دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨١
| ابراهيم حقی جلد: ٢ شماره مقاله:٦٨١ |
اِبْراهيمْ حقّى، ارزرومى (ارضرومى) شاعر، عارف و دانشمند مشهور ترك
(١١١٥-١١٨٦ق/١٧٠٣-١٧٧٢م). وي در قصبة «حسن قلعه» از توابع شهرستان ارزروم
(در شرق تركيه) زاده شد. پدرش درويش عثمان حُسنى بن ملاّبكر، ملقّب به
«حقيرالله»، از عارفان مشهور ناحية ارزروم بود. درويش عثمان در همان سال
ولادت فرزند، حسن قلعه را ترك و در ارزروم توطن اختيار كرد، و پس از ٥ سال
اقامت در آنجا، براي يافتن مرشد و راهنما و ورود به طريقت، راهىِ سفر شد تا
سرانجام در روستاي تيلو (تُلو) از توابع سيريت١ (سَعرد، واقع در استان ديار
بكر)، به شيخ اسماعيل فقيرالله از شيوخ طريقت نقشبندي، دست ارادت داد و در
همانجا رحل اقامت افكند (بروسهلى، ٣٣؛ حقّى، ٦٥٧ -٦٦٤؛ ٣٢٦ - IV/٣٢٥ TDEA,
X/٥٠٧;
ابراهيم خردسال در غياب پدر، تحصيلات مقدماتى را در شهر ارزروم انجام داد و
هنگامى كه ٩ ساله بود، نزد پدر به تيلو رفت. چندي بعد به حلقة مريدان شيخ
اسماعيل پيوست، و بعد از درگذشت پدرش در ١١٣٢ق/١٧٢٠م جاي او را نزد شيخ
گرفت. مدتى بعد به ارزروم بازگشت و نزد حاذق محمد (محمد حاذق) از شاعران
نامدار زمان و مفتى شهر ارزروم به فراگرفتن زبان فارسى و عربى همت گماشت
(گولپينارلى٢، .(II/٣٥٣ پس از چندي به تيلو رفت و با دختر عبدالقادر، پسر
بزرگ شيخ اسماعيل، ازدواج كرد و با پير خود نسبت خويشاوندي نيزيافت
(بروسهلى،٣٣،٣٤). پسازدرگذشت شيخاسماعيل فقيرالله، ابراهيم با عنوان خليفة
وي به ارشاد مردم پرداخت و به تحقيق و تأليف آثار علمى همت گماشت. در
١١٥٠ق/١٧٣٧م براي اداي فريضة حج، به حجاز رفت.
در ١١٦٦ق/١٧٥٣م به دعوت سلطان محمود اول، پادشاه عثمانى (سلطنت: ١١٤٣-
١١٦٨ق/١٧٣٠- ١٧٥٥م) رهسپار استانبول شد و در كتابخانة همايون به مطالعه و
تكميل معلومات پرداخت ، TDEA همانجا). بعدها دوبار ديگر، در ١١٧٧ و ١١٨١ق/١٧٦٣
و ١٧٦٧م به حج رفت و در عربستان و مصر با دانشمندان آن نواحى ملاقات كرد.
در فاصلة سالهاي ١١٦٨- ١١٧٨ق/١٧٥٤-١٧٦٤م در ارزروم اقامت گزيد و برخى از آثار
خود را در آنجا تأليف كرد. در اواخر عمر به تيلو بازگشت و تا پايان زندگى
درهمان شهر به ارشاد و تحقيق ادامه داد XIX/) TA, ٥٠٨ -٥٠٧ )، و سرانجام در
همانجا درگذشت، و در مقبرة شيخ اسماعيل به خاك سپرده شد (بروسهلى، ٣٤).
دربارة تاريخ وفات ابراهيم حقى اختلاف است. پارهاي از منابع در گذشت او
را در ١١٩٥ق/١٧٨١م نوشتهاند (بغدادي، ايضاح، ١/٢٧٢، ٤٠٦، ٢/٥١٢؛ همو، هدية،
١/٣٩) و برخى نيز ١١٨٦ق/١٧٧٢م را سال درگذشت او مىدانند ( قاموسالاعلام؛
بروسهلى،٣٤؛ گولپينارلى، III/ ٤٢٣ ؛ اوزون چارشيلى، .(IV٩(٢)/٦١٥ به احتمال
قوي تاريخ اخير صحيح تر است، زيرا پسر او ، اسماعيل فهيم ، مؤلف معيار
الاوقات در پايان كتاب از پدر خود با عبارت «قدّس الله سرّه العزيز» مى كند
(گولپينارلى، و ابراهيم بايستى قبل از ١١٩٣ق درگذشته باشد. ابراهيم حقى در
علوم مختلف از جمله هيأت، جامعهشناسى، رياضيّات، طب (تشريح و وظايف
الاعضاء)، اخلاقيّات و فرهنگ اسلامى صاحب نظر بود. اين شاعر و عارف وارسته،
در تعليم و ارشاد مردم به سوي كمالات روحى و اخلاقى كوشا بود و زندگانى خود
را به تعليم و تعلّم مىگذراند. آثار علمى فراوانى از او به يادگار مانده
است كه تعداد آنها را بعضى ٣٩ (بروسهلى، ٣٤- ٣٥) و برخى ديگر ٣٢ (بغدادي،
هدية، ١/٣٩-٤٠) نوشتهاند.
مهمترين آثار وي به شرح زير است: ١. ديوان الهيّات ؛ ٢. معرفتنامه؛ ٣.
تذكرة الاحباب؛ ٤. حصن العارفين؛ ٥. كلمات فقيرالله؛ ٦. عرفانيّه؛ ٧. قوت
جان؛ ٨. منتخبات منظومه (كه بش بزرگى از آن به زبان فارسى است)؛ ٩.
رازنامه؛ ١٠. انسان كامل ؛ ١١. رسالة حقى در طريق نقشبندي؛ ١٢. الهى نامه؛
١٣. اقبال نامه؛ ١٤. اعمال فلكيّة بالرّبع المجيّب؛ ١٥. استخراج اعمال
فلكيّة؛ ١٦. تحفةالكرام؛ ١٧. نخبةالاكرام؛ ١٨. هيأت اسلاميّة (نك: بروسهلى،
٣٤- ٣٥؛ بغدادي، ايضاح، ١/٢٧٢، ٤٠٦، ٢/٢٤٥، ٥١٢؛ همو، هدية، ١/٣٩ - ٤٠؛
گولپينارلى، II/٣٠٨ .(I/٢٦٥-٢٦٨,
معروفترين و مهمترين كتاب ابراهيم حقى معرفتنامه است كه دائرةالمعارف
گونهاي به زبان تركى، شامل يك «مقدمه»، ٣ «فن» و يك «خاتمه» است. هر
كدام از اين بخشها خود به فصول و بابهاي چندي تقسيم مىشود. «مقدمه»، از
آفرينش جهان، بهشت، دوزخ و برزخ، آسمان و زمين و چگونگى تكوين آنها از
ديدگاه اعتقادات اسلامى بحث مىكند. در فن اوّل از جهان مادّي چون
سيّارات منظومة شمسى، كسوف، خسوف، درياها، كوهها و رودخانهها و جز آن سخن
مىرود. در فن دوم از انسان، حواسّ پنجگانه، وظايف الاعضاء، امراض و مسائل
طبى بحث مىشود. فن سوم كه مفصل ترين بخش كتاب است، به تصوف، مراحل و
مقامات سلوك، ذكر، توكل، تفويض، صبر و رضا و به موضوعاتى چون نفوس ملهمه،
مطمئنّه، راضيه، مرضيّه، كامله و... اختصاص دارد. در اين فن، فصلى نيز
دربارة زندگى و كرامات شيخ اسماعيل تُلوي (فقيرالله) و پدر مؤلف يعنى
درويش عثمان، آمده است (حقّى، ٦٤٦ -٦٨٤). در آخرين قسمت، يعنى «خاتمه»
چگونگى روابط اجتماعى، رفتار با ديگران، روابط خانوادگى و موضوعات ديگري از
اين دست مورد بررسى قرار گرفته است. در برخى از صفحات كتاب برحسب مورد،
تصاوير و نقشههايى نيز ديده مىشود. از اين كتاب كه تأليف آن در
١١٧٠ق/١٧٥٦م پايان يافته است، نسخ خطى فراوان در كتابخانههاي مختلف
تركيه و اروپا موجود است، كه قديمترين آنها كه در ١١٧٧ق (٧سال بعد از
تأليف) تحرير يافته و احتمالاً مؤلف خود آن را ديده است، در موزة مولانا
نگهداري مىشود. معرفتنامه تاكنون چندين بار به چاپ رسيده است. چاپ اول
آن در ١٢٥١ق/١٨٣٥م در بولاق (مصر) انجام گرفته و سپس در ١٢٦١ق در قازان
(روسيه)، و بار ديگر در ١٢٨٠ق در بولاق،و در ١٢٨٤ق در مطبعة عمرة استانبول
چاپ شده، و سرانجام متن ساده شده آن به حروف لاتين در ١٩٨٤م طبع
گرديده است.
از ديوان اشعار ابراهيم حقى نيز چندين چاپ در دست است و «حقّى» تخلّص
اوست.
مآخذ: بغدادي، اسماعيل، ايضاحالمكتون، ج ١ و ٢، استانبول، ١٩٧١م؛ همو،
هديةالعارفين، ج ١، استانبول، ١٩٥١م؛ بورسهلى، محمدطاهر، عثمانلى مؤلفلري،
ج ١، استانبول، ١٣٣٣ق؛ حقى، ابراهيم، معرفتنامه، به كوشش فوْاد باشار،
استانبول، ١٩٨٤م؛ قاموسالاعلام، نيز:
G N lpinarli,Abdulbaki, meulana m O zesi yazmalan katalogu, vols.II, III, Ankara
١٩٦٧ ; karatay , Fehmi , Edhem , Topkapu Saray m O zesi - k O l O phanesi Turk ٥
e yazmalar Katalogu, vo o s. II, III, Istanbul, ١٩٦١; Rieu, charles, The Turkish
manuscripts in the British Museum, London, ١٨٨٨; saban D N gen, M O sulman ilim
N nc O leri Ansiklpedisi, Istanbul, ١٩٨٤; TA; YDEA; Uzun ٥ ar s o l o arsih,
Ismail Hakk o , Osmanl o Tarihi, Ankara, ١٩٨٣, vol. IV (٢); YTA.
علىاكبر ديانت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا