دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢٩
| ابن ابی شيبه جلد: ٢ شماره مقاله:٨٢٩ |
اِبْنِ اَبى شَيْبه، ابوبكر عبدالله بن محمد بن ابراهيم (ابوشيبه) بن
عثمان عيسى كوفى (١٥٩-٢٣٥ق/٧٧٦-٨٥٠م)، محدّث، حافظ، فقيه، مفسّر و موّرخ.
اصلِ ابن ابى شيبه از واسط، و نيايش ابوشيبه ابراهيم، قاضى آن شهر بود
(ابن حجر، تقريب، ١/٤٤٥؛ همو، لسان، ٧/٤٦٨). برادرش عثمان بن ابى شيبه از
محدّثان صاحب تصنيف بوده (ابن نديم، ٣٢٠) و خاندانش نيز اهل علم بودهاند
(ذهبى، سير، ١١/١٢٢). عبدالله احتمالاً در كوفه زاده شد. در همان شهر مقدمات
را فراگرفت. سپس به بصره سفر كرد و از مشايخ آن شهر استفاده برد (ابن سعد،
٦/٤١٣). پس از آن به بغداد رفت و در آنجا حديث و فقه را در سطح عالى آموخت
و حديث گفت و حدود ٤٠ سال در آن شهر زيست (خطيب بغدادي، ١٠/٦٦، ٦٧). گفته
شده كه وي در حجاز نيز حديث آموخته است (ذهبى، همانجا).
استادان ابن ابى شيبه در حديث عبارتند از قاضى شريك بن عبدالله، على بن
مسهر (ابن سعد، همانجا)، ابواسامه، سفيان عيينه، جعفربن عون (ابن قيسرانى،
١/٢٥٩)، ابوالاحوص سلام بن سليم، عمروبن عبيد، عبدالله بن مبارك، حفص بن
غياث، عبادبن عوام، عبدالله بن ادريس، عبدالله بن نمير، ابوخالد احمر،
حسين بن على جعفى، محمد بن بشر عبدي، عبدالرّحمان محاربى، محمد بن فضيل،
ابونعيم، يحيى بن سعيد قطان، عبدالرحمان بن مهدي (خطيب بغدادي، ١٠/٦٦)،
جريربن عبدالحميد (ذهبى، تذكرة، ٢/٤٣٢)، ابو بكر بن عياش، اسماعيل بن عياش،
ابومعاويه، خلف بن خليفه، ابن ابى زائده، عبدالاعلى بن عبدالاعلى، مروان
بن معاويه، معتمر بن سليمان، يزيد بن مقدام بن شريح، يزيد بن هارون (ابن
حجر، تهذيب التهذيب، ٦/٢)، عبدالسلام بن حرب، عبدالعزيز بن عبدالصمد عمى،
على بن هاشم بريد، عمر بن عبيد طنافسى، هشيم بن بشير، وكيع بن جراح،
عبدالرّحيم بن سليمان و اسماعيل بن عليه (ذهبى، سير، همانجا).
ابن ابى شيبه از فقيهان و محدّثان بنامى است كه رجالشناسان براي او در
دانش حديث و پرورش محدّثان نقش عمدهاي قائلند، خطيب بغدادي (٤٦٣ق/١٠٧٠م)
كه به روزگار او نزديك است، آورده است كه حديث به ٤ تن پايان يافته
است: احمد بن حنبل (٢٤١ق/٨٥٥م)، يحيى ابن معين، على مدينى و ابوبكر ابى
شيبه (١٠/٦٩). ابوزرعه شاگرد او، ادعا كرده است كه در حفظ حديث از ابن ابى
شيبه فرادستتر نديده است (همانجا). آوردهاند كه وي در مسجد «رصافه»
مىنشست و حديث مىگفت و ٣٠ هزار كس به سخن او گوش مىدادند (همو، ٦٧).
ذهبى (د ٧٤٥ق/١٣٤٤م) او را دانشمندي بىنظير و ثقه و نحرير دانسته است
(تذكرة، ٢/٤٣٢).
بسياري از محدّثان و فقيهان بنام سدة ٣ق/٩م از ابن ابى شيبه حديث نقل
كردهاند. از آن جمله محمد بن اسماعيل بخاري، مسلم بن حجاج نيشابوري (ابن
قيسرانى، ١/٢٥٩)، احمد بن حنبل و فرزند او عبدالله، عباس بن محمد دوري،
يعقوب بن شيبه، محمد بن عبدالله منادي، محمد ابن ابراهيم مربّع، ابراهيم
حربى، محمد بن اسحاق صاغاتى، حسن بن على معمري، محمد بن كامل، موسى بن
اسحاق انصاري، محمد بن محمد باغندي (خطيب بغدادي، ١٠/٦٦)، ابوزرعه،
ابوداوود، ابن ماجه، ابوبكر بن ابى عاصم، بقى بن مخلد، جعفر فريابى (ذهبى،
همانجا)، زكريا ساجى، عثمان بن فرزاد، ابوحاتم محمد بن عثمان بن ابى شيبه،
هيثم بن خلف دوري، عبدان اهوازي، ابوالقاسم عبدالله محمد بغوي، ابوعمر،
يوسف بن يعقوب نيشابوري (ابن حجر، تهذيب التهذيب، ٦/٢-٣)، محمد بن سعد
كاتب، محمد بن يحيى، محمد بن وضاح، حسن بن سفيان، ابويعلى موصلى، احمد
بن حسن صوفى، حامد بن شعيب، صالح بن محمد جزره و عبيد بن غنام (ذهبى،
سير، ١١/١٢٣).
ابن ابى شيبه در كلام نيز دستى داشت و به دستور متوكل با بينش اهل حديث
با نحلههاي فكري ديگر مانند معتزليان و جهميان ستيزه مىكرد (خطيب بغدادي،
١٠/٦٧). تقريباً تمام رجال شناسان اهل سنّت ابن ابى شيبه را «موثق»
دانستهاند. ذهبى، افزون بر توثيق او، وي را راست گفتار نيز دانسته ( تذكرة،
٢/٤٣٣)، و شاگردش ابن حنبل او را «كثير الخطا» خوانده است (خطيب بغدادي،
١٠/٦٨). ابن ابى شيبه از پژوهندگان و نويسندگان بنام روزگار خود نيز هست.
آثار متعدّدي در حديث، فقه، كلام، تاريخ و تفسير به ابن شيبه نسبت داده
شده است. بعضى از اين آثار در دست است. كتاب المصّنف از آثار مشهور اوست.
در اين كتاب برخى از احاديث نبوي و نيز فتاواي تابعان به ترتيب ابواب
فقهى گرد آمده (حاجى خليفه، ٢/١٧١٢) و برخى از اجزاء آن در مدينه، پاريس،
عثمانى، فاس، قاهره، دمشق و هند، چاپ شده است GAZ,) و نسخههاي خطى آن
نيز در كتابخانة ظاهريه دمشق موجودند (سيد، ١/١٠٣- ١٠٥) و به گفتة بروكلمان
اين كتاب با عنوان مسند نيز چاپ شده است I/٢١٥) S, .(GAL, در گذشته نيز
برخى احتمال دادهاند كه اين كتاب همان است كه به «المسند» نيز معروف
شده است (حاجى خليفه، ٢/١٧١١). كتاب ديگر او الايمان است كه در
١٣٨٥ق/١٩٦٥م در دمشق چاپ شده است. آثار ديگر او عبارتند از السنن در فقه؛
التفسير (ابن نديم ٣٢١)؛ التاريخ كه به گفتة سزگين نسخة خطى آن در كتابخانة
برلين موجود است )؛ I/١٠٩) الفتن؛ الصفين؛ الجمل؛ الفتوح (ابن نديم،
همانجا)؛ المسند در حديث كه جزء دوم آن در كتابخانة عمومى رباط موجود است
(جامعه، ٥(١)/١٧١)؛ الاحكام (ذهبى، تذكرة، ٢/٤٣٣)؛ ثواب القران؛ الرد على من
رد على ابى حنيفه (بغدادي، ١/٤٤٠).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، تقريب التهذيب، بيروت، ١٩٧٥م؛ همو، تهذيب
التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛ همو، لسان الميزان، حيدرآباد دكن ١٣٢٩ق؛ ابن
سعد، محمد، طبقات الكبري، بيروت، دارصادر؛ ابن قيسرانى، محمد، الجمع بين
كتابى ابى نصر الكلاباذي و ابى بكر الاصبهانى، حيدرآباد دكن، ١٣٢٣ق؛ ابن
نديم، الفهرست؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، هدية العارفين ، استانبول، ١٩٥١م؛
جامعه، خطى؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ خطيب بغدادي،
احمد، تاريخ بغداد، بيروت، دارالكتب العربى: ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ،
بيروت، ١٣٧٤ق؛ همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب احمد ارنؤوط، بيروت،
١٩٨٦م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، بيروت، دارالمعرفه،
١٩٦٣م؛ سيّد، فؤاد، فهرس المخطوطات المصوّرة، قاهره، ١٩٥٤م؛ نيز: GAZ. GAL.,S;
حسن يوسفى اشكوري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا