دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٨٦
| ابن ابی ثابت جلد: ٢ شماره مقاله:٧٨٦ |
اِبْنِ اَبى ثابِت، ابومحمّد، لغت شناس نيمة اول سدة ٣ق/٩م (بغدادي،
١/٢٤٩: د ح ٢٥٠ق/٨٦٤م). با آنكه آثاري از او در دست است، از زندگانيش
آگاهى چندانى نداريم جز اينكه از علماي لغت بود. وي در شمار بزرگان كوفه
مذكور است، فصحاي عرب را ديده و از آنان لغت اخذ كرده است (ابن نديم، ٧٦؛
ياقوت ٧/١٤١؛ قفطى ١/٢٦١). ابومحمد ثابت از شاگردان بسيار نزديك ابوعبيد قاسم
بن سلاّم (١٥٧-٢٢٤ق/٧٧٤-٨٣٩م) بود كه نه تنها از او لغت اخذ مىكرده، بلكه
گويا در كار كتابداري و نسخهنويسى نيز به او ياري مىداده است، زيرا نه
تنها او را نزديكترين يار ابوعبيد، كه گاه «وَرّاق او» خواندهاند (ياقوت،
همانجا؛ ابن الجوزي ١/١٨٨؛ زبيدي، ٢٢٥). از آغاز در نام پدر وي سخت ترديد
كردهاند. ابن نديم (همانجا) آن را سعيد، و از قول سُكَّري، محمد خوانده است
(همين اختلاف در همة منابع بعدي تكرار شده است)؛ اما ياقوت (همانجا) تصريح
مىكند نام پدر و فرزند او عبدالعزيز بوده است. ياقوت پيش از اين شرح حال،
به مقالة ديگري تحت عنوان ثابت، على بن عبدالله كوفى پرداخته است. اما
آنچه در اين مقاله نقل مىكند، همان گفتههاي زُبَيدي و ابن نديم دربارة
شخصيت مورد بحث ماست. هم اين اشتباه از ياقوت بعيد است و هم چگونگى نام
اين شخصيت، آنچنانكه گمان مىرود نوعى تحريف در نسخة معجم الادباء رخ داده
باشد. اين نكته از نظر نويسندگان پس از ياقوت پنهان نمانده است. حدود يك
قرن بعد از او صفدي (١٠/٤٦٨) هر دو شرح را از معجم الادباء نقل كرده، در
پايان اضافه مىكند كه به نظر او، هر دو يك نفر بيش نيستند. همين روايات
عيناً در بُغية سيوطى (١/٤٨١) تكرار شده است (نيز، قس: خوانساري، ٢/١٦٧).
ابومحمّد ثابت، از بسياري از بزرگان ادب زمان خود روايت كرده است. غالباً
از ابوعلى أثْرَم، لحيانى، ابن حاتِم، سَلَمَة بن عاصِم و برخى ديگر نام
بردهاند (ياقوت، همانجا). او خود در مقدمة خلق الانسان، نام بزرگانى چون
ابوعبيد، ابن الا´عرابى، أَصْمَعى و ابوزيد أنصاري را نيز افزوده است (قس:
سيد، ١/٣٠٠). ابومحمّد ثابت با وجود گمنامى ٧ كتاب تأليف كرده كه حتى دو
تاي آنها اينك چاپ شده است:
١. خلق الانسان كه به كوشش عبدالستار احمد فرّاج، در ١٩٦٥م در كويت به
چاپ رسيده است. اين كتاب شامل نام اندامها و اوصاف انسان است. موضوع
خلق الانسان به خصوص در سدههاي ٣ و ٤ق/٩ و ١٠م سخت مورد توجه نويسندگانِ
مسلمان بود، چنانكه از اين دوران نام بيش از ٢٥ كتاب كه در اين زمينه
نوشته شده، به جاي مانده است و در ميان مؤلفان آنها كسانى چون اصمعى،
ابو عُبَيْدة، ابن الاعرابى، ابن نَحّاس، ابن حبيب نيز مذكورند (قس: حاجى
خليفه، ١/٧٢٢). وجود نام خلقالانسان ابن ابى ثابت در فهرسة ابن خير (ص
٣٦٣) و كثرت كسانى كه آن را روايت كردهاند، دليل بر شهرت وسيع آن در
اندلس است.
٢. الفَرْق كه به كوشش محمد فاسى در ١٩٧٤م در رباط، نيز بر اساس نسخهاي
ديگر به كوشش حاتم صالح ضامن در ١٤٠٧ق/١٩٨٧م در بيروت چاپ شده است. مراد
از «فرق» تفاوت ميان نام اندامهاي انسان و حيوان است. ديگر كتابهاي او كه
تنها نامشان باقى مانده، عبارتند از: الزَّجر و الدّعاء، خلق الفَرَس، كتاب
الوحوش، مختصر العربيّة، العروض (ابن نديم، ٧٦؛ ياقوت ٧/١٤١؛ قفطى ١/٢٦١؛
صفدي ١٠/٤٦٨). كتاب القوافى را كه بغدادي (١/٢٤٩) به او نسبت داده، در
منابع كهن نيافتيم.
مآخذ: ابن خير اشبيلى، محمد، فهرسة، به كوشش فرانچسكو كودرا و ريبرا تاراگو،
بيروت، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ ابن نديم، الفهرست، به كوشش رضا تجدد، تهران،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥١م؛ حاجى
خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ خوانساري، محمد باقر، روضات الجنات،
تهران، ١٣٨٢ق؛ زيبدي، محمد، طبقان النحويّين و اللغويّين، به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ سيد، خطى؛ سيوطى، بغية الوعاة، به
كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش جاكلين سوبله و على عمارة، بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ قفطى،
على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛
ياقوت، ادبا.
آذرتاش آذرنوش
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا