دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٧٨
| ابن ابی الاشعب جلد: ٢ شماره مقاله:٧٧٨ |
اِبْنِ اَبِى الاَشعَث، ابوجعفر،احمدبنمحمد (د ح ٣٦٠ق/٩٧١م)، داروشناس،
طبيب و حكيمايرانى اهل فارس (ابنابى اصيبعه، ٢/٢٤٦- ٢٤٧). قديمترين و
جامعترين مأخذ دربارة ابن ابى اشعث عيون الانباء اثر ابن ابى اصيبعه است
كه مآخذ ديگر غالباً مطالب آن را تكرار كردهاند. مؤلفان، در مورد نسب نامة
وي اختلاف كرده، برخى او را احمدبن محمد بن محمد (زركلى، ١/٢٠٩؛ كحاله،
٢/١٤٨) و برخى ديگر احمد بن محمد بن احمد (ووستنفلد، ٥٦ ؛ لكلر، ناميدهاند.
زندگى اين پزشك، چندان روشن نيست. عُبيدالله بن جبرائيل بن بختيشوع از
خود وي روايت كرده كه در جوانى تظاهر به دانستن طب نمىكرد. روزي كه از
موطن خود فارس با گرسنگى و پريشان حالى به موصل رسيد، مصادف بود با بيماري
پسر ناصرالدولة حمدانى، امير موصل، كه كوشش پزشكان براي مداواي وي به
جايى نرسيده بود. ابن ابى اشعث به مداوي او پرداخت و در كار خود توفيق
يافت، چنانكه مورد توجه واقع شد و انعام و اكرام يافت و تا پايان حيات در
موصل ماند (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٤٧). علت سفر ابن ابى اشعث از فارس به
موصل چندان روشن نيست، ولى ظاهراً در فارس شغلى دولتى يا امارتى داشته
كه سپس اموالش مصادره شد و از فارس گريخت (همو، ٢/٢٤٧). همچنين از اين
معنى كه وي نگارش كتاب الغاذي و المغتذي خود را در صفر ٣٤٨ در قلعة برقى
ارمنستان به پايان برده (همو، ٢/٢٤٨)، مىتوان دريافت كه احتمالاً پس از
گريز ناصرالدوله از برابر معزالدولة ديلمى كه به موصل تاخته بود، ابن ابى
اشعث موقتاً به ارمنستان رفته، يا حتى مدتى در قلعة ارمنستان زندانى بوده
است. ابن ابى اشعث مردي خردمند با انديشهاي استوار و نيز آگاه به علوم
حكمت وفقه بود و آثار او مؤيد اين معنى است. وي بر كتابهاي شانزده گانة
جالينوس تسلط كامل داشت و آنها را شرح و طبقهبندي كرد. ضمناً به شرح
بسياري از كتابهاي ارسطو و ديگر حكما همت گماشت. در پزشكى و ديگر دانشها،
كتابهاي وي از جهت محتوا كامل و تازه بود (همو، ٢/٢٤٧). شهرت وي در طب
بيشتر از دانشهاي ديگر است و در اين زمينه شاگردانى داشته است كه شهرتى
يافتهاند. از مشهورترين شاگردان وي بايد از ابوالفلاّح محمد بن ثواب موصلى
مشهور به ابن الثلاّح، و احمد بن محمد بلدي كه هر دو صاحب تصانيف متعدد در
طب هستند، نام برد (همو، ٢/٢٤٩). يكى از فرزندان ابن ابى اشعث به نام محمد
نيز در طب اشتهار داشته است (همو، ٢/٢٤٧).
نام ١٨ اثر از ابن ابى اشعث در منابع آمده است. نام برخى كه نسخههايى
از آنها در دست است، از اين قرارند: ١. كتاب الادوية المفردة، در ٣ مقاله كه
مؤلف بنابر اظهار خود، تأليف آن را به خواهش شاگردانش محمد بن ثواب و احمد
بن محمد بلدي در ربيعالاول ٣٥٣ شروع كرد (ديتريش، .(١٤٥-١٤٨ نسخههايى از
اين كتاب در كتابخانهها هست GAS) )؛ GAL; ٢. كتاب الغاذي و المغتذي: شامل
دو مقاله در طب (ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٤٨؛ سيد، ٢/١٤٧؛ قس: ازهريه، ٦/١٢٤).
نسخههايى از اين اثر در موزة بريتانيا و اياصوفيه هست (ريو، شم ٨٧٦ GAS; )؛
GAL; ٣. كتاب فى العلم الالهى: در دو مقاله كه تأليف آن در ذيقعدة ٣٥٥
پايان يافته و ابن ابى اصيبعه آن را به خط مؤلف ديده و ستوده است
(٢/٢٤٧)؛ ٤. كتاب فى القولنج: در دو مقاله در مورد انواع مختلف قولنج و
نحوفة مداوا و نيز داروهاي مفيد آن. اين كتاب را فخرالدين بن ساعاتى تكميل
كرده (حاجى خليفه، ٢/١٤٥١) و موفقالدين عبداللطيف بغدادي تلخيص نموده است
(دفاع، ١٥٩)؛ ٥. مقالة فى النّوم و اليقظة: اين كتاب براي ابن فضالة بلدي
نوشته شده و نسخهاي از آن موجود است (جامعه، ٥(٢)/٢٤٩؛ .(GAS همچنين از
تعليقات ابن ابى اشعث بركتاب الاسطقسّات على رأي ابقراط از مجموعة ستة عشر
جالينوس ياد شده است (شورا، ٢/٣٠٦). همچنين از نسخههايى از اين كتاب در ايا
صوفيه به شمارة ٢١٤ و در مجموعة ستة همان كتابخانه به شمارة ٢١٥ موجود است
(دربارة ساير آثار او نك: GAS ؛ GAL; ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٤٧، ٢٤٨).
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، بيروت، ١٣٧٧ق/١٩٥٧م؛ ازهريه،
فهرست؛ خطى؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١؛ دفاع، على عبدالله،
اعلام العرب و المسلمين فى الطب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زركلى، خيرالدين،
الاعلام، بيروت، ١٩٨٦؛ سيد، خطى، شورا، خطى؛ صفا، ذبيح الله، تاريخ علوم
عقلى در تمدن اسلامى، تهران، ١٣٥٦ش؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت،
١٣٧٦ق؛ نيز:
Dietrich, Albert, Medicinalia Arabica, G N ttingen, ١٩٦٦; GAL; GAS; Leclerc,
Histoite de la m E decine arabe, New Yorl, ١٩٧١; Rieu, Charles, Supplement ti
the Catalogue of the Arabic Manuscripts, London, ١٨٩٤; W O stenfeld, Ferdinand,
Geschichte der arabischen Arzte und Naturforscher New York, ١٩٧٨. سعيدالله قره
بگلو
تايپ مجدد و ن * ١ * ز
ن * ٢ * ز