دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٦
| آل نجاح جلد: ٢ شماره مقاله:٤٧٦ |
آلِ نَجاح، سلسلهای منسوب به المؤیّد نجاح که میان سالهای ٤١٢-٥٥٤ق/١٠٢١-١١٥٩م
بر زَبید واقع در کرانۀ خاوری دریای سرخ (اکنون جزو یمن شمالی و در باختر آن) فرمان
راند.
نجاح غلام حبشی مرجان، آخرین وزیر آل زیاد (ﻫ م) در زبید، در ٤١٢ق/١٠٢١م حکومت را
در دست گرفت و سلسلۀ آل زیاد را که در روزگار مأمون عباسی بر تهامه فرمان میراند
(ترسیسی، ٩٢)، برانداخت و تا ٤٥٢ق/١٠٦٠م بر زبید حکومت کرد و در آن سال به تحریک
علی بن محمد صُلَیحی به دست کنیزکی مسموم و کشته شد و آل صباح بر زبید چیره شدند.
پس از کشته شدن نجاح، دو تن از پسران او به نامهای سعید ملقب به احول، و نصیرالدّین
جیّاش ملقب به الملک المکین (ابوالطّامی) به جزیرۀ دهلک رفتند و در آنجا به آموختن
قرآن و ادبیات مشغول شدند (ابن خلدون، ٤/٢١٦). مدتی بعد بازگشتند و جیاش، علی بن
محمد را کشت (همو، ٤/٢١٧) و سعید بر زبید چیره شد. از این زمان تا ٤٨٢ق/١٠٨٩م که
جیاش بر مسند فرمانروایی نشست و آل نجاح کاملاً بر زبید چیرگی یافتند، آن دیار میان
آنان و آل صلیح دست به دست میگشت. سعید در ٤٨١ق/١٠٨٨م به دست مکرم صلیحی کشته شد و
به روایتی درگذشت و جیاش نخست به عدن (ابن خلدون، ٤/٢١٧؛ ابومخرمه، ٤٣) و سپس به
هند گریخت و ٦ ماه بعد، ناشناخته وارد زبید شد و چندی بعد حکومت را در دست گرفت
(ابومخرمه، ٤٤-٤٥). جیاش تا ٤٩٨ یا ٥٠٠ق/١١٠٥ یا ١١٠٧م (همو، ٤٥) فرمان راند. پس از
او پسرش فاتک اول تا ٥٠٣ق/١١٠٩م فرمانروایی داشت تا آنکه درگذشت و جای خود را به
منصوربن فاتک داد. منصور، وزیر خود انیس الفاتکی را به سبب تحکمی که بر او داشت
بکشت و کار ملک را به پسرش فاتک دوم سپرد و خود به خوشگذرانی پرداخت. ابن خلدون،
وزیر مقتول را ابومنصور عبیداللـه میداند، حال آنکه او در آن زمان هنوز به وزارت
نرسیده بود و افزون بر آن، ابومنصور عبیداللـه کشته نشده بلکه در ٥٢٩ق/١١٣٥م
درگذشته است. منصور در ٥٢٢ق/١١٢٨م به دست وزیر خود کشته شد. فاتک پسر منصور نیز تا
٥٣١ق/١١٣٧م فرمان راند و چون پسری نداشت، پس از وی پسرعمویش فاتک سوم، پسر محمدبن
فاتک اول، به فرمانروایی پرداخت. زوال آل نجاح که از حدود ٥٠٠ق/١١٠٧م به علت نفوذ
وزیران آغاز شده بود، در روزگار او به نهایت رسید. فاتک سوم در ٥٥٤ق/١١٥٩م به دست
احمدبن سلیمان در زبید کشته شد و بدینسان سلسلۀ آل نجاح برچیده شد.
ابوالطّامی جیّاش، سومین فرمانروای این سلسله، مردی شاعر و ادیب بود. دیوان شعری
بزرگ به او نسبت دادهاند. همچنین کتابی به نام المفید فی اخبار زبید معروف به مفید
جیاش نوشت (ابومخرمه، ٤٦-٤٧). فاتک بن منصور نیز مدارسی جهت فقیهان در زبید ساخت
(ابن خلدون، ٤/٢١٨).
مآخذ: ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٨م؛ ابومخرمه، عبداللـه، تاریخ ثغر عدن، لیدن،
١٩٣٦م؛ ترسیسی، عدنان، الیمن و حضاره العرب، بیروت، صص ٩٢-٩٣؛ زامباور، ادوارد
ریتر، نسبنامۀ خلفا و شهریاران، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٥٦ش، صص ١٨١-١٨٢؛
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٤م، ٣/١٠٣-٥/١٢٥-١٢٦، ٧/٣٠٢؛ لینپ ول،
استانلی، طبقات سلاطین اسلام، ترجمۀ عباس اقبال، تهران، ١٣٦٣ش، صص ٨٢-٨٣.
صادق سجادی