دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧١
| ابن احمر، ضياءالدين جلد: ٢ شماره مقاله:٨٧١ |
اِبْنِ اِخْوَه، يا اِبْن اُخُوَّه، ضياءالدين محمد بن محمد بن احمد بن
ابى زيد قرشى (٦٤٨ -٧٢٩ق/١٢٥٠-١٣٢٩م)، فقيه و محدّث شافعى. در مورد كُنية
وي، اگر چه اين كُنيه پيش از او نيز سابقه داشته (نك: ابن خلكان، ٣/٣٩٤،
٤٠٢)، به جهت عدم حركت گذاري، نحوة تلفظ در متون روشن نيست. مستشرقانى كه
از دهة ٤٠ قرن حاضر به شرح احوال ابن اخوه پرداختهاند، در تلفظ كُنية وي
اختلاف كردهاند، ابتدا لوي (ص و به دنبال او گودفروا (ص آن را با ترديد به
شكل «ابن الاُخُوّة» (پسر برادري) و بروكلمان ، II/١٠١) آن را بدون ترديد به
شكل «ابن الاِخْوَة» (پسر برادران) ثبت كردهاند و مدرك قاطعى براي ترجيح
يكى از اين دو احتمال در دست نيست. وي از خاندانى اهل دانش بود (نك: ابن
حجر، ٥/٤٣١) و نسب قرشى داشت (ابن اخوه، ٣). اينكه وي توضيحات دقيق و
مفصلى در مورد اختلاف كميّت واحد رطل در شهرهاي مختلف مصر آورده، بىآنكه
اطلاع مشابهى دربارة ساير كشورهاي اسلامى در كتاب خود (ص ٨١) بياورد و نيز
اقتصار ابن اخوه بر ذكر كيل مصري (ص ١٠٩) اين احتمال را تقويت مىكند كه
وي مصري بوده است. بر اين دو قرينه، استماع وي از رشيد عطار را نيز بايد
افزود (نك: ابن حجر، همانجا). شايد لوي (همانجا) نيز بر پاية همين قراين وي را
مصري دانسته باشد.
ابن اخوه در مقدمة كتاب خود (ص ٣) تصريح كرده كه در فروع پيرو فقه شافعى
و در اصول اشعري بوده است. ابن حجر (همانجا) به نقل از ابن رافع ضمن
محدث شمردن ابن اخوه متذكر شده كه وي صحيح مسلم را از رشيدالدين (يحيى
بن على) عطار و ابومُضَرْ استماع كرده است. با توجه به سال تولد ابن اخوه
و وفات رشيد عطار در ٦٦٢ق/١٢٦٤م (نك: يونينى، ٢/٣١٥) وي پيش از ١٤ سالگى به
تحصيل حديث پرداخته است. دو مورد حديث مسند منقول (ص ١٥٧، ٢١٩) به نقل از
بخاري و مسلم در مقايسه با اصل آن در صحيح بخاري (٤/٣١٥، ٨/٣٨٠) و صحيح
مسلم (٤/٢١٩٢) نشان مىدهد كه ابن اخوه در نقل و ثبت اسناد چندان به ضوابط
فنى محدثان مقيد نبوده است.
اگر بخواهيم در مورد زمينة اصلى كار ابن اخوه بر اساس تنها منبع موجود، يعنى
كتابِ معالم القربة او اظهار نظر كنيم، بايد بگوييم نظري فقه (به خصوص نك:
بابهاي ١-٧ و ٥٠ -٥١) تكيه بر جوانب وي در عين آگاهى بر جوانب عملى فقه
داشته است. ابن اخوه در كتاب خود افزون بر ارائة يك آيين نامة عملى براي
گروهها و اصناف مختلف مردم كه موضوع اصلى كار او را تشكيل مىدهد، به
مناسبت اطلاعاتى كوتاه، اما قابل ملاحظه از دانشهاي عملىِ زمان خود در
زمينههاي متنوع به دست مىدهد.
در اين كتاب دربارة مسائل مربوط به دانش اقتصاد يعنى كسب و كار و پيمانه و
ترازو و اوزان و مقادير و نيز خواص انواع گياهان دارويى و همچنين علم
اجتماع يعنى رفتار عمومى مناسبات مردم با يكديگر و حسن معاشرت و منع از
تجاوز و تعدي افراد به همديگر و سرانجام بهداشت عمومى گفت و گو شده است
(شعار، ص سيزده).
حائز اهميت است كه غالب اطلاعات موجود در اين كتاب مطالبى است كه مؤلف
مستقيماً آموخته و آن را ثبت نموده است نه اينكه از مآخذ پيشين نقل كرده
باشد. بجز آنچه ذكر شد، اطلاعات و گاهى نكات مختلفى را مىتوان در مورد
مسائل متنوع اجتماعى چون پوشش زنان (ص ١٥٧). جايگاه وعظ و وعاظ در ميان
مردم (ص ١٨٠) و نظاير آن در لابهلاي مباحث كتاب ملاحظه كرد.
تنها اثر شناختة شدة ابن اخوه كتابى در موضوع حسبت (ه م) است كه در ١٩٣٨م
به كوشش روبن لوي بر اساس ٤ نسخة خطى و با عنوان مَعالِمُ القُرْبةِ فِى
اَحْكامِ الحِسْبَة (هرچند كه عنوان كتاب شايد چندان دقيق نباشد؛ نك: حاجى
خليفه، ١/٨٣٣، ٨٣٤؛ گودفروا، به همراه ترجمة انگليسى آن در كمبريج به چاپ
رسيده و ترجمة فارسى آن به قلم جعفر شعار با نام آيين شهرداري در ١٣٤٧ش در
تهران منتشر شده است. گودفروا در طبقهبندي آثار مربوط به حسبت، كتاب ابن
اخوه را از گروه آثار عملى شرقى، دانسته است (ص .(٤٥٦
كتاب معالم القربة اگرچه در چند باب آغازين به خصوص باب اول با بخش مربوط
به حسبت از احكام السلطانية ماوردي (ص ٢٤٠-٢٥٩) و به تبع با بخش مزبور از
احكام السلطانية قاضى ابويعلى (ص ٢٨٤- ٣٠٨) قرابت قابل ملاحظهاي دارد و
ابن اخوه (ص ٩) به استفاده از كتاب ماوردي تصريح مىكند، با اينهمه نبايد
از نظر دور داشت كه آثار ماوردي و ابويعلى نظري بوده و با اثر ابن اخوه
اختلاف اساسى دارد. كتاب معالم القربة را مىتوان ادامه و تكميل كتاب نهاية
الرتبة فى طلب الحسبة عبدالرحمان بن نصر شيزري (د ٥٨٩ق/١١٩٣م) دانست كه در
٤٠ باب تدوين شده بود (شيزري، نيز نك: لوي، ١٥ ؛ گودفروا، همانجا). برخى از
محققان با استناد به نسخههاي موجود در استانبول و بيت المقدس، كتاب معالم
القربة را به ماوردي نسبت دادهاند، اما نظر به اينكه در زمان ماوردي،
چنانچه از احكام السلطانية وي و قرين حنبليش قاضى ابويعلى بر مىآيد، علم
حسبت هنوز مراحل اولية خود را طى مىكرده و مسائل آن جنبة نظري داشته است،
نمىتوان اين انتساب را پذيرفت (نك: گودفروا، ٤٥٤ I/٦٦٨; GAL,S, I/٤٨٣; .(GAL,
مآخذ: ابن اخوه، محمد، معالم القربة فى احكام الحسبة، به كوشش روبن لوي،
كمبريج، ١٩٣٧م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/
١٩٧٦م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابويعلى، محمد، الاحكام السلطانية، به كوشش محمد
حامد الفقى، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ بخاري، محمد، الصحيح، بيروت، ١٤٠٦ق/
١٩٨٦م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ شعار، جعفر، مقدمة آيين
شهرداري، تهران، ١٣٦٨ش؛ شيزري، عبدالرحمان، نهاية الرتبة فى طلب الحسبة، به
كوشش دكتر بازالعرينى، قاهره، ١٣٦٥ق/١٩٤٦م؛ لوي، روبن، مقدمه، نك: ابن
اخوه (در همين مآخذ)؛ ماوردي، على، الاحكام السلطانية، قاهره: ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛
مسلم، الصحيح، به كوشش محمد فواد عبدالباقى، قاهره، ١٩٥٥م؛ يونينى، موسى،
ذيل مرا¸ةالزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ نيز:
GAL; GAL,S; Gaudefroy - Demombynes, M., X Sur Quelques oucrages de Hisba n , JA,
Paris, ١٩٣٨; Vol. CCXXX/٤٤٩-٤٥٧. Levy ùّ،گ ِ?گ :î÷ .
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا