دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٥
| آلی و آلت جلد: ٢ شماره مقاله:٤٨٥ |
آلی و آلت، آلت در لغت به معنی «افزار»، و در اصطلاح اهل معقول واسطۀ میان فاعل و
منفعل و صانع و مصنوع است. این وساطت برای رسانیدن اثر فاعل به منفعل و صانع به
مصنوع است، مانند تیشه که اثر درودگر را به چوب میرساند. در کتابهای فلسفی، گاهی
کلمۀ آلت را مجازاً بر منطق نیز اطلاق کردهاند چنانکه گفتهاند: المنطق آلهٌ
قانونیّهٌ (نصیرالدین، ١/٩) و نیز گفتهاند: «منطق آلت است مر جمله علوم را، از آن
سبب که او را در دیگر علوم به کار آرند» (بهمنیار، ٥).
«آلی» یعنی چیزی که منسوب به آلت است، مانند «قانون آلی» که فنّ منطق است و «حرکات
آلی» که جنبشهای صادر شده از اندامهاست و «موجودات آلی» یعنی جانورانی که واکنشهای
ویژۀ آنها از راه اندامها پدیدار میشود. در نوشتههای دانشمندان اسلامی واژۀ «آلی»
دو کاربرد مهم دارد: یکی در مبحث تقسیم علوم به دو دستۀ آلی و اصالی است و دیگری در
علم النّفس. توضیح اینکه فرا گرفتن هر دانشی یا برای خود آن دانش است و یا از
اینروست که وسیلۀ فراگیری دانش دیگری است. دستۀ نخست را علوم اصلی یا اصالی
میگویند و دستۀ دوم را علوم مقدّمی یا آلی. بنابراین، مقصود از علم آلی آن علمی
است که مقدمه و واسطۀ فراگیری دانش دیگری باشد مانند منطق که مقدمۀ فلسفه است و علم
اصول که مقدمۀ فقه است. از سوی دیگر، گاهی فیلسوفان واژۀ «آلی» را در تعریف نفس به
کار بردهاند: «حدّ نفس آن است که کمال اوّل است مر جسم طبیعی آلی را» (ابن سینا،
١١). این کاربرد از آنجاست که «آن جسم طبیعی، آلت باشد در افعال نفس که از او پدید
آید» (همانجا). برخی از فیلسوفان مانند ملاصدرا و حاج ملاهادی سبزواری برآنند که در
این مورد مراد از آلی نسبت به آلت در معنای اعضا و جوارح نیست بلکه مقصود قوای خاصی
است که در موجودات طبیعی هست. برای مثال: در گیاهان، مراد از آلت و آلی، قوۀ تغذیه
و تنمیه و تولید است؛ در حیوان، افزون بر اینها، قوۀ احساس و ادراک و تخیّل نیز
هست؛ در آدمی عقل نیز افزوده میشود که آلت اندیشیدن است. به دیگر سخن، در این
موارد باید آلت را به منزلۀ «قوا» در نظر گرفت نه به منزلۀ «اعضا و جوارحِ» تنها.
مآخذ: ابنسینا، حسین بن عبداللـه، رسالۀ نفس، به کوشش موسی عمید، تهران، ١٣٣١ش؛
بهمنیاربن مرزبان، جام جهاننمای (ترجمۀ التحصیل)، به کوشش عبداللـه نورانی و
محمدتقی دانش پژوه، تهران، ١٣٦٢ش؛ تهانوی، محمدبن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، به
کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، ١٨٦٢م؛ صص ٨٨-٨٩؛ جرجانی، سیدشریف، التعریفات،
استانبول، ١٢٨٣ق، ص ٢٢؛ سبزواری، حاج ملاهادی، شرح منظومه، تهران، ١٢٩٨ق، صص ٦،
٢٨٥؛ شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، ١٣١٣ش، صص ٢-٤؛ صدرالدین شیرازی، محمدبن
ابراهیم، اسفار، تهران، ١٣٧٨ق، ٨/١٧؛ نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، شرح الاشارات و
التنبیهات، تهران، ١٣٧٧ق، ١/٩-١٠.
بخش فلسفه و کلام