دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩١
| ابن ابی حاتم جلد: ٢ شماره مقاله:٧٩١ |
اِبْنِ اَبى حاتِم، عبدالرحمان بن محمد بن ادريس بن منذِرِ تميمى حنظلى
رازي (٢٤٠-٣٢٧ق/٨٥٤ - ٩٣٨م)، مفسر، متكلم، فقيه و محدث بنام اسلامى. ظاهراً
وي در ري زاده شد و سالهاي نخستين زندگيش را در همين شهر گذراند و از پدر
خود ابوحاتم و ابوزُرْعة رازي دانش و حديث آموخت و نيز از فضل بن شاذان
نيشابوري قرائت قرآن فراگرفت. ابن ابى حاتم يك بار در ٢٥٥ق/٨٦٩م و بار
ديگر در ٢٦٠ق همراه پدر به حج رفت. سپس خود در ٢٦٢ق به طلب علم رهسپار
شام و مصر گرديد و ٧ ماه در مصر اقامت گزيد و از عالمان و فقيهان و محدّثان
آن ديار فقه و حديث آموخت. آنگاه در ٢٦٤ق/ عازم اصفهان شد (ذهبى، ٣/٨٢٩
-٨٣١). روشن نيست كه در چه زمانى از اين سفرها به ري بازگشته، اما قطعى
است كه در ري درگذشته است (عامري، ٢٨٥). از قراين چنين بر مىآيد كه وي
در عراق و بغداد، كه در آن روزگار كانون فقه و حديث بود، از شهرت و منزلت
علمى بسيار برخوردار بوده است (ابن حجر، ١/٢٦٥-٢٦٦).
ابن ابى حاتم افزون بر پدرش و ابوزرعه و فضل بن شاذان، نزد كسان ديگري
فقه و حديث آموخت كه بنامترين آنان عبارتند از: جعفربن منير رازي (ابن
حجر، ٢/١٦)، احمد بن سنان قَطّان، احمد بن منصور رمادي، يونس بن حبيب
اصفهانى (عليمى، ٢/٢٣)، ابوالحسين احمد بن محمد بن ابى سلم رازي (كريمان،
٢/٢٨٣)، ابوبكر محمد بن فضل موسى قسطانى رازي (خطيب بغدادي، ٣/١٥٢)، ابو
سعيد اَشَجّ، على ابن منذر طريقى، حسن بن عرفه، يونس بن عبدالاعلى، محمد
اسماعيل اَحمسى، حجاج بن شاعر، محمد بن حسان ازرق، محمد بن عبدالملك ابن
زنجويه، محمد بن مسلم بن وارة (ذهبى، ٣/٨٢٩ -٨٣٠)، صالح بن احمد بن حنبل،
احمد بن اصرم (ابن ابى يعلى، ٢/٥٥). على بن جنيد و مسلم بن حجاج (ابن
ابى حاتم، «ه»). راويان چندي نيز از ابن ابى حاتم روايت كردهاند كه
اسامى برخى از آنان بدين قرار است: حسينك تميمى، يوسف ميانجى، ابوالشيخ
عبدالله بن محمد بن حيان اصفهانى، ابواحمد الحاكم، احمد بن محمد بن بصير،
عبدالله بن محمد اسد، حمد ابن عبدالله اصفهانى، ابراهيم و احمد دو فرزند محمد
بن يزداد، ابراهيم ابن محمد نصرآبادي، على بن قصّار (ذهبى، همانجا)، على
بن عبدالعزيز ابن مدرك و ابو حاتم بن حبان بستى (ابن ابى حاتم، «و»).
ابن ابى حاتم را حافظ، ناقد، شيخ الاسلام و ثقه خواندهاند (سيوطى،
٣٦٤-٣٤٧). از فضايل اخلاقى و معنوي و زهد و پارسايى او بسيار ياد شده است
(ابن كثير، ١١/١٩١). پدرش دربارة او گفته كه در عبادت كسى را برتر از او
نديده و حتى گناهى از او سر نزده است (ذهبى، همانجا).
گرچه مذهب فقهى و كلامى وي آشكارا ياد نشده، اما عَبّادي او را از فقيهان
شافعى دانسته است (ص ٢٩). همچنين وي از محققان و نويسندگان بنام اسلامى
در روزگار خود بوده كه آثاري در حديث، فقه، كلام و رجالشناسى پديد آورده
است. برخى از اين آثار كه جزو منابع مهم علمى در موضوع خود به شمار
مىآيند، اينهاست: آداب الشافعى و مناقبه، قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٣٥م؛ تفسير
القرآن، (ظاهريه، ٣/١١٤؛ كحاله، ١١٩)؛ الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن،
١٣٦٠-١٣٧٢ق/ ١٩٤١-١٩٥٣م، در ٩ جلد؛ زهد الثمانية من التابعين، (ظاهريه،
٢/٦٥٣)؛ علل الاحاديث، در دو جلد، قاهره، ١٩٢٦؛ المراسيل، حيدرآباد دكن،
١٣٤١ق؛ اصل السنّة و اعتقاد الدين، خطى I/١٧٩) )؛ GAS, ثواب الاعمال (ابن
ابى حاتم، «ز»)؛ الرد على الجَهْميّة (سيوطى، ٣٤٧)؛ العلل المبوبّة على
ابواب الفقه (حاجى خليفه، ٢/١٤٤٠)؛ فضائل امامنا احمد (عليمى، ٢/٢٣)؛ الوائد
الكبري، الكنى، الزهد (بغدادي، ايضاح المكنون، ٢/٢٠٦، ٢٠٩، ٣٠١، ٣٢٥)؛ المزال
و المفسد (حاجى خليفه، ٢/١٤٥٨)؛ المسائل بغدادي، هديةالعارفين، ١/٥١٣)؛ المسند
فى الحديث، در ٦ جلد I/٢٧٨) S, .(GAL, در ميان اينها الجرح و التعديل
مشهورترين اثر ابن ابى حاتم است كه بارها چاپ شده است. اين كتاب از يك
سو مهارت نويسنده را در رجال شناسى مىنماياند و از سوي ديگر، با توجه به
تاريخ تأليف آن و نيز مطالبى كه در آن دربارة نقد و جرح و تعديل راويان
حديث و احوال گروهى از صحابه و تابعين آمده، از اهميت ويژهاي برخوردار
است.
مآخذ: ابن ابى حاتم ، رازي، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن،
١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن ابى يعلى، محمد، طبقات الحنابلة، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛
ابن حجر، احمد، لسان الميزان، حيدر آباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛ ابن كثير، البداية
و النهاية، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨ق؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، ايضاح المكنون،
استانبول، ١٩٤٧م؛ همو، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥١م؛ حاجى خليفه،
كشفالظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ خطيب بغدادي، احمد بن على، تاريخ بغداد،
بيروت، دارالكتاب العربى؛ ذهبى، شمسالدين محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن،
١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ سيوطى، جلالالدين، طبقات الحفاظ، بيروت، ١٩٨٣م؛ عامري، محمد،
غربال الزمان، به كوشش محمد ناجى زعبى العمر، دمشق، ١٩٨٥م؛ عَبّادي، محمد،
طبقات فقهاء الشافعية، به كوشش گستاو وِتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛ عليمى،
عبدالرحمان، المنهج، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد، بيروت، ١٩٨٤م؛
كحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدينة المنورة، دمشق ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛
كريمان، حسين، ري باستان، تهران، ١٣٥٤ش؛ كوپريلى، خطى؛ نيز:
GAL, S; GAS.
حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا