دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٦
| ابجر جلد: ٢ شماره مقاله:٦٠٦ |
اَبْجَر، ابوطالب عُبیداللـه (یا به قولی محمد) بن قاسم بن ضبیه (نویری، ٤/٢٩٧:
مُنبَّه)، از مُغنّیان مشهور سدۀ ٢ق/٨م. از زندگی او اطلاعات ناچیزی در دست است و
اندک اطلاعات موجود را نیز فقط ابوالفج اصفهانی آورده (٣/٣٤٤-٣٥٠) و روایات او را
نویری نقل کرده است (٤/٢٩٧). به گفتۀ ابوالفرج وی از مَدَنیانی بود که در مکه، و یا
به عکس از مکیانی بود که در مدینه پرورش یافت و مولای کِنانه و سپس بنیبکر و بنا
به قولی بنیلیث بود و علاوه بر «ابجر» لقب «حَسْحاس» نیز داشت. وی در میان مکیان
به ظرافت طبع و جوانمردی و آراستگی شهرت داشت. گویند جامه و اسب و مرکب او، هر کدام
١٠٠ دینار میارزید. وی صدایی خوش داشت به گونهای که هرگاه شروع به خواندن آواز
میکرد، مردم برای شنیدن صدای او ازدحام میکردند. ابجر در آوازخوانی کسی را همتای
خود نمیدانست و داستان نزاع وی با ابن عایشه (آئازخوان مدینه) گواه این مدّعاست
(همو/٣٤٤، ٣٤٥، ٣٤٨).
ابوالفرج اصفهانی در سبب راه یافتن وی به درگاه ولیدبن یزید (خلافت:
١٢٥-١٢٦ق/٧٤٣-٧٤٤م) می گوید: در یکی از شبهای ذیحجه، ابجر در بیرون مکه سپاهی بزرگ
دید که به سوی مکه میآید، چون دانست که آن سپاه از آنِ ئلید است، آوازی چنان خوش
خواند که خلیفه را شیفته ساخت. فردای آن روز خلیفه آنچه را ابجر خواسته بود به سرای
او فرستاد. پس از آن ابجر به خلیفه پیوست و همراه او یا پس از او به دمشق رفت و تا
زمان مرگ ولید (١٢٦ق/٧٤٤م) با وی بود و پس از آن به مصر کوچید و همانجا درگذشت.
مآخذ: ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، ١٣٨٢ق؛ شوقی ضیف، الشعر
والغناء فی المدینه و مکه لعصر بنیامیه، قاهره، صص ٢٠٣-٢٠٤؛ نویری، احمدبن
عبدالوهاب، نهایه الأرب، قاهره، ١٣٦٢ق.
ایرانناز کاشیان