دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣٠
| ابن ابی صادق جلد: ٢ شماره مقاله:٨٣٠ |
اِبن اَبى صادِق، ابوالقاسم، عبدالرّحمان بن على بن احمد بن ابى صادق
نيشابوري (ح ٣٨٥-٤٧٠ق/٩٩٥-١٠٧٧م)، پزشك، كالبدشناس و شارح آثار بقراط و
جالينوس و ملقّب به بقراط دوم.
تاريخ تولد و سال فوت ابن ابى صادق را در منابع متقدّم به صراحت تعيين
نكردهاند، اما به طور مسلّم در ٤٦٠ق/١٠٦٨م وي زنده بوده است (ابن ابى
اصيبعه، ٣/٣٣) و هشتاد و چند سال زندگى كرده است (بيهقى، ١٠٨؛ شهرزوري،
٢/٤٥). منابع متأخر تاريخ فوت او را در حدود ٤٧٠ق ١٠٧٧م دانستهاند (بغدادي،
ايضاح المكنون، ٢/٢٧٩؛ ظاهريه، ٤٣٦). ابن ابى صادق تحصيلات خود را در
زادگاهش آغاز كرد و ادامه داد تا در فنون حكمت به خصوص در طب به مقامى
عالى رسيد. او را مردي قناعت پيشه، خوش گفتار، هوشمند، خوشرو، شيفتة يادگيري
علوم و فنون و ماهر در پزشكى كه آن را از ابن سينا آموخته بود، شمردهاند
(فارسى، ٤٩٠؛ بيهقى، ١٠٧؛ شهرزوري، ٢/٤٥). شاگردي وي نزد ابن سينا ظاهراً
بايستى به حدود نخستين دهة سدة ٥ق/١١م مربوط باشد. ابن ابى اصيبعه (٣/٣٣) و
برخى ديگر نيز رابطة استادي و شاگردي ميان آن دو را تأييد كردهاند (لاهيجى،
٢/٢٦٦؛ I/٦٣٨ ؛ GAL, ووستنفلد، .(٨٢
ابن ابى صادق پس از فراگيري حكمت و پزشكى، در نيشابور به طبابت مشغول شد
و به علّت علاقه به همشهريان خود، دعوت سلطان ابراهيم غزنوي را براي
رفتن به دربار وي رد كرد (بيهقى، ١٠٨-١٠٩؛ شهرزوري، ٢/٤٥-٤٦). در معالجة عارضة
قولنج عَميدالملك كُنْدُري به دست وي كه بيهقى (ص ١٠٧- ١٠٨) و شهرزوري
(٢/٤٥) آن را گزارش كردهاند، ترديدي نيست، اما ارتباطى كه ميان درگذشت
ابن ابى صادق و اين معالجه يادكردهاند، صحيح به نظر نمىرسد؛ زيرا در صورت
صحّت اين ارتباط، بايد تاريخ فوت او را پيش از سال قتل عَميدالملك
(٤٥٦ق/١٠٦٤م) بدانيم كه با تصريح ابن ابى اصيبعه بر زنده بودن وي بعد از
اين تاريخ، منافات دارد. سيد اسماعيل جرجانى مؤلف ذخيرة خوارزمشاهى از
شاگردان برجستة ابن ابى صادق بوده است (الگود، ٢٤٨).
در زمينة اخلاق پزشكى: به عقيدة ابن ابى صادق «پزشك حقيقى كسى است كه
زيان خود را در رذيلتها بداند و نخست خود را به انواع فضيلتها درمان كند، سپس
به معالجة بدنها رو آورد؛ زيرا كسى كه بدون درمان اخلاقى به معالجه بدنها
مشغول گردد، در پستترين مرتبه است» (بيهقى، ١٠٩؛ شهرزوري، ٢/٤٦). وي در
باب تشخيص ماهيت بيماريها و استخراج قوانين طبّى از راه استقراي علمى و
تجربة پزشكى و نيز دربارة نقش پرهيز و گرسنگى در كاهش وزن بدن و درمان
چاقى، سخن گفته است (ظاهريه، ٢١٩). شرحهاي او را بر آثار پيشينان در خور
توجه دانستهاند (لكلرك، .(I/٤٧٩ ابن ابى صادق سالهاي آخر عمر را در روستايى
ييلاقى، واقع در ١٢ فرسنگى نيشابور به نام «اَنْبَروذِستانه» به سرآورد
(بيهقى، ١٠٧- ١٠٨؛ شهرزوري، ٢/٤٥).
آثار ابن ابى صادق بدين شرح است:
١. شرح فصول بقراط، بهترين شرح كتاب فصول و مهمترين اثر ابن ابى صادق
است كه در ٤٦٠ق/١٠٦٨م تأليف آن پايان يافته (ابن ابى اصيبعه، ٣/٣٣؛
لاهيجى، ٢/٢٦٦) و اوفَر الشّروح ناميده شده است (حاجى خليفه، ٢/١٢٦٨).
مؤلفى ناشناس به تلخيص اين كتاب پرداخته كه نسخهاي از آن در كتابخانة
شهيد على تركيّه موجود است (احسان اوغلى، ٢٠٩؛ دربارة نسخههاي شرح فصول و
محل نگهداري هر كدام نك: همو، III/٣٠ .(GAS,
٢. شرح نَقْدِمَة المَعرفة بقراط، در مبادي پزشكى است (ابن ابى اصيبعه،
همانجا؛ بغدادي، هديّة العارفين، ١/٥١٧؛ لكلرك، همانجا؛ ووستنفلد، و در كتابخانة
ملى پاريس موجود است (دوسلان، شم .(٢٨٣٨
٣. شرح منافع الاعضاي جالينوس، در كالبدشناسى است و تأليف آن در
٤٥٩ق/١٠٦٧م به پايان رسيده است (ابن ابى اصيبعه، همانجا). پيش از آن،
شرحى بدين خوبى بر كتاب منافع الاعضاء نوشته نشده بوده است (حاجى خليفه،
٢/١٨٣٤- ١٨٣٥). نجمآبادي نام كتاب را به اشتباه تلخيص منافع الاعضاء
جالينوس ذكر كرده است (ص ٦٩٣). دستنويس آن در كتابخانة ملى پاريس موجود
(دوسلان، شم .(٢٨٥٤
٤. شرح مسائل حُنين، اصل مسائل از تأليفات پزشكى حُنين بن اسحاق است كه
ابن ابى صادق بر آن دو شرح نوشته است، يكى شرح كبير و ديگري شرح صغير
(ابن ابى اصيبعه، همانجا). از اين دو شرح نسخههاي چندي در كتابخانهها وجود
دارد III/٢٥٠) .(GAS,
٥. جواب ايرادهاي محمّد زكرياي رازي بر جالينوس، ابن ابى اصيبعه (همانجا)
از اين رساله سخن گفته، امّا تا به حال وجود نسخهاي از آن در جايى گزارش
نشده است.
٦. كتاب تاريخ كبير (ابن ابى اصيبعه: همانجا؛ بغدادي، ايضاح المكنون،
٢/٢٧٩؛ لكلرك، ووستنفلد، همانجاها). از اين كتاب هم وجود نسخهاي گزارش نشده
است.
٧. نُخبَة العلاج، در كتاب خطى المغنى فى الطّب، موجود در كتابخانة مجمع
علمى بغداد، شم ١٤٣م، از اين كتاب به عنوان يكى از منابع مورد استفاده
مؤلف ذكر شده، اما ابن ابى اصيبعه از آن نام نبرده است. برخى احتمال
دادهاند كه اين اثر با رسالة الادوية و الاطعمة، يكى باشد (ظاهريه، ١/٢١٩).
٨. رسالة الادوية و الاطعمة المقتبسة من الاحاديث المكرّمة، يك نسخه از آن به
شمارة ٦/١٣٥٩ در كتابخانة ملى الجزاير موجود است (ظاهريه، همانجا؛ I/٨٨٧ .(GAL,
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، بيروت، ١٣٧٧ق/١٩٥٧م؛ احسان
اوغلى، اكملالدين، فهرس مخطوطات الطب الاسلامى...، استانبول، ١٤٠٤ق/
١٩٨٤م؛ الگود، سيريل، تاريخ پزشكى ايران، ترجمة باهر فرقانى، تهران، ١٣٥٦ش؛
بغدادي، اسماعيل، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥م؛ همو، هَدّية العارفين،
استانبول، ١٩٦٧م؛ بيهقى على، تتمة صوان الحكمة، به كوشش محمد شفيع، لاهور،
١٩٣٥م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛ شهرزوري، محمد، نزهة
الارواح و روضة الافراح، به كوشش خورشيد احمد، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛
ظاهريه، خطى؛ فارسى، عبدالغافر، تاريخ نيشابور، به تلخيص ابراهيم بن محمد
بن ازهر صريفينى، به كوشش محمد كاظم محمودي، قم، ١٤٠٣ق؛ لاهيجى، محمّد،
محبوب القلوب، نسخة عكسى كتابخانة دانشگاه تهران، شم ٤٨٨٩؛ نجمآبادي، محمود،
تاريخ طب در ايران، تهران، ١٣٥٣ش؛ نيز:
De Slane, M. Le Baron, Catalobue des manuscrits, orabes, paris, ١٨٨٣- ١٨٩٥; GAL;
GAS; Leclerc, Lucien, Histoire de la m E decine arabe, Paris, ١٨٧٦; W O
stenfeld, F., Geschichte der arabischen Aerzte und Naturforcher, New York, ١٩٧٨.
غلامرضا جمشيدنژاد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا