دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٧٧
| ابن ابی ازهر جلد: ٢ شماره مقاله:٧٧٧ |
اِبْنِ اَبى اَزْهَر: ابوبكر محمّد بن مَزْيَد (يا محمد بن احمد بن مزيد)
بُوشنجى خُزاعى (ربيعالا¸خر٢٣٣- ٣٢٥ق/٨٤٧ -٩٣٧م)،اديب، شاعر، نحوي و محدّث.
تاريخ ولادت او را صولى (د ٣٣٦ق/٩٤٧م) كه معاصر او بوده به حدس، ٢٣٣ق
نقل كرده است (ص ٨٨) و ديگران (ابن نديم، ١٤٧؛ ذهبى، سير، ١٥/٤١؛ صفدي،
٥/١٨) عمدتاً به «عمر دراز» او اشاره نمودهاند. ابن نديم (ص ١٤٨) از قول
نوادة ابو جراح نقل مىكند كه وي در ٣١٣ق از ابن ابى ازهر دربارة عمرش
سؤال كرد. او پاسخ داد كه «ثلاثون سنة و ثلثة اشهر» (٣٠ سال و ٣ ماه) زيسته
است. بنابراين، تاريخ ولادت او ٢٨٣ق است كه با ديگر روايات همساز نيست. از
اين رو كلمة «ثلاثون» در متن الفهرست، بايد «ثمانون» باشد. با آنكه او خود
به قبيلة خزاعه منسوب است، نياكان وي (احتمالاً از طريق ولاء)، به تصريح
ابن نديم (همانجا؛ قس: خطيب، ٣/٢٨٨؛ صفدي، همانجا) از اهل پوشنگ (بوسنج)
بودهاند. نسبت «متوشحى» كه در رجال طوسى و جامع الرّواة اردبيلى (٢/١٩٢) و
نيز در تنقيح المقال مقانى همراه با توضيح بيهودة او (٣/١٨٢) آمده است،
همچنانكه آقابزرگ ( الذريعة، ٢٥/٢١٧) دريافته، تحريف بوسنج است. نسبت
«بغدادي» كه ذهبى ( سير، ١٥/٤١) به وي داده، بىگمان اشاره به اقامت او
در بغداد دارد. از زندگى ابن ابى ازهر تقريباً هيچ نمىدانيم، جز اينكه از
گروهى از مشاهير در زمينة ادب و نحو و از گروهى ديگر در زمينة حديث روايت
كرده است. منابع اصلى او در ادب، زُبير بن بَكّار (د ٢٥٦ق/ ٨٧٠م) و مبرّد
(د ٢٨٥ق/ ٨٩٨م) بودهاند، و احتمالاً نزد مبرّد شاگردي نيز كرده است، زيرا
گفتهاند كه «امالى» او را مىنوشته است (سيرافى، ٨٩؛ مرزبانى، ٤٢٩؛ زبيدي،
١١٦). علاوه بر اين گويند وي از قول حمّاد پسر اسحاق موصلى (د ٢٣٥ق/٨٤٩م)
كتاب اغانى را روايت كرده است (خطيب، ٣/٢٨٨؛ صفدي، ٥/١٨).
از ابن ابى ازهر انتقادهايى نيز شده است و اين انتقادها همه از آنجا سرچشمه
مىگيرد كه وي ٣ حديث در فضيلت اهل بيت، از قول اسحاق ابن ابى اسرائيل،
محمد بن سليمان لُوَين، ابو كريب و ديگران روايت كرده كه صحّت آنها مورد
ترديد دانشمندان واقع شده است و افزون بر اين ذهبى دربارة ديدار ابن ابى
ازهر با لوين و ابو كريب شك كرده است ( ميزان، ٤/٣٥). ظاهراً نخستين كسانى
كه به طعن او به پرداختهاند، شاگردانش، از جمله ابن شاذان (د ٢٦٠ق/٨٧٤م)
و به خصوص دارْقُطنى (د ٣٨٥ق/٩٩٥م) بودهاند. دار قطنى گويد «از قول او
احاديث مُنْكَر مىنوشتيم» (خطيب، ٣/٢٨٨-٢٨٩؛ ذهبى، سير ، ١٥/٤٢؛ ابن حجر،
٥/٣٧٧). از آن پس همگان او را «كذّاب كه از قولِ ثقات، احاديث جعلى روايت
مىكرده» (خطيب، همانجا) و «قبيح الكذب» (سيوطى، ١/٢٤٢) يا احياناً ضعيف و
غير ثقة خواندهاند. امّا آن ٣ حديث اينهاست: يكى حديثى دربارة پديدار شدن
شيطان در كعبه بر حضرت پيامبر (ص) و على (ع)؛ ديگر تكملهاي بر يك حديث
معروف در فضيلت على (ع)؛ و سوم حديثى در فضيلت امام حسين (ع). پيداست
كه سخن مؤلفان شيعه در حق او ملايمتر است. شيخ طوسى (ص ٥٠٨) او را در
شمار محدّثانى آورده است كه «از ائمه (ع) روايت نكردهاند» و مىگويد: وي
از يعقوب بن يزيد روايت مىكرد. مؤلفان شيعه غالباً به نقل گفتار طوسى
بسنده كردهاند. با اينهمه مدرس (٧/٣٢٥) تشيع او را مسلّم نمىداند و اشاره
مىكند كه احوال او «محل خلاف» و كتابهايش نيز «شامل اكاذيب» است.
ابن ابى ازهر را به شاعري نيز وصف كردهاند (مرزبانى، ٤٢٩) و حتى خطيب
(٣/٢٨٨) به «كثرت» شعر او اشاره كرده، اما تنها ٨ بيت از اشعار او به دست ما
رسيده است: ٥ بيت آن را مرزبانى (همانجا) و صفدي (٥/١٨-١٩) نقل كردهاند و ٣
بيت را صفدي (همانجا) نقل كرده است و مىگويد: «شعرش نيكوست».
ابن نديم، ٣ كتاب به او نسبت داده است: ١. اخبار قدماء البلغاء، كه كسى جز
او، از آن ذكري نكرده است؛ ٢. اخبار الهرج و المرج فى اخبار المستعين و
المعتزّ؛ ٣. اخبار عقلاء المجانين. به اين ٢ كتاب، ديگران نيز اشاره كردهاند
(صفدي، همانجا؛ ابن قاضى، ٢٥٧؛ سيوطى، ١/٢٤٢؛ حاجى خليفه، ١/٢٧، ٢/٢٠٤٣). از
كتاب نخست اثري در دست نيست و از كتاب دوم بروكلمان به نسخهاي در
اسكوريال ارجاع داده، اما سزگين به اين نسخه اشارهاي نكرده است.
ابوالفرج اصفهانى كه گويا شخصاً ابن ابى ازهر را ديده، از قول او دو روايت
دربارة مجنون نقل كرده كه هر دو از طريق زُبير بن بكّار به ابن ابى ازهر
رسيده است (٢/٥٢، ٩٣)، اما به كتابى در اين باب اشاره نمىكند.
اين نكته نيز گفتنى است كه ابوالقاسم بن حبيب نيشابوري (د ٤٠٦ق/ ١٠١٥م)
در آغاز كتاب عقلاء المجانين خود (به كوشش عمر اسعد، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م)
به كتابهايى كه در اين باب مىشناخته اشاره كرده، اما از ابن ابى ازهر
كه فقط ٧٠ سال پيش از او درگذشته، نامى نبرده است.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن،
١٣٣١ق/١٩١٣م؛ ابن قاضى شُهبه، ابوبكر، طبقات النّحاة و اللّغويّين، به
كوشش محسن غياض، نجف، ١٩٧٣م؛ ابن نديم، الفهرست، به كوشش فلوگل، ١٨٧٢م؛
ابوالفرج اصفهانى، على، اغانى، قاهره، دارالكتب؛ اردبيلى، محمد، جامع
الرواة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، بيروت، ١٣٥٠ق؛ ذهبى، محمد، سيراعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ابراهيم زيبق، بيروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ همو،
ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد يجاوي، بيروت، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛ زبيدي،
محمد، طبقات النّحويّبن و اللغويين، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٩٢ق/١٩٧٣م؛ سيرافى، حسن، اخبار النحويين البصريين، به كوشش فريتس كرنگو،
پاريس، ١٩٣٦م؛ فهرست؛ سيوطى، جلالالدين، بقيةالوعاة، به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به
كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٣٨٩ق/ ١٩٧٠م؛ صولى، محمد، الا´وراق، به كوشش
هيورث - دن، لندن، ١٩٣٥م؛ طوسى، محمد، الرجال، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ مدرس،
محمد على، ريحانة الادب، تبريز، ١٣٤٦ش؛ مرزبانى، محمد، معجم الشّعراء، به
كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ مامقانى، عبدالله، تتقيح
المقال، نجف، ١٣٥٢ق.
آذرتاش آذرنوش
ن * ٢ * ز