دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧٦
| ابراهيم پاشا، قره جلد: ٢ شماره مقاله:٦٧٦ |
اِبْراهيمْ پاشا، قره، معروف به قَره كدخدا (١٠٣٠- ١٠٩٨ق/ ١٦٢١-١٦٨٧م)،
صدراعظم عثمانى در دورة سلطنت محمد چهارم. در روستاي خندورك١ بايبورد (از
توابع ارزروم) در خانوادهاي مسلمان ديدهبرجهان گشود و درتبعيدگاهش -
جزيرةرودس - اعدامشد. پدرش احمد نام داشت . درجوانى از لَوَندهاي (سربازان
دون پاية) شورشىِ مشهورِ آبازه حسن پاشا(هم) بود. پس از سركوب شورش آبازه
به ايران پناهنده شد (اما بعد از مدتى بازگشت و به عنوان ايچ اوغلان
(مستخدم)، در دستگاه «فراري مصطفى پاشا» به خدمت پرداخت و چون پاشاي مذكور
والى مصر گرديد، او نيز «قپوچيلر كدخداسى» (رئيس دربانها) شد (عثمانزاده،
١١٠). بعد از عزل و قتل فراري مصطفى پاشا در زمرة مقابله چيان (مأموران
كنترل حضور و غياب سربازان) درآمد (قاموس الاعلام). پس از آن در دستگاه
دولتمردان و مشاهير متعدد از جمله «احمدپاشا كهلهلى» و «بورونسوز مصطفى آغا»
به كار پرداخت. سرانجام به خدمت قره مصطفى پاشا مرزيفونى، بيكلربيك
سيليستر درآمد. در ١٠٧٣ق/١٦٦٣م بعد از آنكه مصطفى پاشا«قائم مقام صدارت» را
بر عهده گرفت، او نيز «قره كدخدا» يا كدخداي صدرعالى شد كه يكى از
عالىترين مقامهاي عثمانى بود (عثمانزاده، ١١٠؛ .(IA در ١٠٨٢ق ١٦٧١م نخست
مقام «مير آخوري كوچك» و اندكى بعد «ميرآخوري بزرگ» را بر عهده گرفت و به
اين ترتيب رسماً وارد خدمت دولت و دربار شد ؛ IA) قاموس الاعلام ). ابراهيم
پاشا با جلب اعتماد صدراعظم و شخص پادشاه، مدارج ترقى را يكى پس از ديگري
و به سرعت طى كرد. تقرب وي به پادشاه و ترقى روزافزون او موجب حسادت
مخدومش قره مصطفى پاشا گرديد. به همين سبب مصطفى پاشا براي آنكه ابراهيم
را از دربار دور سازد، او را به مقام «قَپودان دريا» (درياداري) ارتقا داد
(رمضان ١٠٨٨/اكتبر ١٦٧٧)، اما وي نه تنها به هدف خود دست نيافت، بلكه
ابراهيم پاشا با احراز قائممقامى صدارت بيش از پيش به پادشاه نزديك شد،
به طوري كه در مراسم شكار و مهمانيها هميشه همراه سلطان بود و در واقع
نديم خاص او محسوب مىگرديد. دولت عثمانى در آن ايام درگير جنگ با روسها و
لهستانيها بود . پيروزي موقت مصطفى پاشاي صدراعظم در فتح قلعة «جِهرين»،
موجب افزايش نفوذ وي گرديد. بنابراين فرصت را براي تضعيف رقيب (ابراهيم
پاشا) غنيمت شمرد و او را از مقام درياداري و قائممقامى صدارت معزول كرد و
تاپاية وزير پنجم تنزل داد .(TA) نيروي عثمانى تحت فرماندهى صدراعظم كه
وين را محاصره كرده بود، از كُنت اشتار همبرگ٢ بهسختى شكست خورد و وين از
محاصرة نيروهاي عثمانى خارج شد و مصطفى پاشا در حالى كه ساز و برگ و
نيروهايش را از دست داده بود، به سوي بلگراد عقبنشينى كرد (اسناد و مكاتبات
سياسى، ٢٠٠).
انتشار خبر شكست محاصره وين از يك سو و سعايت مخالفان و رقيبان او و
طرفداران ابراهيم پاشا از سوي ديگر، موجب گرديد كه سلطان محمد چهارم طى
فرمانى مهر همايون، سانجاق (پرچم) شريف و كليدهاي كعبه را پس گرفت و دستور
قتل او را صادر كرد (اوزون چارشيلى، و وي در ٦ محرم ١٠٩٥ق/١٥ دسامبر١٦٨٣م در
بلگراد اعدام شد و ابراهيم پاشا به صدارت رسيد (عثمان زاده، ١١٠-١١١؛
زامباور، ٢٤٤). ابراهيم پاشا عدهاي از اطرافيان وزير پيشين را عزل كرد و
برخى را به قتل رسانيد. دورة دو سالة صدارت او با هجوم گستردة دول اروپايى
بر عثمانى مصادف بود. جنگ اتريش - عثمانى از برخورد ميان دو دولت خارج شده
و به صورت جنگ اروپا - عثمانى درآمده بود. دول اروپايى از جمله اتريش،
لهستان، ونيز، شواليههاي مالت و روسيه در چهارچوب «اتحاد مقدس» و با
پشتيبانى پاپ مىخواستند حاكميت عثمانى بر اروپا را از بيخ و بن براندازند ؛
IA) اسناد و مكاتبات سياسى، ٢٠١). دولت فرانسه نيز با حمله بر سواحل جنوبى
مديترانه، از جمله به كشورهاي تونس، الجزاير و ليبى، عملاً در اين اتحاد
مشاركت كرد. بر اثر حملات ژان سوبيسكى پادشاه لهستان، مولداوي سقوط كرد و
پس از آن شهرهاي ويشگراد٣، بوده٤، پشته٥، (اين دوشهر = بوداپست فعلى)،
سوانق و استحكاماتى چون آق كليسا و استرگون يكى پس از ديگري از دست
نيروهاي عثمانى خارج شد. صدراعظم كه ياراي رهبري نيروي نظامى را نداشت،
نه تنها خود در جنگ شركت نمىكرد، بلكه كسانى را كه در رفتن وي به جنگ
اصرار مىكردند، نيز به عناوين مختلف از سر راه برمىداشت.
سقوط شهرها و استحكامات عثمانى، در افكار عمومى مردم به ويژه در استانبول
تأثير نامطلوبى گذاشت و فرياد اعتراض عليه صدراعظم و حتى پادشاه بلند شد
(عثمانلى پادشاهلاري٥، .(٤٢٦ شكستهاي پىدرپى سپاه عثمانى كه با وجود تأمين
تداركات كافى، از رهبري نظامى برخوردار نبود، موجب شد كه سلطان محمد چهارم
طى فرمانى به صدراعظم دستور دهد كه شخصاً به جنگ رفته عمليات را هدايت
نمايد، ليكن اين بار نيز صدراعظم تمارض كرد و از رفتن به جنگ خودداري نمود.
سرانجام سلطان در ٢٠ محرم ١٠٩٧ق/٧ دسامبر ١٦٨٥م او را از صدارت بركنار و
سليمان پاشا را به جاي وي منصوب كرد (اوزون چارشيلى، .(III(١)/٤٦٨-٤٦٩
ابراهيم به استانبول رفت و در قصر بايرام پاشا واقع در محلة اسكودار٧ اقامت
گزيد (همانجا). اندكى بعد از پادشاه اجازة سفر حج خواست، اما دشمنانش او را
به سوء نيت و پيوستن به شورشيان آناتولى متهم و پادشاه را نسبت به وي
بدبين كردند. سلطان محمد چهارم طى فرمانى از او خواست كه ٥٠٠ آقچه (ه م)
به عنوان ماليات سفر (اعانة سفر) پرداخت كند، ليكن ابراهيم از پرداخت وجه
خودداري نمود. پادشاه نيز اموال او را مصادره و خودش را به جزيرة رودس تبعيد
كرد (ربيعالاول ١٠٩٧/ ژانويه ١٦٨٦) و مدتى بعد به اتهام فعاليت براي به
دست آوردن صدارت به قتل رسيد (همانجا؛ عثمان زاده، ١١١).
مآخذ: اسناد و مكاتبات سياسى، به كوشش عبدالحسين نوايى، تهران، ١٣٦٠ش؛
زامباور، ادوارد ريتر، نسب نامة خلفا و شهرياران، ترجمة محمد جوادمشكور، تهران،
١٣٥٦ش؛ عثمان زاده، احمد نائب، حديقةالوزراء، استانبول، ١٢٧١ق؛ قاموس
الاعلام؛ نيز:
IA ; Osmanl o Padisahlari Anslklipedisi , Istanbul , ١٩٨٦ ; TA ; Uzun - ٥ ars o
h, I, H., osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
علىاكبر ديانت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا