دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٥
| ابن اذنيه جلد: ٢ شماره مقاله:٨٧٥ |
اِبْنِ اُذَيْنه، عمر بن محمد بن عبدالرحمان بصري، محدّث و فقيه در سدة
٢ق/٨م. از زندگى و تاريخ ولادت و مرگ او چيز زيادي دانسته نيست. همين
اندازه روشن است كه او از اصحاب امام جعفر صادق(ع) بوده است (برقى، ٤٧؛
نجاشى، ٢٨٣). وي را از شاگردان و اصحاب امام موسى كاظم (ع) نيز دانستهاند
(برقى همانجا). به گفتة نجاشى او از طريق مكاتبه از امام صادق(ع) روايت
كرده است. اگر اين سخن درست باشد، بىترديد وي به طور مستمر در بصره
مىزيسته است و احتمالاً به همين دليل است كه او را بزرگ شيعيان بصره
شمردهاند (ص ٢٨٣). رجال شناسان شيعى عموماً وي را ثقه دانستهاند (طوسى،
الفهرست، ٢٤٠؛ علامه حلّى، ٥٩؛ مجلسى، ١٦٠). نوري گويد كه وثاقت ابن اذينه
مورد اتفاق جملگى محدثان و رجال شناسان شيعى است (٣/٦٣٦). ابن اذينه
روايات بسياري را نقل كرده و نام او در سلسله اسناد ٤٨٢ حديث آمده است،
(خويى، ١٣/٢٠). بيشتر اين روايات كه به خصوص از امام صادق (ع) است، از
طريق زرارة بن اَعْيَن (نك: ه د، آل اعين) صحابى و محدّث مشهور شيعى نقل
شده است (طوسى، اختيار معرفة الرجال، ١(١)/٦٤، ١(٢)/١٤٤، ١٧٨)، اما او افزون
بر زراره از محدثان ديگري نيز روايت كرده كه از آن ميان به اين كسان
مىتوان اشاره كرد: عبيدالله حلى (طوسى، همان، ١(٢)/١٥٢)، اَبان بن ابى
عيّاش (قهپايى، ٣/١٥٦)، فُضيل بن يسار كوفى (نوري، ٣/٦٤٤)، بُكَيْر بن اعين
و عبيدبن زراره (نك: ه د، آل اعين) و محمد بن مسلم (خويى، ١٣/٢٠). غالب
محدثان سدة ٢ق از ابن اُذينه روايت كردهاند. بنامترين آنان عبارتند از:
ابن ابى عُمَير (نجاشى، ٢٨٤)، ابن رئاب (طوسى، الاستبصار، ٣/٣١٤)، احمد بن
ميثم بن دُكَين، صفوان (طوسى، الفهرست، ٢٤٠)، حسن بن محمد سماعه (تفرشى،
٢٥٥)، اسحاق بن ابراهيم بن عمر يمانى (قهپايى، ٣/١٥٦)، حريز، عثمان بن
عيسى، جميلى بن درّاج، حماد بن عيسى، على حسن بن رباط، منصور ابن يونس،
منصور بزرج، على بن اسباط، احمد بن عايذ و پدرش، محمد ابن صَدَقة بصري،
درست بن ابى منصور، محمد بن عمر، عبدالعظيم بن عبدالله حسنى (غروي حائري،
١/٦٣١ -٦٣٢)، احمدبن محمدبنعيسى و پدرش (كاظمى، ١٢٣)، حسين بن سعيد و يونس
بن عبدالرحمان (خويى، ١٣/٢٠).
هرچند غالب روايات ابن اذينه فقهى است، اما گاه رواياتى در مقولة امامت و
ديگر مسائل كلامى نيز از وي نقل شده است و اين نشان مىدهد كه وي در علم
كلام نيز دستى داشته است. روايت نوري (٣/٦٣٦) كه مىگويد ابن اذينه با
مخالفان فكري خود به مباحثه مىپرداخته، مؤيد اين نظر است.
طوسى ( الفهرست، ٢٤٠) آورده است كه ابن اذينه اثري با عنوان «كتاب
الفرائض» در دو نسخة كوچك و بزرگ داشته كه احمد بن ميثم ابن دكين آن را
روايت كرده است. اكنون از اين اثر جز نامى بر جاي نمانده است.
طوسى در اختيار معرفة الرجال (١/٤/٣٣٥) از محدث ديگري به نام محمد بن عمر
بن اذينه ياد كرده كه در ديگر منابع رجالى شيعى پس از وي نيز آمده است.
اين امر كه شخص مذكور همان صاحب ترجمه در مقالة حاضر باشد، محل ترديد است.
طوسى مىگويد كه وي كوفى بوده و از مهدي عباسى گريخته و در يمن درگذشته و
لذا روايات زيادي از او نقل نشده است. برقى (ص ٢١) اين شخص را مدنى
مىداند. از مجموع اين سخنان چنين برمىآيد كه اين دو كس يكى نبودهاند،
زيرا عمر بن اذينه بصري بود و روايات بسياري نيز از او نقل شده است. ممكن
است محمد فرزند عمر بن اذينه بوده باشد. روايت طوسى (همانجا) كه مىگويد
محمد به دليل شهرت پدرش، به ابن اذينه مشهور گشته است، اين احتمال را
تقويت مىكند.
مآخذ: برقى، احمد، رجال، به كوشش سيد كاظم موسوي، تهران، ١٣٤٢ش؛ تفرشى،
مير مصطفى، نقدالرجال، قم، انتشارات الرسول المصطفى، خويى، ابوالقاسم ،
معجم رجل الحديث، قم، منشورات مدينة العلم؛ طوسى، محمد، اختيار معرفة
الرجال، به كوشش حسن مصطفوي، مشهد، ١٣٤٨ش؛ همو، الاستبصار، تهران، ١٣٩٠ق؛
همو، الفهرست، به كوشش محمود راميار، مشهد، ١٣٥١ش؛ علامه حلى، حسن بن
يوسف، خلاصة الاقوال، تهران، ١٣١١ق؛ غروي حائري، جامع الرواة، بيروت،
١٩٨٣م؛ قهپايى، عنايتالله، مجمع الرجال، به كوشش سيد ضياءالدين علاّمه
اصفهانى، اصفهان، ١٣٨٧ق؛ كاظمى، محمدامين، هداية المحدثين، به كوشش سيد
مهدي رجائى، قم، ١٠٤٥ق؛ مجلسى، محمدباقر، الوجيزه، تهران، ١٣١٢ق؛ نجاشى،
احمد، رجال، به كوشش سيد موسى شبيري زنجانى، قم، ١٤٠٧ق؛ نوري، حسين،
مستدرك الوسائل، قم، موسسة اسماعيليان. حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا