاگردان بنام وي اينانند: قاضى ابوالفرج معافى بن زكريا،
ابوالحسن دارقطنى، ابوحفص بن شاهين، ابوبكر دوري و ابوالمفضل شيبانى (براي
اطلاع بيشتر از راويان وي نك: ابن ابى الثلج، ابن بابويه، ابن شاذان،
مفيد، همانجاها؛ نجاشى، ٨، ٣٨٢؛ طوسى، امالى، همانجا؛ همو، الفهرست، ٣٨، ١٥١؛
همو، رجال، ٥١٣؛ خطيب، تاريخ، ١/٣٣٨، ٥/٤٢٦؛ همو، شرف، ٨٥). تاريخ وفات ابن
ابى الثلج را ٣٢٢ق (خطيب، تاريخ، ١/٣٣٨ به نقل از ابن قانع)، ٣٢٣ق
(همان، ١/٢٧٩، ٣٣٨) و ٣٢٥ق (طوسى، رجال، ٥٠٢) دانستهاند.
آثار: نجاشى (ص ٣٨١) كتابى به نام تاريخ الائمة به وي نسبت مىدهد. اين
كتاب در مجموعهاي با عنوان مجموعة نفيسة در قم، ١٣٩٦ق به چاپ رسيده است،
سند روايت آن در اجازات به تصريح آيتالله مرعشى در مقدمة همين مجموعه
سندي متصل است، اما شواهدي در متن اين اثر وجود دارد كه نشان مىدهد شخص
ديگري نكاتى بر آن افزوده است (اين شخص شايد ابوعلى عمادي راوي كتاب
بوده است)، از جمله در صفحه ٣٤ آن از نيابت حسين بن روح و ابوالحسن سمري
و آغاز غيبت كبري سخن به ميان آمده است و حال آنكه حتى اگر درگذشت ابن
ابى الثلج را در ٣٢٥ق بدانيم، وي نيابت سمري (٣٢٦- ٣٢٨ق) غيبت كبري
(٣٢٨ق) را نمىتوانسته است، درك بكند.
اين آثار نيز منسوب به اوست:
١. مانزل من القرآن فى اميرالمؤمنين (ع) يا التنزيل فى امير المؤمنين (ع)
نجاشى، ٣٨١؛ طوسى، الفهرست، ١٥١). اين كتاب تا سدة ٧ق/١٣م باقى بود و مورد
استفادة ابن طاووس در اليقين (ص ٤٥- ٤٧) واقع شده است؛ ٢. البشري و الزلفى
فى فضائل الشيعة (نجاشى، همانجا)؛ يا البشري و الزلفى و صفة الشيعة و فضلهم
(طوسى، همانجا)؛ ٣. اخبار النساء الممدوحات؛ ٤. اخبار فاطمة و الحسن و الحسين؛
٥. من قال بالتفضيل من الصحابة و غيرهم (نجاشى، ٣٨٢)؛ ٦. اسماء اميرالمؤمنين
(ع) فى كتابالله (طوسى، همانجا)؛ ٧. السنن و الا¸داب على مذاهب العامّة؛
٨. فضائل الصحابة؛ ٩. الاختيار من الاسانيد (ابن نديم، ٢٨٩)؛ ١٠. تفسير (همو،
٣٧).
مآخذ: ابن ابى الثلج، محمد، «تاريخ الائمة» در مجموعة نفيسة، قم، ١٣٩٦ق؛ ابن
ابى حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٤م؛ ابن
بابويه، محمد، التوحيد، به كوشش هاشم حسينى تهرانى، تهران، ١٣٩٨ق؛ همو،
معانى الاخبار، به كوشش علىاكبر غفاري، تهران، ١٣٧٩ق؛ ابن حبان، محمد،
الثقات، حيدرآباد دكن، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن شاذان، محمد، مائة منقبة، قم،
١٤٠٧ق؛ ابن طاووس، على، اليقين، نجف، ١٣٦٩ق؛ ابن نديم، الفهرست؛ بخاري،
محمد، الصحيح، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره،
١٣٤٩ق؛ همو، شرف اصحاب الحديث، به كوشش محمد سعيد خطيب اوغلى، آنكارا،
١٩٧١م؛ ذهبى، محمد، تذكرةالحفاظ. حيدرآباد دكن، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ همو، سيراعلام
النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ طوسى، محمد،
الامالى، بغداد، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، الرجال، به كوشش محمد صادق آل بحر
العلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، الفهرست، به كوشش محمد صادق آل بحر
العلوم، نشريات مكتبة مرتضوية، نجف؛ مزي، يوسف، تهذيب الكمال، نسخة خطى
احمد ثالث، توپكاپى سراي، شم ٦٢٩٦؛ مفيد، محمد، الامالى، به كوشش استاد ولى
و غفاري، تهران، ١٤٠٣ق؛ نجاشى، احمد، الرجال، قم، ١٤٠٧ق. احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا