دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥١
| ابن ابی ليلی، محمد جلد: ٢ شماره مقاله:٨٥١ |
اِبْنِ اَبى لِيْلى، محمّد بن عبدالرّحمان بن ابى ليلى انصاري كوفى (٧٤-
١٤٨ق/٦٩٣ - ٧٦٥م)، فقيه محدّث، مفتى و قاضى كوفه. پدرش عبدالرّحمان از
بزرگان تابعين بوده است (خطيب، ١٠/١٩٩). در كودكى پدرش را از دست داد و از
اين رو نتوانست از دانش او بهره گيرد (ذهبى، سير، ٦/٣١٠). ابن ابى ليلى از
عالمان و فقيهان و محدّثان بنام روزگار خود، فقه و حديث و قرائت قرآن
آموخت. مشايخ او عبارتند از شعبى، نافع عمري، عطيّة عوفى، برادر خود عيسى،
پسر برادرش عبدالله بن عيسى (ابن ابى حاتم رازي، ٢(٣)/٣٢٢)، عطاء بن ابى
رباح، قاسم بن عبدالرحمان بن عبدالله بن مسعود، منهال بن عمرو، عمروبن
مرّة، ابو زبير مكّى، حكم بن عتيبة، حُميضة بن شمردل، اسماعيل بن اميّة،
ثابت بن عبيد، اجلح بن عبدالله، عبدالله بن عطاء، محمد بن عبدالرحمان بن
سعد بن زُرارة، داوود بن على امير و ديگران (ذهبى، سير، ٦/٣١٠-٣١١).
ابن ابى ليلى از فقيهان بزرگ و از اصحاب رأي روزگار خود بود. در روزگار بنى
اميّه به كار قضاوت در كوفه گمارده شد و در روزگار عباسيان نيز تا آخر عمر
اين سمت را حفظ كرد و در حدود ٣٣ سال در اين مقام باقى ماند (ابن خلّكان،
٤/١٧٩). او با امام ابوحنيفه (د ١٥٠ق/ ٧٦٧م) معاصر و چند سالى از او بزرگتر
بود، اما بين آن دو همواره ناسازگاريهايى بر سر مسائل فقهى وجود داشت و
ابوحنيفه بر برخى از احكام قضايى و روش داوري ابن ابى ليلى خرده مىگرفت
(همو، ٤/١٧٩-١٨٠). يكى از دلايل اين خردهگيريها اين بود كه ابوحنيفه در فتوا
و آراي خود جسور بود و ابن ابى ليلى محتاطانه عمل مىكرد. ذهبى وي را در
فقاهت همتاي ابوحنيفه دانسته است ( سير، ٦/٣١١). امام احمد بن حنبل فقه
ابن ابى ليلى را از حديث وي برتر دانسته است (همانجا).
او را در قضاوت و برخى از مسائل فقهى آراء ويژهاي است (ابن ابى الدم،
٢٦٥). با اينكه پدرش شيعى و از ياران بنام و معتبر امام على(ع) به شمار
مىرفت، اما خود او سنّى بوده است. نوبختى (ص ٧) و اشعري قمى (ص ٦) وي را
از حشويّه دانستهاند. بيشتر محدّثان و رجالشناسان اهلسنّت او را
موثّقشمردهاند (ذهبى، ميزانالاعتدال، ٣/٦١٣) و حتّى بعضى از رجال شناسان
شيعى او را راست گفتار و ممدوح ياد كردهاند (حلّى، ٣٢٢؛ علامة حلّى، ٨١). با
اينهمه نظرهاي مختلفى در اعتبار حديث او ابراز شده است. نسائى مىنويسد او
يكى از فقها بود كه در حديث قوي نبود (سيروان، ٢٠٥) و ابن حنبل او را ضعيف
الحديث گفته است (ابن حبان، ٢/٢٤٤) و برخى گفتهاند: در حفظ حديث كسى از
ابن ابى ليلى بدتر نبوده است (همانجا). قمّى مىنويسد كه طوسى (د
٤٦٠ق/١٠٦٨م) ابن ابى ليلى را از شاگردان امام جعفر صادق (ع) دانسته
(١/٢٠٢) و طبرسى حديثى آورده است كه گرايش شديد او را به امام صادق (ع)
نشان مىدهد (٢/٣٥٨-٣٦٠)، اما روشن است كه او شيعى نبوده است، زيرا گفتهاند
كه او به رأي خود فتوا مىداده (ابن قتيبه، ٤٩٤)، و نيز احاديثى كه در مورد
او در برخى از منابع روايى شيعى نقل شده، شواهدي است بر اينكه او شيعى
نبوده است (طوسى، ٦/٢٢١، ٩/١٤١، ٢٠٨).
بسياري از راويان سدة ٢ق/٨م در عراق از ابن ابى ليلى حديث شنيده و نقل
كردهاند كه از آن ميان مىتوان به اينان اشاره كرد: ابن ابى عُمير
(نوري، ٣/٨٤٤)، قاضى ابويوسف (قاضى، ١/٢٠)، شعبه، وكيع، ابونعيم، ابن
جريج، شريك، قيس بن ربيع، على بن مسهر، عبيدالله بن موسى (ابن ابى
حاتم رازي، ٧/٣٢٢)، حسن بن صالح بن حى (ابواسحاق، ١/١١٢)، عمران بن محمد
(فرزند او) (ذهبى، تاريخ الاسلام، ٦/١٢٣)، حمزة زيّات، سفيان ثوري، احوص بن
جوّاب، على ابن هاشم بن بريد، يحيى بن ابى زائده، عمروبن ابوقيس رازي،
عقبة بن خالد، عبدالله بن داوود خريبى، عيسى بن يونس، محمد بن ربيعة،
عبيداللّه بن موسى و عيسى بن مختار بن عبدالله (ذهبى، سير، ٦/٣١١).
گفته شده است كه او اثري به نام الفرائض (ابن نديم، ٢٥٦) و نيز كتابى با
عنوان الفردوس داشته است، اما نشانى از آن دو در دست نيست (خوانساري،
٧/٢٥٣). آراء فقهى او از طريق قاضى ابويوسف در كتاب ما اختلف فيه ابوحنيفة و
ابن ابى ليلى و شرحى كه شافعى در كتاب الاَم براي آن نوشته به دست ما
رسيده است.
مآخذ: ابن ابى حاتم رازي، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن،
١٩٥٢م؛ ابن ابى الدم، ابراهيم، ادب القضاء، به كوشش محمد مصطفى زحيلى،
دمشق، ١٩٧٥م؛ ابن حبان، محمد، المجروحين من المحدّثين و الضعفاء و
المتروكين، به كوشش محمود ابراهيم زايد، بيروت، دارالمعرفة؛ ابن خلكان،
وفيات؛ ابن قتيبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكّاشه، قاهره،
١٩٦٩م؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات الفقهاء، به
كوشش خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛ اشعري قمى، سعد، المقالات و الفرق، به
كوشش محمد جواد مشكور، تهران، ١٩٦٣م؛ حلّى، تقىالدين حسن، الرّجال، به
كوشش جلالالدين ارموي محدّث، تهران، ١٣٤٢ش؛ خوانساري، محمدباقر، روضات
الجنّات، به كوشش اسدالله اسماعيليان، قم، ١٣٩٢ق؛ ذهبى، شمسالدين محمّد،
تاريخ اسلام، قاهره، ١٣٦٧ق؛ همو، سير اعلام النّبلاء، به كوشش حسين اسد و
شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٩٨٥م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش عليم محمد
بجاوي، قاهره، ١٩٦٣م؛ سيروان، عبدالعزيز عزالدين، المجموع فى الضعفاء و
المتروكين، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ طبرسى، احمد، الاحتجاج، به كوشش محمدباقر
خرسان، بيروت، ١٩٨١م؛ طوسى، محمد، تهذيب الاحكام، بيروت، ١٩٨١م؛ علامّة
حلّى، خلاصة الاقوال، تهران، ١٣٤٢ش؛ قاضى ابويوسف، يعقوب، الخراج، بيروت،
دارالمعرفة؛ قمى، عباس، الكنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛ نوبختى، حسن، فرق
الشيعة، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٥٥ق؛ نوري، ميرزاحسين،
المستدرك، قم، مؤسسة اسماعيليان.
حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا